فیلم دونی|دانلود فیلم

نگاهی به سریال «آرماندو»؛دست های خالی یک هنرور عاشق! - فیلم دونی|دانلود فیلم

توضیحات
---
  • تاریخ : ۲۶ام مرداد ۱۳۹۷
  • موضوع : دسته‌بندی نشده
  • بازدید : 6 views
  • نظرات : دیدگاه‌ها برای نگاهی به سریال «آرماندو»؛دست های خالی یک هنرور عاشق! بسته هستند

گروه تلویزیون- زینب علیپور: یکی دو هفته ای است شبکه یک اقدام به پخش سریالی به نام «آرماندو» به کارگردانی احسان عبدی پور کرده است. سریالی که پس از کش و قوس بسیار سرانجام در هفته گذشته سهم شبکه یک شد. مجموعه طنزی که به دلیل مضمونی که دارد، جای خالی اش در تلویزیون احساس می شد. گرچه شاید از همان ابتدا به دلیل خاص بودن موضوع و فیلمنامه اش نتوانست با مخاطبان گسترده تلویزیون و اصطلاحا مخاطب عام ارتباط برقرار کند. چرا که قصه طنزی که در این سریال روایت می شود، با مجموعه های طنزی که پیش از این در تلویزیون و به خصوص طنزهای نود شبی شاهد بودیم، متفاوت است. این تفاوت و خاص بودن را می شود از تیتراژ ابتدایی سریال فهمید. تیتراژی که در آن می توان خاطره صد سال سینما و فیلم های خاطره انگیز تاریخ سینمای جهان را در ذهن تداعی کرد.
از آنجایی که فیلمنامه مهمترین عضو پیکره یک سریال یا فیلم است، نویسنده و یا بهتر بگوییم نویسندگان این سریال که یک تیم سه نفره را شکل می دهد، به یکی از مهمترین موضوعاتی پرداخته اند که تاکنون کمتر نویسنده ای سراغ آن رفته است. گرچه پیش از این هم در سریال «اشک ها و لبخندها» و فیلم های «دو فیلم با یک بلیط» و «ارباب جمشید» و «سرخپوست ها» نگاهی به حضور هنرورها و یا اصطلاحا سیاهی لشگرها در یک اثر نمایشی داشته اند. اما تاکنون در هیچ سریالی تا این حد به زندگی و حرفه این افراد پرداخته نشده است. عاشقان و شیفتگان هنر بازیگری که هر کدام به دلیل نتوانستند به رویاهای خود تحقق بخشند و به امید روزی که بتوانند به شهرت و محبوبیت برسند، در کنار بازیگران بزرگی حضور داشتند. هرچند که تاکنون نتوانسته اند آنطور که باید دیده شوند و مورد توجه قرار بگیرند و در اغلب فیلم ها و سریال هایی که حضور داشتند، مورد بی مهری از طرف تیم تولید قرار گرفته اند. از این رو پرداختن به چنین افرادی که سالها در سینما و تلویزیون پا به پای هنرپیشگان بزرگی در سرما و گرما با عشق حضور داشتند آن هم در یک سریال تلویزیونی می تواند کار ارزشمنی باشد. گرچه برخی محدودیت ها مانع از آن شده تا این سریال به یک اثر ماندگار تبدیل شود. چرا که در این سریال هم هنرورها در سایه ستاره هایی چون مرجانه گلچین و حمیدرضا آذرنگ قرار دارند. اما می تواند گام مثبتی در این زمینه باشد.
ایرج محمدی تهیه کننده سریال خود از تهیه کنندگان قدیمی این عرصه است وسالهاست که تهیه سریال های پرمخاطب بسیاری را برعهده داشته و قطعا مدتهاست که دغدغه ساخت چنین اثری را به احترام این افراد داشته است. در کنار او احسان عبدی پور نیز کارگردان این مجموعه که پیش از این او را بیشتر با فیلم های سینمایی اش می شناسیم و «آرماندو» نخستین سریال مستقلی است که برای تلویزیون پس از «چرخ فلک» می سازد هم به نوعی علاقه مند به ساخت چنین اثری بوده که همه دست به دست هم داده اند تا خالق سریالی به نام «آرماندو» باشند.
«آرماند» داستان هنروری به نام آرمان است که خودش و خانواده اش سالهاست به عنوان هنرور فعالیت می کنند و به لحاظ مالی در مضیقه قرار دارند و خواهرش صاب جان که دختر دم بختی دارد و همسرش فوت شده، با سرمایه اندک هنرورها فیلمی ساخته که هیچ شرکت و موسسه سینمایی سرمایه گذاری برای این فیلم را نمی پذیرد. از طرفی آرمان عاشق می شود و به دلیل اینکه در یک رقابت ناعادلانه ای با خواستگار ناهید قرار می گیرد، ناچار به دروغ گویی در مقابل عشقش می شود و خود را یک مهندس ثروتمند معرفی می کند. عشقی که او را به زیر تیغ جراحی می کشاند تا ثابت کند برای بدست آوردن ناهید راضی به انجام هر کاری است و از هیچ خطری ابایی ندارد.
تا اینجای داستان بیننده با مشکلات آرمان و خانواده اش همراه شده و به واسطه طنز خاصی که این سریال دارد، صرفا برای مخاطبان خاص جذابیت داشته است و هنوز آنطور که باید نتوانسته مخاطبان عامی را نیز که عادت به دیدن چنین طنزهایی ندارند، با خود همراه کند. اما یکی از مهمترین نکاتی که در این سریال وجود دارد، این است که کار با آبرویی است و از لودگی پرهیز شده است. ضمن اینکه یکی از لوکیشن های جالب این مجموعه شهرکی است که هنرورها در کنار هم در آن سکونت دارند. با هم و در کنار هم فیلم های هنری تماشا می کنند و برای تولد نوزاد یکی از همکاران و دوستانشان جشن می گیرند و شادی می کنند. گویی که دنیای آنها در این شهرک با دنیای حقیقی فاصله بسیاری دارد. آنها با دوستی و محبت در کنار هم زندگی می کنند و غرق در روزمرگی های خود نیستند. سعی می کنند شب ها در کنار هم بنشینند و تخمه بشکنند و فیلم تماشا کنند. از این رو فضایی که در این سریال شکل گرفته می تواند برای مخاطب خاصی که با این نوع افراد و زندگی و شغل شان آشناست، جذابیت داشته باشد. از طرفی می تواند گامی موثر هم برای جذب مخاطب عامی باشد که به دیدن سریال های طنز تکراری عادت کرده است.
حمیدرضا آذرنگ و مرجانه گلچین که ایفاگر نقش های اصلی این سریال هستند، شاید بتوان گفت که انتخاب درستی برای این نقش ها هستند. گرچ بازی گلچین یادآور سریال های طنز پیشینی است که بازی کرده است. اما آذرنگ توانسته نقشش را به درستی ایفا کند. اما از همه جالب تر الیکا عبدالرزاقی است که برای نخستین بار نقش جدی ای آن هم در یک کار طنز بازی کرده است و همین طور علی مسعودی که توانسته از قالب نقش های گذشته اش بیرون آمده و به درستی از جانب کارگردان هدایت شود.
در نهایت اینکه این سریال هم دارای نقاط ضعف و قوت بسیاری است که البته با گذشت ۵- ۶ قسمت از سریال هنوز برای قضاوت زود است. اما می توان گفت که سریال آبرومندی است و با هر ترفندی مخاطب را نمی خنداند. از همه مهمتر اینکه سرانجام گروهی هم پیدا شد که درباره هنرورها سریالی ۲۶ قسمتی بسازد که خوشبختانه از یک شبکه سراسری پخش شود. بلکه بتواند دل هنرورهایی را بدست بیاورد که سالهاست از بی توجهی و بی مهری برخی پروژه ها دلگیرند.

نوشته نگاهی به سریال «آرماندو»؛دست های خالی یک هنرور عاشق! اولین بار در بانی فیلم پدیدار شد.

ارسال دیدگاه جدید

نظرات برای این مطلب بسته شده است.

Sorry, the comment form is closed at this time.

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.