فیلم دونی|دانلود فیلم

خبر برتر Archives - فیلم دونی|دانلود فیلم

توضیحات
---
  • تاریخ : ۳۰ام شهریور ۱۳۹۷
  • موضوع : دسته‌بندی نشده
  • بازدید : 0 views

گروه تلویزیون – زینب علیپور: شاید بتوان گفت که بسیاری از علاقه مندان به صدا و کارهای حجت اشرف زاده هنوز هم او را را ترانه زیبا و دلنشین «ماه و ماهی» می شناسند. اما او پس از این کار که باعث شهرت او شد هم ترانه های دلنشین بسیاری را اجرا کرد که برخی از آنها در قالب تیتراژهای تلویزیونی در ذهن مخاطبان مانده است. از جمله تیتراژ برنامه های «فرمول یک» و «یک یک» و «جشن رمضان» و…
این اواخر هم که تیتراژ پایانی برنامه «شبی باعبدی» را با عنوان «بی خبر از تو» اجرا کرد و بسیار هم مورد توجه قرار گرفت. اما اشرف زاده یک شبه به این شهرت نرسید. وی کلاس های بسیاری را در زمینه صداسازی و آواز نزد اساتید بزرگی آموخته است و سالها در این زمینه چه در زادگاهش نیشابود و چه در تهران فعالیت کرده است. از این رو بانی فیلم با او گفت و گویی پیرامون کارهایش و «شبی با عبدی» داشته که در ادامه می خوانید:

 گویا این روزها مشغول همکاری با یک گروه موسیقی خارجی هستید. در این باره توضیح می دهید؟
– بله مشغول همکاری با گروه شیلر به سرپرستی کریستوفر فون دیلن هستم که یک گروه آلمانی است که سال گذشته برای کنسرت به ایران آمدند و ظاهرا پس از شنیدن صدای من به چند قطعه از کارهای من علاقه مند شدند و خواستند که با هم کار مشترکی انجام بدهیم که مدیر برنامه هایشان تماس گرفت و چند روزی هم مشغول این اثر مشترک شدیم با فضای الکترونیک و ترکیبی از آواز ایرانی و غزل خوب ایرانی که ترجیح دادم از غزل نوکلاسیک ایرانی یعنی از غزل امید صباغلو استفاده کنم که بخشی از آن را تصنیف گونه خوانده ام که ترکیب آنها یک اتفاق خوشایندی به عقیده من شد.
 چه زمانی این اثر منتشر خواهد شد؟
– فکر می کنم برای سال آینده به کنسرت و ارائه آلبوم جدید گروه شیلر هم بی انجامد که دو قطعه ایرانی در این آلبوم هست که یکی از قطعات با سازهای ایرانی و ترکیبی از موسیقی ایرانی و الکترونیک را طرفداران کریستوفر خواهند شنید و در قطعه دیگر که من حضور داشتم، طرفداران این گروه به شکل دیگری آن را خواهند شنید.
 درباره آلبوم جدید خودتان هم بگویید و اینکه در چه مرحله ای است؟
– آلبوم خودم به نام «وقت عاشقی» تقریبا آماده انتشار است. منتهی به دلیل اینکه فضای حاکم بر نشر آثار فرهنگی در حال حاضر فضای مناسبی برای تولید شاید نباشد، یعنی هزینه ها برای چاپ و نشر و فرایند پخش بسیار بالا رفته و هزینه های بالایی را برای ناشر در برخواهد داشت، از این جهت شاید با تعویق این آلبوم منتشر شود. شاید هم به این نتیجه برسیم که به صورت تک آهنگ کار را پخش کنیم. بنابراین آلبوم «وقت عاشقی» که برایش سه سال زحمت کشیدم، به دلایلی که بیان کردم، امکان انتشارش در حال حاضر وجود ندارد و زمان انتشار آن به خاطر گرانی به تعویق می افتد. البته امیدوارم هر چه زودتر بتوانم این کار را در قالب یک پکیج و آلبوم در اختیار مردم قرار بدهم.
 شما سالهاست که در زمینه آواز فعالیت می کنید. اما فکر می کنم با تیتراژ تلویزیونی بیشتر به شهرت رسیدید. این طور نیست؟ فکر می کنید چقدر تیتراژ در شناخته شدن هنر شما موثر بوده است؟
– من اعتقاد ندارم که امروزه تیتراژها مانند گذشته کسی را خواننده کرده باشد. چون روزگاری مردم با تیتراژ رابطه مستقیم و عمیق تری به نسبت امروز داشتند. بنابراین شاید در دهه ۸۰ و ابتدای دهه ۹۰ این اتفاق بسیار ملموس تر بود و خواننده ها با تیتراژخوانی معروف می شدند. به هر حال خواندن تیتراژ با یک محتوای مناسب و پخش مناسب قطعا برای خواننده و یا شاید برای یک آرتیست موزیسین که حتی می تواند خواننده هم نباشد، مثل آریا عظیمی نژاد عزیزم که همه با کارهای او آشنا هستیم و خواننده نیست، اما موزیسین بسیار موفق در ساختن تیتراژهای درجه یک برای برخی برنامه ها و سریالهاست که از این نظر قطعا نه تنها یک خواننده که یک شاعر و یک آهنگساز هم از مزایای داشتن تیتراژ خوب یک برنامه یا سریال بهره مند خواهد شد. یعنی از جلب نظر و نگاه مخاطبان بسیاری در این زمینه برخوردار خواهد شد. بنابراین همچنان با اینکه اعتقاد دارم که تیتراژ ها مانند دهه گذشته موثر برای شناخته شدن آن خواننده نیست، اما باید گفت که همچنان بی تاثیر هم نیست.
 و شما هم در این مدت تیتراژ سریال های «یادداشت های یک زن خانه دار» و «علی البدل» و چند برنامه را خوانده اید.
– بله من هم از سال گذشته بر اساس یک برنامه ریزی جدی به فرایند تغییر در تولید آثارم روی آوردم که با یک تیم خوب در کنار دوستان جوان هم فکر امروزی و با ترکیبی از رفقای قدیمی که چند اثر را در واقع با این عناوین منتشر کردیم. از قطعه «مهدخت» که تیتراژ سال تحویل در برنامه نوروزی شبکه یک به تهیه کنندگی علی ضیا بود و تقدیم به دختران و مادران نجیب سرزمینم شد. خوشحالم که این قطعه را دوست داشتند و مورد توجه قرار گرفت. بعد از تیتراژ «مهدخت»، در برنامه جشن رمضان شبکه ۵ به تهیه کنندگی محمد قنبری دوست قدیمی ام قطعه «عطر تو» را برای این برنامه اجرا کردم که بارانی بود و به خاطر این حالت به دل خیلیها نشست. بعد از آن هم قطعه «بی خبر از تو» برنامه شبی با عبدی رسیدیم که در این قطعه هم مانند کارهای قبلی با دوستان خوبی به عنوان آهنگساز و ترانه سرا همکاری کردم که همه این قطعات حاصل چند ماه هم فکری و همراهی من و دوستانم بود که بخشی مورد پسند مردم قرار گرفته است.
 گویا مدتی است که در زمینه موسیقی تیتراژ هم باندبازی و به قول یکی از همکارانتان تیتراژ فروشی رواج پیدا کرده و هر خواننده تازه کاری که می خواهد معروف شود، به نوعی بخشی از سرمایه سریال را به تهیه کننده می پردازد و تیتراژ آن را می خواند. نظر شما به عنوان یکی از حرفه ای های این هنر در این باره چیست؟ اصولا با چنین مواردی برخورد کرده اید و یا شنیده باشید؟ به خصوص در ماه رمضان و کارهای مناسبتی که زیاد در این زمینه حواشی وجود دارد!
– قطعا همه ما می دانیم که در هر شغلی ممکن است آفت هایی وجود داشته باشد. اتفاقا یک روز با برخی از دوستانمان بررسی می کردیم که در هر شغل و منصب و مقام و درجه ای در دنیا ممکن است که آسیب هایی هم وجود داشته باشد. از این رو در موسیقی هم ممکن است عده ای سوء استفاده کنند و این اتفاق اصلا بعید نیست. اما من با چنین اتفاقی روبرو نشدم. به دلیل اینکه خلق و خوی من با چنین پیشنهاداتی سازگار نیست و من هیچ وقت برای اینکه تیتراژی را بخوانم، پیشنهادی را که غیر اصولی باشد، نمی پذیرم. فکر می کنم این مسائل به خود ما و دوستان موزیسین هم برمی گردد. یعنی تهیه کننده ها، خواننده ها و آهنگسازها که به چنین اتفاقاتی تن ندهند. ولی به هر حال آسیبی است که ممکن است وجود داشته باشد و یک عده هم سوء استفاده کنند. به هر حال امیدوارم ساحت هنر و اهالی هنر هرگز گرفتار چنین آفت هایی نشود. چون جایگاه واقعی هنرمندان بزرگ همیشه با تلاششان و مردمی بودنشان و همت خودشان و ممارستی که در هنر داشتند، بدست آمده و هیچگاه با هیچ تبلیغاتی و خرید هیچ تیتراژی ماندگار نشده است. ما این مهم را در طول زمان دیده ایم و باور داریم که ذات هنر و توانایی هنری یک شخص است که او را در طول زمانه جاودانه می کند؛ نه سیل تبلیغات چند صد میلیون تومانی و نه خرید تیتراژ ها با قیمت های گزاف!
بنابراین اگر برخی جوانها از این طریق پیام من را دریافت می کنند، بدانند که فقط هنر است که جاودانه و ماندگار است. البته استفاده از تبلیغات و فضای مجازی و امکاناتی برای رساندن یک اثر هنری به دست مردم بسیار مناسب است. اما سوء استفاده از آنها قطعا کسی را ماندگار نخواهد کرد.
 در سینما کار تیتراژ فیلم را تجربه نکرده اید. همان مناسباتی که برای بازیگران در سینما وجود دارد، روی موسیقی فیلم هم تاثیر گذاشته؟
– درباره مناسبات و روابطی که هنرمندان با همدیگر دارند و جوان گرایی در استفاده از سبک های نوین موسیقایی از سمت تهیه کنندگان و کارگردانان عزیز چیزی است که در تمام دنیا روال طبیعی خودش را دارد. یعنی اینکه قطعا اگر من در بین دوستانم تهیه کنندگان، مجریان و یا کارگردانانی داشته باشم که با آنها رفاقت کرده باشم و انها هم سبک و سیاق کار من را دوست داشته باشند، در مورد انتخاب یک خواننده من هم یکی از گزینه های انتخابی آنها خواهم شد. این در تمام دنیا امری کاملا بدیهی است. قطعا وقتی یک گروه و یا یک هنرمند مورد پسند عمومی قرار می گیرد، تهیه کنندگان به کار کردن با او فکر می کنند و خیلی جاها از او دعوت به همکاری می کنند. اینها مناسبات پسندیده ای هست و هیچ ایرادو اشکالی بر آن وارد نیست. البته بخشی از این مناسبات هم سلیقه است. یعنی ممکن است کارگردان و تهیه کننده ای در سینما و تلویزیون سلیقه اش حجت اشرف زاده نباشد و یا سلیقه دیگری باشد. بنابراین بخشی از این مناسبات سلیقه ای است. من دوستان زیادی دارم که از همکاری با آنها همیشه لذت می برم و به همکاری با این دوستان هم ادامه خواهیم داد. البته به دیگر سلایق کارگردانان و تهیه کنندگان و دوستان همکار هم احترام می گذارم. در نهایت ذات هنر برای مردم است و ذات فعالیت یک هنرمند هم باید مردمی بودن و با حال یک اجتماع حرکت کردن باشد. امروزهبه حال خوشی برای مردم بیشتر از قبل نیازمند است. از این رو هنرمند از هر جنسی از هنر باید برای بهتر شدن حال مردم و همراهی با مردم بیشتر تلاش کند. اصولا آنچه که هنرمند را ماندگار می کند، همین است. اینکه با تمام وجود و اصالتش به مردم عشق بدهد و کنار مردم باشد. بنابراین هیچ مناسبتی خوش تر از این نیست که یک خواننده برای مردمش بخواند و یا نقاشی کند، مجسمه بسازد و یا عکاسی کند و…

نوشته تیتراژ فروشی آفت موسیقی است! اولین بار در بانی فیلم پدیدار شد.

  • تاریخ : ۲۹ام شهریور ۱۳۹۷
  • موضوع : دسته‌بندی نشده
  • بازدید : 2 views

بانی فیلم، گروه تلویزیون: کمتر پیش می آید که یک سریال غیر وطنی تا این حد برای مخاطبان تلویزیون محبوب باشد که پس از این همه سال هنوز هم بتواند با مخاطبان بسیاری ارتباط برقرار کرده و جذابیت خود را حفظ کند. در کنار پرمخاطب بودن این سریال در کشور سازنده، نخستین بار این سریال در دهه ۸۰ از تلویزیون ایران پخش شد و به دلیل فضای جذاب و پلیسی و هیجان انگیزی که داشت، توانست مورد توجه مخاطبان بسیاری قرار بگیرد. به خصوص صحنه های واژگون شدن اتومبیل ها در بزرگراه و تعقیب و گریزی که در طول داستان این سریال وجود دارد. شاید در نگاه نخست این مجموعه چندان سریال خاص و متفاوتی نباشد. چرا که ماجرا به دو پلیس بزرگراه برمی گردد که در تعقیب و گریز با خلافکاران و ناقضان قانون ماجراهایی را خلق می کنند. اما جذابیت هایی که این سریال در نوع پرداخت قصه و کارگردانی و صحنه های اکشن و جلوه های ویژه ای که دارد، باعث محبوبیت آن شده است. آنچنان که این سریال در تلویزیون ۱۲۰ کشور دنیا به نمایش درآمده است و مورد توجه هم قرار گرفته است. شخصیت اصلی آن فردی به نام سمیر با بازی اردوگان آتالای است که در تمام قسمت ها و فصل های این سریال حضور داشته است و پای ثابت «هشدار برای کبرا۱۱» است و شخصیت جذاب و قهرمان مخاطبان این سریال است. در کنار او اما در طول این سال ها بازیگران بسیاری ایفای نقش کردند و هر کدام به نوعی از این سریال در فصل های مختلف جدا شدند. اما سمیر به نوعی قهرمان این مجموعه است که حتی زندگی شخصی او نیز وارد قصه شد و در برخی از قسمتها شاهد مسائل و مشکلاتی در زندگی شخصی او هستیم. این مجموعه مدتی است که از شبکه تماشا به طور هر شبی پخش می شود و سری جدید آن هم در حال دوبله برای پخش از شبکه ۵ است. در قسمت هایی که روی آنتن است، به خوبی می توان گذر زمان را در چهره اردوگان آتالای «سمیر» دید که در طول این سریال چه تغییراتی کرده است. در طول این سال ها نیز این مجموعه از همه شبکه های سیما پخش و بازپخش شده است و هنوز هم طرفداران بسیاری دارد.
این سریال شروع موفقیت‌آمیز خود را سال ۱۹۹۶ در شبکه RTL آلمان آغاز کرد. حادثه؛ برخورد، تصادف؛ پرواز خودروها در هوا و انفجار تقریباً پای ثابت تمام قسمت‌های این سریال است. به‌ طور متوسط در هر قسمت در این سریال ۲ تا ۳ نفر کشته می‌شوند و ۵ تا ۶ خودرو نابود می‌شوند و از این جهت مورد توجه مخاطبان بسیاری قرار گرفته است.
یکی از رموز موفقیت سریال حضور معروف‌ترین بدلکاران آمریکایی در سریال بود. مایکل بی و جری بروخ‌هایمر که تجربه ساخت صحنه‌های اکشن در فیلم‌هایی چون «جان‌سخت» و «سرعت» و سری فیلم‌های «اسلحه مرگبار» را در کارنامه خود داشتند، از همان ابتدا همکاری با این سریال را آغاز کردند. ضمن اینکه زنده یاد پیمان ابدی یکی از بدلکاران این مجموعه بود که در دهه ۸۰ به ایران سفر کرد و در سانحه ای که بر سر صحنه یکی از فیلم ها برایش پیش آمد، از دنیا رفت.
گرچه این سریال هم گاف های بسیاری دارد که از نگاه تیزبین طرفداران این سریال پنهان نماند و توسط کاربران فضای مجازی دست به دست شد. اما به دلیل جذابیت و محبوبیتی که این مجموعه در بین مخاطبان تلویزیون دارد، باز هم چیزی از جذابیت آن کاسته نشد. از جمله گاف هایی که در این سریال وجود دارد این است که در بسیاری از قسمت‌ها اتومبیل سمیر عوض می‌شود. در سال ۱۹۹۸ در حالی که سمیر سوار بی‌ام‌وی سری ۳ بود در حالی به تعقیب مجرمان می‌پرداخت که بیننده او را سوار بر خودروی مدل ۱۹۹۲ می‌دید و یا در بسیاری از قسمت‌های سریال بخصوص از سال ۲۰۰۰ تاکنون پلاک‌های تکراری روی خودروهای مختلف دیده می‌شود.
سال ۱۹۹۸ در حالی که خودروی آندره فاک مرسدس بنز مدلCLK بود مدام او سوار بر خودروهای بنز مختلف دیده می‌شد.
در یکی از قسمت‌های سریال در فصل چهارم کارآگاهان کبرا ۱۱ قصد ورود به یک پایگاه نظامی را داشتند که با منع ورود مواجه شدند. این در حالی است که طبق قوانین در آلمان تمام افسران پلیس اجازه ورود به هر پایگاه نظامی را دارند و…
با این حال هنوز هم پس از بیش از یک دهه که از پخش این مجموعه در تلویزیون می گذرد، باز هم طرفداران خود را توانسته راضی نگه دارد. از این رو دوستان فیلمساز به خصوص کارهای اکشن و پلیسی باید به این نکته توجه داشته باشند که چه چیزی باعث شده تا یک مجموعه تا این حد مورد توجه قرار بگیرد که همچنان برای مخاطبانش جذاب باشد. گرچه امکاناتی که برای ساخت چنین آثاری در کشور آلمان وجود دارد، اصلا قابل مقایسه با امکانات فیلمسازی در کشور ما نیست، اما شیوه داستان گویی و شخصیت پردازی که نویسنده و کارگردان در این مجموعه دارد، باعث شده تا به یکی از سریال های پرمخاطب تلویزیون تبدیل شود که حتی در بازپخش ها هم مورد توجه قرار بگیرد.

نوشته جذابیت های پرطمطراق پلیس اتوبان اولین بار در بانی فیلم پدیدار شد.

  • تاریخ : ۲۹ام شهریور ۱۳۹۷
  • موضوع : دسته‌بندی نشده
  • بازدید : 2 views

بانی فیلم، گروه تلویزیون: کمتر پیش می آید که یک سریال غیر وطنی تا این حد برای مخاطبان تلویزیون محبوب باشد که پس از این همه سال هنوز هم بتواند با مخاطبان بسیاری ارتباط برقرار کرده و جذابیت خود را حفظ کند. در کنار پرمخاطب بودن این سریال در کشور سازنده، نخستین بار این سریال در دهه ۸۰ از تلویزیون ایران پخش شد و به دلیل فضای جذاب و پلیسی و هیجان انگیزی که داشت، توانست مورد توجه مخاطبان بسیاری قرار بگیرد. به خصوص صحنه های واژگون شدن اتومبیل ها در بزرگراه و تعقیب و گریزی که در طول داستان این سریال وجود دارد. شاید در نگاه نخست این مجموعه چندان سریال خاص و متفاوتی نباشد. چرا که ماجرا به دو پلیس بزرگراه برمی گردد که در تعقیب و گریز با خلافکاران و ناقضان قانون ماجراهایی را خلق می کنند. اما جذابیت هایی که این سریال در نوع پرداخت قصه و کارگردانی و صحنه های اکشن و جلوه های ویژه ای که دارد، باعث محبوبیت آن شده است. آنچنان که این سریال در تلویزیون ۱۲۰ کشور دنیا به نمایش درآمده است و مورد توجه هم قرار گرفته است. شخصیت اصلی آن فردی به نام سمیر با بازی اردوگان آتالای است که در تمام قسمت ها و فصل های این سریال حضور داشته است و پای ثابت «هشدار برای کبرا۱۱» است و شخصیت جذاب و قهرمان مخاطبان این سریال است. در کنار او اما در طول این سال ها بازیگران بسیاری ایفای نقش کردند و هر کدام به نوعی از این سریال در فصل های مختلف جدا شدند. اما سمیر به نوعی قهرمان این مجموعه است که حتی زندگی شخصی او نیز وارد قصه شد و در برخی از قسمتها شاهد مسائل و مشکلاتی در زندگی شخصی او هستیم. این مجموعه مدتی است که از شبکه تماشا به طور هر شبی پخش می شود و سری جدید آن هم در حال دوبله برای پخش از شبکه ۵ است. در قسمت هایی که روی آنتن است، به خوبی می توان گذر زمان را در چهره اردوگان آتالای «سمیر» دید که در طول این سریال چه تغییراتی کرده است. در طول این سال ها نیز این مجموعه از همه شبکه های سیما پخش و بازپخش شده است و هنوز هم طرفداران بسیاری دارد.
این سریال شروع موفقیت‌آمیز خود را سال ۱۹۹۶ در شبکه RTL آلمان آغاز کرد. حادثه؛ برخورد، تصادف؛ پرواز خودروها در هوا و انفجار تقریباً پای ثابت تمام قسمت‌های این سریال است. به‌ طور متوسط در هر قسمت در این سریال ۲ تا ۳ نفر کشته می‌شوند و ۵ تا ۶ خودرو نابود می‌شوند و از این جهت مورد توجه مخاطبان بسیاری قرار گرفته است.
یکی از رموز موفقیت سریال حضور معروف‌ترین بدلکاران آمریکایی در سریال بود. مایکل بی و جری بروخ‌هایمر که تجربه ساخت صحنه‌های اکشن در فیلم‌هایی چون «جان‌سخت» و «سرعت» و سری فیلم‌های «اسلحه مرگبار» را در کارنامه خود داشتند، از همان ابتدا همکاری با این سریال را آغاز کردند. ضمن اینکه زنده یاد پیمان ابدی یکی از بدلکاران این مجموعه بود که در دهه ۸۰ به ایران سفر کرد و در سانحه ای که بر سر صحنه یکی از فیلم ها برایش پیش آمد، از دنیا رفت.
گرچه این سریال هم گاف های بسیاری دارد که از نگاه تیزبین طرفداران این سریال پنهان نماند و توسط کاربران فضای مجازی دست به دست شد. اما به دلیل جذابیت و محبوبیتی که این مجموعه در بین مخاطبان تلویزیون دارد، باز هم چیزی از جذابیت آن کاسته نشد. از جمله گاف هایی که در این سریال وجود دارد این است که در بسیاری از قسمت‌ها اتومبیل سمیر عوض می‌شود. در سال ۱۹۹۸ در حالی که سمیر سوار بی‌ام‌وی سری ۳ بود در حالی به تعقیب مجرمان می‌پرداخت که بیننده او را سوار بر خودروی مدل ۱۹۹۲ می‌دید و یا در بسیاری از قسمت‌های سریال بخصوص از سال ۲۰۰۰ تاکنون پلاک‌های تکراری روی خودروهای مختلف دیده می‌شود.
سال ۱۹۹۸ در حالی که خودروی آندره فاک مرسدس بنز مدلCLK بود مدام او سوار بر خودروهای بنز مختلف دیده می‌شد.
در یکی از قسمت‌های سریال در فصل چهارم کارآگاهان کبرا ۱۱ قصد ورود به یک پایگاه نظامی را داشتند که با منع ورود مواجه شدند. این در حالی است که طبق قوانین در آلمان تمام افسران پلیس اجازه ورود به هر پایگاه نظامی را دارند و…
با این حال هنوز هم پس از بیش از یک دهه که از پخش این مجموعه در تلویزیون می گذرد، باز هم طرفداران خود را توانسته راضی نگه دارد. از این رو دوستان فیلمساز به خصوص کارهای اکشن و پلیسی باید به این نکته توجه داشته باشند که چه چیزی باعث شده تا یک مجموعه تا این حد مورد توجه قرار بگیرد که همچنان برای مخاطبانش جذاب باشد. گرچه امکاناتی که برای ساخت چنین آثاری در کشور آلمان وجود دارد، اصلا قابل مقایسه با امکانات فیلمسازی در کشور ما نیست، اما شیوه داستان گویی و شخصیت پردازی که نویسنده و کارگردان در این مجموعه دارد، باعث شده تا به یکی از سریال های پرمخاطب تلویزیون تبدیل شود که حتی در بازپخش ها هم مورد توجه قرار بگیرد.

نوشته جذابیت های پرطمطراق پلیس اتوبان اولین بار در بانی فیلم پدیدار شد.

  • تاریخ : ۲۹ام شهریور ۱۳۹۷
  • موضوع : دسته‌بندی نشده
  • بازدید : 2 views

بانی فیلم، گروه سینمای ایران: عمر سینمای دینی در ایران اگرچه زیاد نیست، اما آثار مهمی را در این عرصه خلق کرده که هر یک جزو یهترین ساخته های خالقانشان هستند.هر چند نمی توان کتمان کرد که این آثار بشدت محدود هستندوبه همین دلیل بارها مورد استناد و نمایش قرار گرفته اند. مشکلی که در تلویزیون هم دیده می شود و نمونه اش سریال «مختارنامه» است که گویا جایگزینی ندارد و مدام بازپخش می شود. در این میان همچنان فیلم سینمایی «روز واقعه» ساخته شهرام اسدی جزو نمونه های شاخص تلقی می شود. توفیقی که بی شک بخش عمده ای از آن به مدد فیلمنامه استادانه بهرام بیضایی شکل گرفته و اسدی نیز با مهارت از پس به تصویر کشیدن آن برآمده است. هر چند هنوز فیلم «رستاخیز» احمدرضا درویش به نمایش عمومی درنیامده تا در معرض قضاوت دقیقی در این باره قرار گیرد. فیلمی که آن هم مثل «روز واقعه» درباره حوادث روز عاشورا ساخته شده است.
با این حال سینمای دینی به طور جدی پس از انقلاب سال ۵۷ در ایران پر و بال گرفت و بستر مناسبی هم از سوی حکومت برای تشویق فیلمسازان به حضور در این حوزه ایجاد شد. هر چند فیلمسازان به دلیل شرایط جامعه، اغلب به سمت سینمای جنگ و نیز فیلمهای انقلابی روی آوردند. گرچه همان فیلمهای سینمای جنگ نیز به جهت مضامین انسانی و معرفتی مستتر در داستان،به نوعی خواه ناخواه در زیر مجموعه سینمای دینی جای می گیرند. ضمن اینکه از نظر خیلی از کارشناسان، سینمای عرفانی نیز برآمده از دغدغه های دینی و مذهبی است و از آن لاینفک نیست.
از سوی دیگر شاید آنچه به سینمای دینی نزدیکتر تلقی شود،فیلم‌هایی با محوریت کاراکترهای دینی و قدیسان باشد. «مسافر ری»، «مریم مقدس»، «سفیر» و «محمد رسول‌الله» آثاری در ژانر تاریخی هستند که روی شخصیتهای دینی متمرکز هستند.
با این وصف همچنان سینمای دینی در ایران اگرچه از سوی مخاطبان داخلی اغلب با استقبال مواجه و بارها دیده شده، اما در سطح جهانی نتوانسته به موقعیت مناسب و بسزایی دست یابد. نکته ای که لزوم تزریق دیدگاهی جهانی به آثار دینی ایرانی را تاکید می کند. در آخرین نمونه از این مسئله می توان به شکست تجاری فیلم «محمد رسول‌الله» اشاره کرد. فیلمی که حتی در داخل نیز مورد استقبال گرم قرار نگرفت و دخل و خرجش برابر نشد. حال آنکه میشد با توجه به مشارکت سینماگرانی از ملیتهای دیگر در ساخت آن، دست کم در همان کشورها نیز اکران مناسبی برایش ترتیب داد.
با این وجود توجه به سلایق مخاطب جهانی در کنار علاقه مندی های سینماروهای داخلی می تواندبه خلق آثار مناسبی در این حوزه منجر شود که بازار خوبی را برای سینمایایرانفراه می آورد.

نوشته سینمای مذهبی ایران، پیشرو و تاثیرگذار، اما در داخل مرزها اولین بار در بانی فیلم پدیدار شد.

  • تاریخ : ۲۸ام شهریور ۱۳۹۷
  • موضوع : دسته‌بندی نشده
  • بازدید : 1 views

سریال «بانوی سردار» به کارگردانی پرویز شیخ طادی پس از ماه صفر روی آنتن می رود.
به گزارش بانی فیلم، سریال «بانوی سردار» به کارگردانی پرویز شیخ طادی و تهیه کنندگی سعید مرادی هم اکنون مراحل فنی را پشت سر می گذارد تا پس از پایان ماه صفر احتمالا از شبکه یک پخش شود. اما از آنجایی که تصمیم نهایی پخش سریال ها برعهده معاونت سیماست، ممکن است زمان و شبکه پخش سریال نیز تغییر کند.
این سریال یکی از سریال های تاریخی و پرلوکیشن و پربازیگر تلویزیون است که به زندگی نخستین بانوی سردار ایرانی که به مبارزه با استکبار انگلیس و حکومت مرکزی رضا شاه می پردازد. از ویژگی های این سریال می توان به تربیت فرزندان دلیر ووطن پرست شیر علیمردان خان، ایجاد وحدت بین اقوام ترک تباران و لر تباران، تاثیرگذاری بی بی مریم بر قوم بختیاری واستقلال و اتکا به خود اشاره کرد که در مضمون این سریال جاری است.
تصویربرداری آن در بهمن ماه آغاز و در اواخر خرداد در ارتفاعات پلور به پایان رسید.
سینا سرلک تیتراژ این مجموعه را خوانده است.
پانته آ سیروس بازیگر اصلی این سریال نقش بی بی مریم را ایفا می کند که به دلیل توانمندی هایی که در سوار کاری و تیر اندازی داشته برای این نقش انتخاب شده است. در کنار او حبیب دهقان نسب، فرخ نعمتی، سهیلا رضوی، مهدی میامی، فرزین محدث، محمد فیلی، کاظم هژیرآزاد، صدرالدین حجازی، حمیدرضا نعیمی، علیرضا مهران، مرتضی زارع، سعیده عرب، علیرضا جاویدفر، بهشاد چنگیزی، سیاوش درخشی، شاپور کلهر، پارسا قربانی، مجید کریمی، علیرضا دیلمی، فاطمه شکری، عسل قرایی هم در این سریال ایفای نقش می کنند.

نوشته پخش«بانوی سردار» تا دو ماه دیگر اولین بار در بانی فیلم پدیدار شد.

  • تاریخ : ۲۸ام شهریور ۱۳۹۷
  • موضوع : دسته‌بندی نشده
  • بازدید : 2 views

بانی فیلم، گروه سینمای جهان – وصال روحانی: اولین روزی که پدرو پاسکال در سر صحنه فیلمبرداری «اعتدال دهنده۲» با دنزل واشینگتن ملاقات کرد، برای او روزی ویژه به حساب می آمد. درست است که او در سال های اخیر به حضور در فرانچیزها و فیلم های چند قسمت عادت کرده، اما واشینگتن هر کسی نیست و نسل جوان تر همیشه به وی به چشم یک غول در این حرفه نگریسته است.
اگر پاسکال متخصص بازی در فرانچیزها شده، واشینگتن به رغم بیش از ۴۵ سال بازیگری در تئاتر و سینما اولین باری است که در یک فرانچیز ظاهر می شود و برای آنتوان فوکوا کارگردان هر دو قسمت «اعتدال دهنده» نیز این امر صدق می کند و این در حالی است که او و واشینگتن در فیلم های دیگری مثل «روز تمرین» (۲۰۰۲) و بازسازی «۷ دلاور» (۲۰۱۶) نیز همکاری کرده اند و هیچ یک از کارهای مشترک شان گیشه ضعیفی نداشته اند و «اعتدال دهنده۲» نیز خوب فروخته است.
صبح روزی که پدرو پاسکال شنید کسی درب اتاقک او را در محل فیلمبرداری «اعتدال دهنده۲» می زند، هرگز فکر نمی کرد فرد پشت در دنزل واشینگتن باشد ولی واقعاً این مرد نامدار به سبب نیاز کاری پیشقدم شده و برای دیدار و مشورت با پاسکال به دیدار او آمده بود. پاسکال می گوید: فکر کردم کسی که در می زند یکی از اعضای گروه تولید است که آمده تا مرا برای گریم ببرد ولی واشینگتن به رغم تمامی عظمت اش آمده بود تا صحنه ها را با من تقسیم و مشارکت کند و به اولین سکانس مشترکی که پیش رو داشتیم، حالت و تأثیرگذاری بیشتری را ببخشد. البته فقط در ۲۰ دقیقه اول صحبت مان به این کار پرداختیم و در نیم ساعت بعدی راجع به تئاتر حرف زدیم که خاستگاه اولیه هر دوی ما بوده است.
راه همکاری مؤثر
دنزل واشینگتن به رغم دو جایزه اسکاری که تصاحب کرده و دهها جایزه سینمایی دیگرش همیشه تأکید کرده که ابتدا و در درجه نخست یک بازیگر تئاتری و مردی از آن عرصه است و پدرو پاسکال هم پس از دیدن واشینگتن در نمایش «حصارها» نوشته آگوست ویلسون که توسط همین بازیگر در سال ۲۰۱۷ به یک فیلم سینمایی موفق برگردانده شد، به نکته فوق ایمان بیشتری آورده و قابلیت های تئاتری دنزل را تحسین کرده بود. با این حال پاسکال و واشینگتن در «اعتدال دهنده۲» بیشتر از آن رو هماهنگ و موفق اند که صرف نظر از هر نکته ای راه همکاری مؤثر با یکدیگر روی پرده نقره ای را هم امتحان و تمرین کرده اند. قسمت دوم «اعتدال دهنده» مثل فیلم نخست سرشار از صحنه های برخورد و انفجار و نمادهای یک فیلم اکشن است و به همین سبب هماهنگ شدن این دو بازیگر با مقدمات و تلاش بیشتری فراهم آمد. پاسکال در واپسین روزهای تابستان ۲۰۱۸ در حالی که این فیلم مثل قسمت اول فروش زیادی داشته و طبعاً ساخت قسمت سوم را از حالا قطعی ساخته است، می گوید: هرگز روزهای نخست همکاری ام با واشینگتن را از یاد نمی برم. همه چیز بسیار سوررئال بود. من مشغول همکاری با یکی از بزرگترین هنرپیشه های ایام معاصر بودم و به تبع آن عصبی بودم و در عین حال اطمینان داشتم که از هر جهت به درستی تدارک دیده ام و کمبود فنی ندارم. وقتی کار به طور رسمی و فیلمبرداری به شکل قطعی آغاز شد، احساس می کردم با یک همکلاسی ام کار می کنم. البته یک همکلاسی کاملاً برتر.
پیام آور شلوغی و جذابیت
البته پدرو پاسکال در سال های اخیر خودش را از هر جهت به اثبات رسانده و نشان داده که می تواند با حضور و نحوه بازی اش در هر فرانچیز و در مسیر داستانی آن تفاوت های لازم را ایجاد کند. این حضور و تأثیر آن به حدی است که صاحبان و سازندگان فرانچیز مطمئن شده اند در صورت استفاده از پاسکال می توانند هر تغییر جذاب و شلوغی و به هم ریختگی را به متن داستان شان بیافزایند و بینندگان را بیش از پیش با خود همراه سازند، پاسکال در سطح جهان، کم گردش و تفحص نکرده ولی ابتدا در دانشکده معتبر هنرهای نمایشی «تیش» در شهر نیویورک آمریکا کارآزموده شد و در هنر تئاتر به مهارت های لازم رسید و از آنجا به صحنه سینما و تلویزیون کشیده شد و توانست در خلق کاراکتر جدید اوبرین مارتل در سریال تلویزیونی معروف «بازی تاج و تخت» موفق عمل کند. او البته فقط در سیزون چهارم این مجموعه ظاهر شد ولی در قالب کاراکتر مورد بحث چنان درخشید که طراحان و مدیران این سریال از این که کاراکتر او در پایان ۸ اپیزود از این سیزون جان باخته، تأسف خوردند و برای استمرار بخشیدن به انرژی و جذابیت کاراکتر او که مربوط به یک پرنس مُرده می شد، به تکاپو افتادند.
کلکی که نگرفت
زنده کردن مجدد وی البته امکان پذیر نبود و در نتیجه آنها در قسمت های بعدی دو دختر وی را به عنوان چهره هایی تازه به تماشاگران معرفی کردند که البته این کلک نگرفت. البته پدرو پاسکال به لطف همان درخشش بالنسبه کوتاه مدت بـه سمت چند فرانچیز سینمایی کشیده شد و از این فرانچیزهـا می توان بـه «مرد پادشاه: دایره طلایی» و البته قسمت دوم «The Equalizer» اشاره کرد و همین طور به قسمت دوم فیلم کمیک بوکی «زن شگفت انگیز» ساخته پتی جنیکنز که در سال ۲۰۱۹ پخش خواهد شد.
پاسکال می گوید: ظاهراً من مرد مجرب فیلم های دنباله ای هستم که مخالفتی هم با آن ندارم و این ماجرا اسباب گلایه مندی من نشده است زیرا شاید نوع حضور و انرژی من کمک کند تا ماجراها به سمت و سویی برود که هیچکس انتظار آن را نداشته است. با این حال من هیچ فرصت و امکان دیگری را هم به هدر نمی دهم.
سرشار از سوءظن
با این حال «اعتدال دهنده۲» مثل قسمت اول این فیلم بیشتر داستان زندگی و کارهای رابرت مک کال با بازی آرام و حساب شده اما سرشار از احتمال و سوءظن دنزل واشینگتن در اوج پختگی وی در ۶۴ سالگی اوست. مک کال یک مأمور سابق و بازنشسته سیا است که دست به هر کار و معامله ای می زند و از هیچ چیز رویگردان نیست و با این که دوست دارد. دوران بازنشستگی آرام و بدون دغدغه ای را پشت سر بگذارد اما مثل فیلم اول بر سر روابط گروهی و گرایش های شخصی و درخواست افراد مورد تصری واقع شده، مجبور به مداخله در بازی های خطرناکی می شود که معمولاً برای دیگران آمد ندارد و چون یک استاد آرام و مرموز در قتل و کشتار و ماهر در ویران سازی مأمن خلافکاران است، در هر دو مورد و در هر دو فیلم جنایی طراحی و کارگردانی شده توسط آنتوان فوکوا سر به سلامت می برد و تبهکاران را از پای در می آورد و اجازه نمی دهد شهر و منطقه محل زندگی اش ملعبه دست مشتی گانگستر بسیار ثروتمند شرق اروپایی (روسی) شود.
تشریح تدریجی یک کاراکتر نامعلوم
در این میان پاسکال رل دستیار پیشین مک کال و پدیده سال های پیش آژانس مأموران مخفی را ایفا می کند که گمان دارد مک کال کشته شده است، تا اینکه روزی این مأمور سیاهپوست ویژه در مقابل درب خانه وی سبز می شود و به اطلاع او می رساند که سردسته آنها (با بازی ملیسا لئو) که سالها به آنها برنامه می داد و سرنخ امور در دستش بود، به قتل رسیده است و طبعاً آنها موظف اند که ماجرا را پیگیری و مقصران را شناسایی و حذف کند و به واقع در پی خونخواهی وی باشند و هر مرحله و ترتیبی را در این امر رعایت کنند.
پدرو پاسکال درباره این مسئله و ارتباط خودش با مک کال و خط و خطوط سایر کاراکترها می گوید: مسئله مهم و جالب در ارتباط با «اعتدال دهنده۲» این است که در قسمت اول ما عملاً چیز زیادی درباره مک کال نمی دانستیم و رفتار آرام و توأم با رمز و راز وی بر ابهام ما می افزود اما در قسمت دوم قسمتی از گذشته وی به طور تدریجی بر ما افشا و مشخص می گردد. البته خود من و آنچه انجام داده ام، بخشی از این گذشته است. من دوست و همراه و یک نوع هم تیمی مجرب و نزدیک برای مک کال بوده ام ولی به هر دلیلی او مدتی محو شده و از مقابل چشم های من رفته است.
به سوی آینده ای بهتر
پاسکال معترف است از ابتدای دهه ۲۰۰۰ و از همان اولین مرتبه همکاری این کارگردان با دنزل واشینگتن در فیلم پلیسی- جنایی «روز تمرین» که اسکار نقش اول مرد را نصیب واشینگتن کرد، از دوستداران این فیلمساز و روش های کار او و نحوه داستان سرایی وی بوده است، وی می گوید: به هیچ وقت فراموش نمی کنم که چطور تصادفی به دیدن «روز تمرین» رفتم و از داستان آن و کارهای آن پلیس فاسد لعنتی (واشینگتن) شگفت زده شدم. همان فیلم باعث شد از دوستداران کارهای فوکوا شوم و تا امروز او را تعقیب کنم. وی روش ها و مدل های آثار اکشن را هم عوض کرده و حس های انسانی آن را افزوده و «Equalizer2» نمونه و سند تازه ای در این ارتباط است. ما به سوی آینده غنی تر و بهتری در ژانری جنایی و اکشن در حال حرکتیم.
مشخصات فیلم
 عنوان: «اعتدال دهنده۲»
 محصول: کمپانی های کلمبیا، ایسکیپ آرتیستز و ژیو پروداکشنز
 تهیه کنندگان: تاد بلک، جیسن بلومنتال، الکس سیسکین و میسی نیوفلد
 سناریست: ریچارد ونک براساس داستانی از مایکل اسلون
 کارگردان: آنتوان فوکوا
 مدیر فیلمبرداری: اولیور وود
 تدوینگر: کانراد باف
 موسیقی متن: هری گرگسون ویلیامز
 طول مدت: ۱۲۱ دقیقه
 بازیگران: دنزل واشینگتن، پدرو پاسکال، اشتون ساندرز، بیل پولمن، ملیسا لئو، ساکینا جفری، جاناتان اسکارف، آدم کارست و کیزی تاگیناس.
منبع: Daily Telegraph

نوشته درباره «اعتدال دهنده۲»،مراتب خونخواهی مأمور آرام و مرموز اولین بار در بانی فیلم پدیدار شد.

  • تاریخ : ۲۸ام شهریور ۱۳۹۷
  • موضوع : دسته‌بندی نشده
  • بازدید : 1 views

بانی فیلم، گروه سینمای جهان – وصال روحانی: برای پیدا کردن ریشه های سینمای دینی در جهان غریب باید به گذشته دور سفر کرد و حتی به ایام نخستین این هنر چشم دوخت.
بررسی ها نشان می دهد حتی در فیلم های کلاسیک و اولیه ای مثل «Intolerance»محصول ۱۹۱۶ نوعی اصولگرایی مذهبی وجود داشته و اولین نسخه «بن هور» که به شیوه صامت و در سال ۱۹۲۵ اکران شد، مانند مشهورترین و بهترین ورسیون آن (محصول ۱۹۵۹ و ساخته ویلیام وایلر) بر بنیادهای مذهب حرکت می کرد و جنگ های ارابه رانی آن فقط پوششی هنری بر انگاره های مذهبی و باورهای ایمانی بود. اولین نسخه «شاه شاهان» در سال ۱۹۲۷، «نشانه صلیب» در سال ۱۹۳۲ و «شیطان و دانی یل دبستر» در سال ۱۹۴۱ دیگر فیلم های «مذهب بنیان» زمانه خویش بودند و «فرشته بر شانه های من» در سال ۱۹۴۶ و «فقط خدا می داند» در سال ۱۹۴۷ ثابت کردند حتی در یک هالیوود پول پرست، ایمانی به خداوند و مشیت الهی از نظرها دور نمی ماند و تکیه گاه کاراکترهای این آثار است.
حرکتی بایسته تر
شکوفایی فیلم های مبتنی بر مذهب و حرکت بایسته کارگردانان غربی به سوی ایمان و مذهب و به ویژه مسیحیت که دین غالب در آمریکای شمالی و اروپا است، از دهه ۱۹۵۰ به بعد شدت بیشتری گرفت.
«خرقه» در سال ۱۹۵۳ با شرکت کلکسیونی از بازیگران نامدار هالیوود نوعی عروج با سلاح ایمان بود و «۱۰ فرمان» در سال ۱۹۵۶ که صیاد جوایز اسکار بود، نشان داد شهر رویاسازی های کاذب برای راضی نگه داشتن مردم دین مدار در غرب از هیچ کاری فرو گذار نمی کند. «باراباس» در سال ۱۹۶۱ ادامه ماجراهای مسیحیایی در هالیوود بود و «بزرگترین داستان گفته شده» در سال ۱۹۶۵ نمادی از داستان های کهن و در بردارنده ماجرای کشتی نوح و ادامه ای بر آن.
رودررویی آشکار خدا و مذهب
با این حال هالیوود از اواخر مهر ۱۹۶۰ به بعد تصمیم گرفت برای مهیج تر کردن فیلم های آیینی و پول درآوردن بیشتر، شیطان را به شکلی آشکارتر رو در روی خدا و مذهب قرار دهد و در داستان های خود تأکید کند که اگر انسان برنخیزد و پرهیزکار نباشد، اسیر پلیدی ها خواهد شد. «بچه رزماری» محصول ۱۹۶۸ اولین اثر بزرگ نشان دهنده کاشته شدن بذر شیطان در انسان ها و این بار در بطن مادر و در جنین او بود و «جن گیر» در سال ۱۹۷۲ به داستان مخوف اسیر شدن روح و جسم یک دختر نوجوان (لیندا بلر) توسط اهریمن چنان بال و پر هولناکی داد که لقب ترسناک ترین فیلم تاریخ همچنان سزار آن می نماید و البته ویلیام فردکین خالق این فیلم پردلهره است. «طالع» (در ایران با نام «طالع نحس») نشانگر یک کودک دیگر بود که در دام شیطان افتاده و با داشتن شماره مخوف ۶۶۶ بر فرق سرش هرگاه اراده کند ساطور مرگ را بر سر قربانی هایش نازل می کند. این بچه (با نام کوچک دیمی ین) خود شیطان نیست اما نزدیک ترین چیز به اوست.
اروپا در همان زمان امثال «برادر خورشید و خواهر ماه» را می ساخت که نسخه نرم و نازک فیلم های کدر و تند ضد مذهبی بود که در قالب استیلای شیاطین ساخته می شد و خبری از سبعیت در آنها نبود. اروپایی ها دوست داشتند از عنصر هشدار اولیه به مردم دین از دست داده اکتفا کنند اما هالیوود با نشان دادن حداکثر حرکات حیوانی از سوی انسان های مذهب از دست داده به آنها تلنگر می زد که بیدار شوید وگرنه مثل «دوگما» (۱۹۹۹) به سوی تباهی مطلق و زندگی درون طیفی از شیطان پیش خواهید رفت.
سریر خون
دامنه تولید فیلم مبتنی بر وحشت های اجتماعی و دوری از باورهای آیینی و ایمانی به آنجا کشیده شد که سری فیلم های وحشتناک «جمعه سیزدهم»، «اره»، «جیغ» و «جنایت در خیابان الم» تبدیل به سریر خون و پایتخت های جنایت شدند و کنجکاوی و وحشت طلبی تماشاگران به بیراهه کشیده شده غربی بازار این فیلم ها را داغ تر و گیشه آثار مبتنی بر مسیحیت از دست رفته را پررونق تر کردند.
«میسیون» کار فوق العاده سال ۱۹۸۶ رولاند جافی قصه یک هیئت مذهبی است که با در برداشتن انسان های از جان رسته برای تبلیغ آیین های کلیسایی به یک آمریکای جنوبی فاقد باورهای محکم مذهبی می رود و چون از درون ترک خورده، ایستادگی لازم را تقابل پلشتی های روزگار بروز نمی دهد و بازی رابرت دنیرو در رل یکی از میسیونرها که خود دچار شک و اخلال است چنان درخشان می نماید که فیلم فقط بر پایه آن نیز می تواند در برهوت بی آیینی به نقطه نجات برسد.
دلایل بازگشت
«آخرین قدم های مرد مُرده» در سال ۱۹۹۵ با بازی حرفه ای شون پن و سوزان ساراندون (که دومی جایزه اسکار را برد) قصه مردی است که وقتی به مجلس می افتد و مقابل مجازات اعدام قرار می گیرد، به تمامی ملکوت رهایی از وجود باطلش و زیبایی های مذهب پی می برد اما برای رستگاری روح شیطان وار او قدری دیر شده است. «مایل سبز» (۱۹۹۷) به کارگردانی فرانک دارابونت بیشتر یک خرافه گرایی آراسته شده به باورهای مذهبی است ولی هالیوود پس از سال ها گم کردن مذهب و رویکرد به فیلم های اغوا کننده نشانگر زیبایی های کاذب بیرونی سرانجام از سال ۲۰۱۰ به سود ایمان و مذهب رجعت کرد.
یک دلیل عمده این رویکرد این بود که فیلم های برخاسته از درون این سیستم فکری بسیار ارزان تمام می شدند و در گیشه بسیار می فروختند اما شکی نیست که فقط استقبال مجدد مردم از مذهب و آیین و احترام بود که سبب می شد هالیوودی ها دنیا و زندگی را جور دیگری ببینند و به سبک و سیاق فرانک کاپرا در فیلم جاودانی «این زندگی فوق العاده» یادآور شوند که باید قناعت پیشه بود و به تمامی زحمات خداوندی ادای عشق و احترام کرد و با وزش نسیم های ناملایمات دین و ارزش خانواده را فراموش نکرد.
محصولات دوری از انجماد فکری
پی آمد این نگرش ساخت حداقل ۱۰ فیلم مذهب محور در هر سال از ۲۰۱۰ به بعد در یک هالیوود غرق در انجماد فکری بوده است. از این دست فیلم ها که به ندرت از جمع ۱۰ اثر پرفروش سینمایی در هفته های نخست اکران شان خارج نشده اند، می توان به این موارد اشاره کرد: «نامه هایی به خدا»، «پسر واعظ» و «تلاقی» (هر سه محصول ۲۰۱۰)، «ترنم کننده روح» و «نشان وقار» (هر دو محصول ۲۰۱۱)، «کشتی نوح: یک آغاز تازه»، «بهشت گمشده» و «بین بهشت و زمین» (همگی محصول ۲۰۱۲)، «کتاب دانی یل» و «شمع کریسمس» (محصول ۲۰۱۳)، «خدا نمرده است»، «مهاجرت: خدایان و پادشاهان»، «پسر خدا» و «آوار» (محصول ۲۰۱۴)، «۹۰ دقیقه در بهشت»، «کشتن مسیح» و «آخرین روزها در صحرا» (محصول ۲۰۱۵)، «معجزه هایی از بهشت»، «بپا خاسته» و «قول» (محصول ۲۰۱۶) و «احیای گاوین استون»، «معصوم ها» و «بگذار روشنایی بیاید» (محصول ۲۰۱۷). در این میان «سکوت» فیلم آیینی و مذهبی مارتین اسکورسیسی محصول سال ۲۰۱۶ برخلاف کارهای مذهبی مل گیبسون چندان نفروخت و حتی بازی عالی لیام نیسون و آدام درایور هم دریچه نجات هنری و رستگاری فرهنگی آن نشد.
در سال ۲۰۱۸ نیز فیلم های آیین محور «فقط می توانم تصور کنم»، «مانند نیزه ها» و قسمت دوم فیلم «ناشکسته» یا عرضه شده اند و یا در نوبت اکران اند و یک بار دیگر با موجی طرف هستیم که حداکثر ۵ میلیون دلار صرف ساخت یک فیلم می کند و در گیشه ها ۱۲ تا ۱۵ برابر آن را در می آورند.
بهترین های گیبسون
با این حال ماندگارترین فیلم های آیینی و مبتنی بر مذهب در غرب ظرف دو دهه اخیر که توانسته اند با بهترین های فیلم های غیرایمانی چند دهه گذشته برابری کنند، بی گمان «مصایب مسیح» فیلم تند و سرشار از خونریزی سال ۲۰۰۴ مل گیبسون و «Hacksaw Ridge» کار دیگری از همین سینماگر و محصول سال ۲۰۱۶ بوده اند، در اولی می بینیم که چگونه تفرقه سازان و افراد موسوم به «Jesuits» و حافظان حکومت های وقت مسیح را به صلیب می کشند تا تاج و تخت شان بر باد نرود و در دومی یک سرباز جوان بهیار در عین پشت نکردن به باور بنیادین اش در خصوص اسلحه به دست نگرفتن و پرهیز از کشتن انسان ها دست به قهرمانانه ترین حرکات در جبهه یک جنگ مخوف می زند تا افسران و سربازان افتاده در ورطه مرگ را به گوشه امنی برساند و به نعمت زندگی پیوند بزند. دزموند داس (با بازی اندرو گارفیلد) در «Hacksaw Ridge» نماد همه معصومیت های از دست رفته در هالیوود است و گیبسون چنان در «مصایب مسیح» حواریون سست عنصر کنونی را با تماشای رنج کلانی او زجر می دهد که انگار قصد بیدار کردن آنها از خواب غفلت تجاری گرایی در جهان اقتصادی امروز را دارد.
در دوربین اسکورسیسی
در نقطه مقابل مارتین اسکورسیسی در سال ۱۹۸۸ «آخرین وسوسه مسیح» را براساس نوشته نیکوس کازانت ساکیس یونانی به بینندگان داد تا بگوید خدشه ها و نیرنگ ها حتی در مقابل برگزیدگان ارشد خداوند نیز خودنمایی کرده اند و فقط سه سال بعد از آن در بازسازی «دماغه وحشت» با نشان دادن مرد مهاجم و تعقیب گری که خانواده فرد مسبب به زندان رفتن خویش را عذاب می دهد و به سوی نیستی می راند، از رستگار نشدن مردمی می گوید که درس های مسیح(ع) را نیاموخته اند، این تضادها همگی از عملکرد استودیوهایی برمی خیزد که در عین پول گرایی صرف گاهی تسلیم روح بلند انسان ها و پرواز اندیشه های کمال طلب می شوند و در غیر این صورت کمپانی های فیلمسازی در غرب سال هاست که آموخته اند مذهب فقط یک نماد گذرا در فیلم هایشان باشد و نمایش های آیینی فقط مراسمی سرشار از تظاهر مانند آن چه در فیلم مفرح «برادران بلوز» (۱۹۸۰) می آید.
درس های کوبریک
شاید هم چشم های استنلی کوبریک فقید از همگان تیزتر و بیناتر بوده باشد زیرا با «چشمان کاملاً بسته» (۱۹۹۹) و با بازی تام کروز و نیکول کیدمن در رل های اصلی نشان داد که چطور جهان غریب به سوی فروش هر چه نازل تر انگارهای مذهبی خود رفته و دیگر به هیچ چیز پای بند نیست. این فیلم داستان زن و شوهر جوانی است که در افسون بایدها و نبایدها گرفتارند و رویا و کابوس را آمیخته و از دروازه های انسانیت عبور کرده و در لب مرز تباهی قرار دارند و زندگی برایشان چالشی سرشار از زیبایی و افسوس است. به کدام سو باید رفت.
کوبریک فقط چند روز بعد از شروع اکران این فیلم جان باخت تا هیچکس نفهمد از درون قصه هشدار دهنده اما قدری پر ابهام او کدامین دستورالعمل را می توان به مردم روزگار داده پایان باز فیلم او دنیایی رو به تباهی های بعدی و شاید هم رستگاری انسان هایی است که به چشم دیده اند چطور می توان بر اثر مذهب گریزی با شتاب هر چه بیشتر به سوی تباهی رفت و دم نزد و به غلط تصور کرد که زیبایی های بصری همه نعمتی است که خداوند به انسان ارزانی داشته است.

نوشته مذهب و نشانه های ایمان در سینمای جهان اولین بار در بانی فیلم پدیدار شد.

  • تاریخ : ۲۷ام شهریور ۱۳۹۷
  • موضوع : دسته‌بندی نشده
  • بازدید : 1 views

پرویز نوری
دوست من بود. گل بود. موجودی دوست داشتنی، خوش اخلاق و باهوش. بازیگری سرشار از استعدادی فطری. چه گونه می شود بازی اش را در «دایره مینا»ی داریوش مهرجویی از یاد برد؟ آن جا که در ماشین در حال حرکت نشسته و دارد با شتاب و عصبی از آدمی خون می گیرد؟ چه طور می توان آن شخصیت زبل و زرنگ «سعید» را در سریال ماندگار «دایی جان ناپلئون» ناصر تقوایی فراموش کرد؟
سعید کنگرانی اگر می ماند و اگر به او اجازه داده می شد که بعد از انقلاب در سینما هم چنان فعالیت کند، اکنون یکی از بهترین چهره های مملکت ما به حساب می آمد. بخت با او یار نبود و در همان پیش از انقلاب که داشت رو به موفقیت های بزرگ می رفت، از حرکت باز ماند. بعد از انقلاب- با سه فیلم نه چندان مهم (پرواز در قفس، فصل خون و گرداب)- ممنوع چهره شناخته شد بی آن که دلیلی وجود داشته باشد. شاید هم دلیل بازی اش در فیلم «در امتداد شب» با فائقه آتشین بود. اما اشتباه مسئولان وقت سبب گشت تا این بازیگر خوش آتیه محبوب نتواند به اوج دست پیدا کند.
در طول سال های انقلاب موقعیت هایی پیش آمد که من با سعید کنگرانی کار کنم. برای بازی نقش شخصیت نابینا در فیلم «گل های داودی» او را انتخاب کردم قبل از آن که رسول صدرعاملی این فیلم را در دست بگیرد. سعید بلافاصله خود را جای یک نابینا گذاشت و به انجمن روشندلان رفت و کوشید تا آن جا که می شود اعمال و احساس یک نابینا را فراگیرد. از بدشانسی این موقعیت از دست رفت. سپس او را برای بازی همراه با زنده یاد داود رشیدی در فیلم «شیادان» برگزیدم. متأسفانه با همه تمرینات و مقدمات کار، این فیلم هم به مرحله اجرا در نیامد.
باورم نمی شود که دیگر سعید در بین ما نیست. آن سعید کوچولوی فیلم «رضا موتوری» و آن سعید پا به سن گذاشته فیلم «ازدواج به سبک ایرانی». زندگی در سینما هیچ وقت بر وفق مراد او نبود هم چنان که خودش در مصاحبه ای گفته بود: «سینما نابودم کرد».

نوشته در سوگ سعید کنگرانی اولین بار در بانی فیلم پدیدار شد.

  • تاریخ : ۲۶ام شهریور ۱۳۹۷
  • موضوع : دسته‌بندی نشده
  • بازدید : 1 views

برزو واکنش های منفی نسبت به بخشهایی از محتوای «ممنوعه»، موجب به محاق رفتن این سریال ویدئویی شد.

به گزارش بانی فیلم، در حالی که انتقاداتی از نحوه ارائه روابط و مناسبات کارراکترها و رفتارهای سریال ویدئویی «ممنوعه» طی هفته های گذشته در رسانه ها و فضای مجازی درگرفته بود، به نظر می رسد این مخالفتها اثر خود را گذاشته اند و فعلا مجموعه مذکور اجازه پخش ندارد. حتی به نظر می رسد طرح این مسئله که توزیع قسمت چهارم به دلیل همزمانی با ایام عزاداری به تعویق افتاده نیز چندان صحیح نبوده باشد و علت اصلی ورود مدیران سینمایی به قضیه بوده است.

قسمت چهارم این سریال قرار بود امروز توزیع شود.

صحبتهای مدیرکل اداره نمایش خانگی نشان از آن دارد که از سازندگان خواسته شده نسبت به اصلاح مواردی در این سریال  اقدام کنند و ادامه توزیع آن منوط به انجام این اصلاحات خواهد بود. اصلاحاتی که احتمالا ممیزی شدید را به این مجموعه تحمیل کند.

حسین پارسایی در این باره گفت: «سریال ممنوعه با موضوع آسیب های اجتماعی سعی در نقد انحراف و نشان دادن عقوبت تعدادی از جوان ها را دارد».

مدیرکل اداره نمایش خانگی سازمان امور سینمایی و سمعی و بصری، درباره ادامه سریال«ممنوعه» و رفع مواردی که باعث ایجاد سوء تفاهم  و حساسیت شده اظهار کرد:«تا اعمال اصلاحات لازم جهت پیشگیری از سوء تعبیر در مخاطبین و اقشار مختلف جامعه اجازه نشر داده نخواهد شد».

سریال «ممنوعه»، به کارگردانی امیر پورکیان تازه ترین محصول شبکه نمایش خانگی است و پخش آنرا موسسه سرو رسانه پارسیان بر عهده دارد.

این سریال یک درام اجتماعی و ماجراجویانه است که داستان سه نسل را به صورت همزمان و پیوسته از دغدغه های امروز جوانان تا آسیب مسائل روز خانوادگی و اجتماعی روایت می کند.

بازیگران ممنوعه به ترتیب حروف الفبا عبارتند از: امیرحسین آرمان، علی استادی، خاطره اسدی، بهاره افشاری، محمد امین، پژمان بازغی، آتیلا پسیانی، امیر جعفری، هادی حجازی‌فر، الهه حصاری، سوگل خالقی، آناهیتا درگاهی، نیلوفر رجایی‌فر، لیلا زارع، نیما شعبانژاد، شهرام قائدی، مصطفی قدیری، نیکی کریمی، میلاد کی‌مرام، فاطمه گودرزی، مجید مظفری،نسرین نکیسا و شیدا یوسفى.

این سریال را على اکبر نجفى تهیه می‌کند و جانشین تهیه و مجرى طرح آن مهدی یاری است. همچنین صادق یاری سرمایه گذاری آن را بر عهده دارد.

نوشته آه مخالفان دامن «ممنوعه» را گرفت! اولین بار در بانی فیلم پدیدار شد.

  • تاریخ : ۲۶ام شهریور ۱۳۹۷
  • موضوع : دسته‌بندی نشده
  • بازدید : 2 views

برزو واکنش های منفی نسبت به بخشهایی از محتوای «ممنوعه»، موجب به محاق رفتن این سریال ویدئویی شد.

به گزارش بانی فیلم، در حالی که انتقاداتی از نحوه ارائه روابط و مناسبات کارراکترها و رفتارهای سریال ویدئویی «ممنوعه» طی هفته های گذشته در رسانه ها و فضای مجازی درگرفته بود، به نظر می رسد این مخالفتها اثر خود را گذاشته اند و فعلا مجموعه مذکور اجازه پخش ندارد. حتی به نظر می رسد طرح این مسئله که توزیع قسمت چهارم به دلیل همزمانی با ایام عزاداری به تعویق افتاده نیز چندان صحیح نبوده باشد و علت اصلی ورود مدیران سینمایی به قضیه بوده است.

قسمت چهارم این سریال قرار بود امروز توزیع شود.

صحبتهای مدیرکل اداره نمایش خانگی نشان از آن دارد که از سازندگان خواسته شده نسبت به اصلاح مواردی در این سریال  اقدام کنند و ادامه توزیع آن منوط به انجام این اصلاحات خواهد بود. اصلاحاتی که احتمالا ممیزی شدید را به این مجموعه تحمیل کند.

حسین پارسایی در این باره گفت: «سریال ممنوعه با موضوع آسیب های اجتماعی سعی در نقد انحراف و نشان دادن عقوبت تعدادی از جوان ها را دارد».

مدیرکل اداره نمایش خانگی سازمان امور سینمایی و سمعی و بصری، درباره ادامه سریال«ممنوعه» و رفع مواردی که باعث ایجاد سوء تفاهم  و حساسیت شده اظهار کرد:«تا اعمال اصلاحات لازم جهت پیشگیری از سوء تعبیر در مخاطبین و اقشار مختلف جامعه اجازه نشر داده نخواهد شد».

سریال «ممنوعه»، به کارگردانی امیر پورکیان تازه ترین محصول شبکه نمایش خانگی است و پخش آنرا موسسه سرو رسانه پارسیان بر عهده دارد.

این سریال یک درام اجتماعی و ماجراجویانه است که داستان سه نسل را به صورت همزمان و پیوسته از دغدغه های امروز جوانان تا آسیب مسائل روز خانوادگی و اجتماعی روایت می کند.

بازیگران ممنوعه به ترتیب حروف الفبا عبارتند از: امیرحسین آرمان، علی استادی، خاطره اسدی، بهاره افشاری، محمد امین، پژمان بازغی، آتیلا پسیانی، امیر جعفری، هادی حجازی‌فر، الهه حصاری، سوگل خالقی، آناهیتا درگاهی، نیلوفر رجایی‌فر، لیلا زارع، نیما شعبانژاد، شهرام قائدی، مصطفی قدیری، نیکی کریمی، میلاد کی‌مرام، فاطمه گودرزی، مجید مظفری،نسرین نکیسا و شیدا یوسفى.

این سریال را على اکبر نجفى تهیه می‌کند و جانشین تهیه و مجرى طرح آن مهدی یاری است. همچنین صادق یاری سرمایه گذاری آن را بر عهده دارد.

نوشته آه مخالفان دامن «ممنوعه» را گرفت! اولین بار در بانی فیلم پدیدار شد.

صفحه 1 از 122
12345678910 بعدی 203040...«