فیلم دونی|دانلود فیلم

مونولوگ - فیلم دونی|دانلود فیلم

توضیحات
---
  • تاریخ : ۵ام بهمن ۱۳۹۶
  • موضوع : دسته‌بندی نشده
  • بازدید : 41 views
  • نظرات : دیدگاه‌ها برای مونولوگ بسته هستند

عباس کیارستمی درباره آمریکا
وقتی به آمریکا می‌روم، کاملا احساس گم‌گشتگی می‌کنم. خیلی متفاوت از آن حس گم‌گشتگی که در ژاپن دارم. به ژاپن می‌روم تا خودم را گم کنم و این گم‌گشتگی در آن‌جا حسی بی‌پروا است. ولی حس گم‌گشتگی در آمریکا را برای هیچ کس آرزو نمی‌کنم. تمامی آمریکایی‌هایی که می‌شناسم افرادی دوست‌داشتنی هستند، بحثی در آن نیست. ولی خیلی اوقات احساس کرده‌ام که نگاهی به بقیه جهان ندارند. یک برنامه تلویزیونی را به خاطر دارم که در آن امیر کوستوریتسا در فرودگاه نیس به فرانسیس فورد کوپولا با تحسین و تمجید سلام می‌کرد. کوپولا محل نمی‌گذاشت و به کفش‌هایش نگاه می‌کرد! کوستوریتسا مجبور شد به او توضیح بدهد که مانند او از معدود افرادی است که دو نخل طلا برده تا این که کوپولا به‌زور جواب سلامش را بدهد. درباره این صحنه باورنکردنی، ژیل ژاکوب گفت :«آمریکایی‌ها بجز دنیای خودشان، دنیای دیگری نمی‌شناسند».
***
فدریکو فلینی درباره فیلمهایش

خودم را کارگردانی حرفه‌ای نمی‌دانم؛ یعنی آدمی که فیلم‌هایش تنها مبین شغلش است. من خود را یک قصه‌گو می‌دانم، فیلم خلق می‌کنم چون عاشق دروغ گفتن هستم. عاشق ابداع قصه‌ها، عاشق توصیف چیزهایی که دیده‌ام و مردمی که با آن‌ها برخورد کرده‌ام … فیلم‌هایم را از طریق به تصویر کشیدن قسمت‌هایی از زندگی خودم می‌سازم …. معتقدم که همه داستان‌هایی که خلق می‌کنم به این قصد مطرح شده‌اند تا نماد یک اضطراب باشند، یک فشار، یک حالت اصطکاک در آنچه که باید رابطه عادی بین مردم باشد. به رغم همه‌چیز، باید راهی برای بهتر کردن رابطه بین آدم‌ها وجود داشته باشد.
***
خاطره اکبر عبدی از بازی در فیلم «خوابم میاد»

برای فیلم سینمایی «خوابم میاد» من شرطی . داستانش از این قرار است که رضا عطاران یک روز آمد خانه ما و گفت می‌خواهم در فیلم من بازی کنی .گفتم چه نقشی باید بازی کنم؟ گفت نقش مادر من را!….خب من اولش تعجب کردم و فهمیدم قراره مامان رضاعطاران بشوم و گفتم شوهرم کیست؟ گفت ناصر گیتی‌جاه.من با رضا عطاران شرط گذاشتم. گفتم میام گریم می‌شوم، وقتی مردم و خودم و شما پذیرفتیم که واقعا مادرت شدم، قبول می‌کنم که این نقش را بازی کنم، اما اگر مابین مامان و بابا بودم من این نقش رو بازی نمی‌کنم و تو هم دیگر از من نخواه که بازی کنم.رضا عطاران قبول کرد و گفت اگر قابل قبول شد برای خودم و شما و مردم آن وقت قرارداد می‌بندیم.دفتر آقای امکانیان رفتیم گریم شدیم آمدم بیرون تاکسی گرفتم و در طول مسیر کسی من را نشناخت.با همون گریم که چهار ساعت طول می‌کشید رفتیم به منزل و باز هم در آن ساختمان کسی من را نشناخت و من «خوابم میاد» را بازی کردم.علاوه بر همه این‌ها، نقش زن برای خود من هم هیجان انگیز است و این را قبول کنید که این موقعیت برای هر کس پیش نمی‌آید.بعد از آن فریدون جیرانی پیشنهاد می‌کند به من که نقش زن را بازی کنم. خواب‌زده‌ها دو تا پیرزن را بازی کردم. که خواستم باز هم خودم را امتحان کنم و برای خود من منطقی بود. ولی بعد از آن سعی کردم نقش زن کمتر بازی کنم، زیرا وقتی می‌بینید بازیگری در یک نقشی فقط خوب درخشیده است، همه از آن دست نقش‌ها پیشنهاد می‌دهند و حتی تماشاچی انتظار ندارد آن بازیگر را در نقش دیگری ببیند. در واقع نمی‌خواستم به تکرار بیفتم.
***
خاطره عبدالله اسکندری از عصبانیت مرحوم علی حاتمی

از حاتمی خاطره زیاد هست، اما خاطره ای که از «هزاردستان» دارم، برایم بسیار جالب است. در هزار دستان می خواستند مانع ساخت شهرک شوند، آن لحظه دیدم که حاتمی به حدی سرخ شد و به او فشار عصبی وارد شد که نزدیک بود سکته کند. به حاتمی گفتم که «به خودت فشار نیاور، سکته می کنی» در جواب من گفت «مهم نسیت، این شهرک مهم است، من ماندنی نیستم، ولی اینجا می ماند» و امروز بعد از گذشت سال ها از فوت حاتمی من می بینم که، حاتمی درست می گفت و شهرک برای سینمای ایران ماند و صد ها سریال و فیلم در این شهرک سینمایی ساخته شد و همچنان هست.
***
وودی آلن درباه فیلمسازی

فیلم ها همه شان سخت هستند؛هیچ کدامشان راحت نیستند.همه شان در لفافه ای از نگرانی پیچده شده اند.وقتی ساخت فیلمی را شروع می کنی، فکر می کنی قرار است «همشهری کین» یا «دزد دوچرخه» بسازی و فکر می کنی بهترین فیلمی خواهد شد که تاکنون جهان به خود دیده است، بعد وقتی داری آن را مونتاژ می کنی، فقط امیدواری که مردم فیلم را تا انتها تماشا کنند و تمام آن فکرهای بزرگ درباره آن فیلم هایی که می خواستی بسازی، می بینی که داری از آنها چشم می پوشی و صحنه پایانی را روبه رویت می گذاری و فقط داری برای بقا می جنگی! در نتیجه ساخت هر فیلمی سخت است.فکر می کنم که تنها مرتبه ای که کمترین مشکلات از این نوع را داشتم، سر فیلم «امتیاز نهایی» بود. در آن فیلم به شکل غیر عادی ای خوش شانس بودم.خیلی غیر معمول همه چیز درست سر جای خودش قرار گرفت.
***
جانی دپ درباره شهرت

با آنکه چند دهه از آغاز فعالیتم در عرصه سینما می‌گذرد، ولی هنوز نتوانسته‌ام با مقوله شهرت کنار بیایم و به آن عادت کنم.هیچگاه از اینکه زیر ذره بین مردم باشم احساس راحتی نکرده‌ام و نخواهم کرد، این در حالی است که بیش از نیمی عمرمم را در چنین شرایطی بوده‌ام. از پاپاراتزی‌ها به واسطه اینکه حریم خصوصی زندگی ام را بشدت با دوربین‌هایشان مورد تجاوز قرار داده اند،شاکی ام.

نوشته مونولوگ اولین بار در بانی‌فیلم پدیدار شد.

برچسب ها

ارسال دیدگاه جدید

نظرات برای این مطلب بسته شده است.

Sorry, the comment form is closed at this time.

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.