فیلم دونی|دانلود فیلم

خبر برتر Archives - فیلم دونی|دانلود فیلم

توضیحات
---
  • تاریخ : ۲۲ام آبان ۱۳۹۷
  • موضوع : دسته‌بندی نشده
  • بازدید : 0 views

قرارداد اکران فیلم سینمایی «تخته گاز» در گروه ایران به ثبت رسیده است.
به گزارش بانی فیلم، فیلم سینمایی «تخته گاز» به کارگردانی محمد آهنگرانی با دریافت پروانه نمایش هم اکنون در نوبت اکران قرار دارد. سازندگان این فیلم به تازگی با سرگروه «ایران» برای اکران قرارداد بسته اند و ساخته جدید آهنگرانی قرار است بعد از پایان نمایش فیلم سینمایی «خانم یایا»ی عبدالرضا کاهانی از اواخر آذرماه در این گروه روی پرده رود.
«تخته گاز» یک کمدی – اجتماعی است و فیلمبرداری آن نیز اواخر زمستان سال گذشته و بهار امسال در تهران انجام شد.
سام درخشانی، کامبیز دیرباز، الهام حمیدی، نفیسه روشن، لیلا اوتادی، رز رضوی، بیژن بنفشه‌خواه و داریوش فرهنگ و (با حضور) نیما شاهرخ‌شاهی و پرستو صالحی و (با معرفی) امیرعلی معروف بازیگران اصلی این فیلم سینمایی هستند.
در این فیلم همچنین بازیگرانی چون ساقی زینتی، عباس محبوب، مجید شهریاری، اسدا… یکتا، سیامک اشعریون، صبا گرگین‌پور، شادی قنبری، فاطمه ابراهیمی، امیر جوانمرد، حمید عجمی، فاطمه مجلسی، عادل سیفی، عادل حبیب‌زاده، یعقوب جعفری نیز به ایفای نقش پرداخته اند.
در خلاصه داستان «تخته گاز» آمده: مرد بودن سلیمان در خانواده و جامعه به هزار و یک دلیل زیر سوال است. او خود نیز به این امر واقف شده و درصدد رفع نواقص خود برآمده است. در جهت تحقق این امر، چالش‌ها و موقعیت‌های جذاب بسیاری پیش روی سلیمان است… .
دیگر عوامل اصلی این پروژه سینمایی عبارتند از: تهیه‌کنندگان: سیدمحسن جاهد، مسعود تکیه، نویسنده: مهدی علی‌میرزایی، مدیر فیلمبرداری: سیدمحسن جاهد، طراح گریم: شهرام خلج، صدابردار: فرخ فدایی، تدوین: حسن ایوبی، برنامه‌ریز: مرضیه اکبرنژاد، طراح صحنه: اسماعیل مقصودی، طراح لباس: رها دادخواه، گروه کارگردانی: دستیار اول کارگردان: امیر رونقی، دستیار دوم کارگردان: سیدرضا حسینی، منشی صحنه: فرشته عروجی، عکاس و تصویربردار پشت صحنه: آنا عبدی، گروه فیلمبرداری: فیلمبردار: حسن سلیمان، دستیار اول فیلمبردار: ابوالفضل ناصری، دستیاران فیلمبرداری: جلال زندی، سهیل ملکی، مهدی شاه‌بیگی، امین طلایی، گروه تولید: دستیار تولید: مهرزاد چلنگر، دستیاران تدارکات: مجید منفرد، علیرضا قطب، مصطفی جلالی، دستیاران صدا: سیاوش عطاخانی، حوری شفیعیون، دستیاران صحنه: علیرضا خلفی، بهمن کامرانی، دستیاران لباس: مهتاب تبریزی، فرشته فردی‌پور، مجریان گریم: ریحانه عادل‌نژاد، سیاوش میرواحدی، حمل و نقل: قاسم خدادی، مجید محجوبی، محمد فتکاری، مجری طرح و سرپرست گروه کارگردانی: علی مردانی.

نوشته «تخته گاز» روی پرده می رود اولین بار در بانی فیلم پدیدار شد.

  • تاریخ : ۲۲ام آبان ۱۳۹۷
  • موضوع : دسته‌بندی نشده
  • بازدید : 0 views

یاسمن خلیلی فرد
چند سالی است فیلمسازی در کشورهای دیگر و البته با حضور بازیگران و عوامل آن کشورها بشدت در سینمای ایران باب شده است؛ چند نمونه بارز این دسته از فیلم ها، «من سالوادور نیستم»، «سلام بمبئی» و «مصادره» بودند. اصولاً فیلمهایی که با مشارکت چند کشور ساخته می شوند و به عبارتی محصول مشترک چند سینما هستند، در سطح بین المللی، فیلم های قابل توجهی از آب در می آیند، اما نمی دانم چرا این رویه در سینمای ما نتیجه عکس دارد و عموماً ساخته هایی از این دست به شدت در سطح کیفی نازلی قرار می گیرند.
در رابطه با فیلم «خانم یایا» آن چه بیش از هرچیز دیگر مخاطب را دچار شگفت زدگی می کند، نام عبدالرضا کاهانی در مقام کارگردان این فیلم است؛ کارگردانی که سابقه ساخت چند فیلم خوب چون «بیست»، «هیچ» و «بیخود و بی جهت» را در کارنامه دارد. بله، در کارنامه هر فیلمسازی ممکن است فیلمی ضعیف تر از باقی فیلمها باشد؛ حتا مانی حقیقی نیز چند سال پیش فیلم «پنجاه کیلو آلبالو» را طبق گفته خودش به قصد سود تجاری ساخت، اما اینکه حتا ضعیف ترین فیلم فیلمسازی چون کاهانی تا این اندازه به لحاظ کیفی نازل باشد واقعاً در مخیله هیچ مخاطبی نمی گنجد.
به جرات اذعان می کنم که «خانم یایا» نه تنها بدترین فیلم کاهانی تا به امروز بوده، بلکه بدترین فیلمی است که در یک سال اخیر در سینمای ایران تماشا کرده ام. به نظر می رسد فیلم، اصلاً فیلمنامه ای ندارد. خبری از مولفه های ناب و شاخص سینمای کاهانی در آن دیده نمی شود. هیچ رگه ای از طنز و بامزگی در فیلم به چشم نمی خورد و فیلم عملاً فاقد منطق روایی است. دیده شده است که حتا در ضعیف ترین و خام دستانه ترین کمدی های سینمای ایران، یک خط اصلی داستانی ولو ساده و کلیشه ای وجود دارد، اما فیلمنامه «خانم یایا» – البته اگر فیلمنامه ای داشته باشد- همان خط داستانی ساده و تکراری را هم ندارد! بسیاری از فیلم های ایرانی که در کشورهای دیگر ساخته می شوند، دست کم از موقعیت های جغرافیایی آن کشور استفاده می کنند، قبول دارم که استفاده ابزاری و شاید بی دلیل از مناظر و قاب های صرفاً زیبا ممکن است امر پسندیده ای نباشد و آنچنان به کار فیلم نیاید، اما کاهانی که فیلمش فاقد فیلمنامه و داستان و فرم و منطق روایی است، حتا حداقل بهره گیری از مناظر و موقعیت های محیطی و جغرافیایی پاتایا را هم از مخاطبش سلب کرده است! و این حجم از شلختگی و بی هدفی در فیلم مخاطب را با این پرسش مواجه می سازد که اصلاً او چرا فیلم ساخته است؟ چه هدفی در پس ساخت آن وجود دارد؟ فیلم، حتا ژانر مشخصی هم ندارد؛ مخاطبی که به گمان خود به قصد تماشای فیلم کمدی به سینما آمده است را کاملا سرخورده می کند و مخاطبی که با شناخت کاهانی به قصد تماشای فیلمی از او به سینما می آید نیز قطعاً دچار شوک می شود و این سوال همچنان به قوت خود باقی می ماند که کانسپت اصلی فیلم چیست؟
متاسفانه ویترین فیلم ممکن است مخاطب را فریب دهد. رضا عطاران و حمید فرخ نژاد بازیگران محبوبی هستند، امین حیایی هم که قرار است حضوری کوتاه داشته باشد، فیلم بازیگر خارجی هم دارد و در پوستر آن تصاویر مهیجی از کشوری خارجی را می بینیم، کارگردانش هم که عبدالرضا کاهانی است. شاید همه این ها برای مخاطبی که بی اطلاع از محتوای فیلم به تماشایش می نشیند، کافی باشد تا با قاطعیت برای تماشا انتخابش کند. حال آنکه از همان دقایق ابتدایی به مرور متوجه می شویم با چه فیلمی سر و کار داریم. متاسفانه در سالنی که من فیلم را در آن تماشا کردم، بسیاری از تماشاگران در همان نیمه نخست، سالن سینما را ترک کردند و این اتفاقی بود که مدتها مشابه ا را ندیده بودم و این اصلاً برای فیلمسازی با سوابق و موقعیت عبدالرضا کاهانی اتفاق خوبی نیست. کاهانی شاید به واسطه دلخوری اش از توقیف فیلم قبلی خود این فیلم را ساخته باشد. شاید ساخت این مثلاً فیلم، واکنشی عصیانگرانه به توقیف «ارادتمند نازنین، بهاره تینا» باشد. هرچه که هست، اما «خانم یایا» بزرگترین لکه ننگ کارنامه اوست. ننگی که به این راحتی ها نیز پاک نخواهد شد و قطعاً مخاطبان همیشه پیگیر سینمای او را نیز بشدت ناامید خواهد کرد.
در «خانم یایا» نه خبری از طنازی های رضا عطاران و بازی خوب او هست و نه حمید فرخ نژاد قدرتمند فیلم هایی چون «ارتفاع پست»، «عروس آتش» و «چهارشنبه سوری» را می بینید؛ بلکه دو بازیگر اصلی فیلم نیز قربانی ضعفهای کلی آن و حفره های متعدد فیلمنامه شده اند؛ بازیگران بشدت منفعل اند! ظاهراً خودشان هم فیلم را چندان جدی نگرفته اند و تلاشی برای ایفای نقش های خود نمی کنند. فیلم آن قدر کم دیالوگ، بی کنش و بی کشش است که فرصتی برای عرض اندام در اختیار بازیگرانش قرار نمی دهد.
«خانم یایا» مثل فیلمی است که اعضای یک خانواده با دوربین هندی کم خود در یک سفر کوتاه به کشوری خارجی گرفته باشند، شاید به مراتب بدتر و بی چارچوب تر.
در نهایت باید بگویم که مدتها بود از تماشای هیچ فیلمی به اندازه «خانم یایا» ناامید نشده بودم و امیدوارم این آخرین باری باشد که شکستی این چنین پررنگ و بزرگ را در کارنامه سینمایی یکی از بهترین فیلمسازان مشاهده می کنم.

نوشته نقدی بر فیلم «خانم یایا»؛فیلم بد ممنوع! اولین بار در بانی فیلم پدیدار شد.

  • تاریخ : ۲۲ام آبان ۱۳۹۷
  • موضوع : دسته‌بندی نشده
  • بازدید : 0 views

بانی فیلم، گروه تلویزیون: سالها بود که عشق، خط قرمز سریال های تلویزیونی بود و کمتر سریالی با این مضمون تولید و پخش می شد. مخاطب در طول این سالها کمتر با سریالی روبرو می شد که رویکرد و داستان اصلی آن عاشقانه و عشق دو جوان نسبت به یکدیگر باشد. اما یکی دو سالی است که رویکرد تلویزیون تغییر کرده و روی به ساخت و تولید سریال هایی کرده که در آن بعضاً عشق های نامتعارف هم دیده می شود. مضمونی که معمولا در سینما و فیلم های روی پرده به آن پرداخته می شد و تلویزیون چندان تمایلی برای به تصویر کشیدن قصه های عاشقانه نداشت و جزو خطوط قرمز این رسانه محسوب می شد. اما گویا استقبالی که از سریال های عاشقانه شبکه نمایش خانگی از جمله «شهرزاد» و «عاشقانه» شد، تلویزیون را بر آن داشت که برای جلب نظر مخاطبان بیشتر، خود نیز روایتگر داستان های عاشقانه شود. از جمله سریال «پدر» به کارگردانی بهرنگ توفیقی که در ماه رمضان سال گذشته پخش شد و گویا تولید آن به فصل دوم هم خواهد رسید و در آن شاهد لحظه های عاشقانه لیلا و حامد بودیم. اما این روزها تلویزیون دو سریال روی آنتن دارد که هر دوی آنها داستان عاشقانه ای را محور اصلی داستان قرار داده اند. سریال «بازی نقاب ها» به کارگردانی سیروس حسن پور که از شبکه دو پخش می شود و در کنار داستانی که درباره روابط دو قوم خالد قلی و قلیچ روایت می کند، داستان عاشقانه یاشار و آلما را محور اصلی داستان خود قرار داده است و بیننده مدام با رو در رویی این دو نفر با موسیقی عاشقانه ای در سریال با صدای سالار عقیلی روبروست. گرچه یکی از این دو ازدواج کرده است، اما در یکی از قسمت هایی که در هفته گذشته پخش شد و در سکانس کافی شاپ باز هم شاهد رویارویی این دو با صدای سالار عقیلی و موسیقی عاشقانه ای در این سکانس بودیم.
اما «حوالی پاییز» به کارگردانی حسین نمازی که از شبکه سه پخش می شود و مدیر این شبکه هم پیش از پخش نوید یک سریال عاشقانه را داده بود. سریالی که در آن شاهد عاشقانه های مهران و دختر عرب زبانی به نام ساره هستیم. عشق نامتعارفی که قرار است خالق ماجراها و اتفاقاتی هم در آینده باشد. در هفته گذشته نیز بیننده در این سریال شاهد عاشقانه های این دو کاراکتر با صدای سینا سرلک بود که به فضای عاشقانه داستان رنگ و بوی عاشقانه دیگری بخشیده بود. شاید انتخاب سینا سرلک به عنوان خواننده تیتراژ این سریال به دلیل شناختی است که مخاطب از صدای این خواننده در سریال عاشقانه «شهرزاد» داشته است.
به هر حال آنچه که این شبها با دیدن سریال های تلویزیونی در ذهن مخاطب ایجاد می شود، این است که تلویزیون گام موثری در جلب نظر مخاطب برداشته و تا حدودی از خطوط قرمز خود عبور کرده تا بتواند در این رقابتی که با شبکه های فارسی زبان ماهواره دارد، پیروز این رقابت نابرابر باشد.

نوشته عشق، ازدواج و فرزندآوری؛ پای ثابت سریال های تلویزیونی! اولین بار در بانی فیلم پدیدار شد.

  • تاریخ : ۲۱ام آبان ۱۳۹۷
  • موضوع : دسته‌بندی نشده
  • بازدید : 2 views

استن لی خالق بسیاری از شخصیت‌های مارول از جمله اسپایدرمن، امروز در سن نود و پنج سالگی درگذشت.
به گزارش بانی فیلم به نقل از nbc، خبر مرگ این هنرمند را ناشر او اعلام کرده است.استنلی مارتین لیبر معروف به استن لی نویسنده، ویراستار و منتشر کننده کتاب‌های کمیک، بازیگر، تهیه‌کننده و مجری تلویزیونی اهل آمریکا بود.
شخصیت‌هایی مانند اسپایدرمن، مردان ایکس، پلنگ سیاه، ثور، هالک، چهار شگفت‌انگیز و… از جمله کارهای این هنرمند قدیمی‌ست.
استن لی بر اساس قراردادش با استودیو مارول، در همه فیلم‌هایی که از شخصیت‌های ابداعی او ساخته شده‌اند نقشی کوتاه داشت.

نوشته خالق اسپایدرمن درگذشت اولین بار در بانی فیلم پدیدار شد.

  • تاریخ : ۲۱ام آبان ۱۳۹۷
  • موضوع : دسته‌بندی نشده
  • بازدید : 1 views

بانی فیلم، گروه تلویزیون: اگر تا دیروز پخش رقابتهای خارجی کلی دردسر اعم از خرید حق پخش و یا روی آنتن بردن های یواشکی داشت، حالا باید بینندگان تلویزیون شکر گزار زحمت های طاقت فرسا و ویرانگر پخش بازیهای داخلی هم باشند!
شنبه شب گذشته تماشای پخش فینال لیگ قهرمانان آسیا و شنیدن گزارش مزدک میرزایی -که با روزهای اوج خود فاصله زیادی دارد- در آخرین دقایق تبدیل به عذاب شد. جدا از ناکامی تیم پرسپولیس در قهرمانی، تصاویر بی نظم و شاتهای بلاتکلیف از یکسو و جملات اضافی و باری به هر جهت مزدک میرزایی هم مزید بر علت شد. او در جملاتی اغراق آمیز چنان به ستایش از نحوه پوشش این بازی توسط بخش فنی تلویزیون پرداخت و مدام از همکارنش تشکر و تقدیر کرد که گویی از عهده یک ماموریت غیرممکن برآمده اند. بویژه در جایی که گفت از همکارانش ممنون است که «تصاویر استانداردی» را از این بازی تهیه و ارسال کردند! گویی در سایر تلویزیون های دنیا تصاویر غیراستاندارد از چنین رویدادهایی تهیه می شود. ضمن اینکه در بازی مذکور نه تنگنای خاصی وجود داشت و نه مشکلی غیرمنتظره ایجاد شد که تصویربرداران و گروه فنی صدا و سیما بخواهند گرفتار بحران شوند.
جالب آنکه دیروز هم روابط عمومی سیما در مطلبی با عنوان «تحسین AFC را برانگیخت» پوشش بازی برگشت را حرفه ای تر از رفت خواند تا مصداق «خود گویی و خودخندی عجب مرد هنرمندی» شود و از سویی هم تلویزیون ژاپن را مثلا به چالش بکشد.
قبول که در این بازی به قول روابط عمومی تلویزیون،«بیش از ۱۳۰ نفر نیروی انسانی با به کارگیری ۱۶ دوربین، ۱۲ کانال اسلوموشن و یک کانال سوپر اسلوموشن حضور داشتند و براساس استانداردهای جهانی بازی با بالاترین کیفیت مخابره شد». دستشان هم درد نکند که به «وظیفه» شان درست عمل کردند. ولی اینکه انجام وظایف پرسنل یک سازمان دولتی بزرگنمایی شود و مدام در طول یک گزارش چون پتکی بر سر بینندگان فرود آید، ظاهرا فقط از دست صداو سیمای ما برمی آید!

نوشته منّت پخش زنده یک مسابقه در پایتخت! اولین بار در بانی فیلم پدیدار شد.

  • تاریخ : ۲۱ام آبان ۱۳۹۷
  • موضوع : دسته‌بندی نشده
  • بازدید : 2 views

بانی فیلم، گروه سینمای ایران، هادی اعتمادی مجد: نه! انگار آش شورتر و اوضاع بلبشوتر و قاراشمیش تر از آن است که فکرش را می کردیم. دیگر لفظ کمدی سخیف یا فیلم بنجل نمی تواند جوابگوی افتضاحی باشد که این روزها سینمای ایران به اسم سینمای کمدی با آن درگیر است. هرچند معاون نظارت و ارزشیابی سازمان سینمایی وزارت ارشاد آنرا نتیجه استقبال و خوشایند سینماروها می داند. ابراهیم داروغه‌زاده شنبه شب گذشته در برنامه «کیوسک» شبکه سه حتی تلاش کرد با تغییر جریان بازی به سود خود و سازمان متبوعش، اتهام وارد شده از سوی مجری را از سر وا کند. جایی که احسان عبدی پور، کم کاری مدیران سینمایی را عامل اصلی ایجاد فضای فراخ برای جولان کمدی های بی ارزش و لاابالی دانست و برای دفاع از آنها، سلیقه و اقبال سینماروها را توجیه درستی ندانست. توجیهی که گویا به اهالی سینما هم سرایت کرده تا حمید فرخ نژاد هم موضعی مشابه آنچه داروغه زاده اتخاذ کرده را در برابر هجمه ها علیه «خانم یایا» برگزیند.
در بحبوحه اکران فارغ البال کمدی های زیر شلواری و خواب خوش مدیران سینمایی، «خانم یایا»، نورسیده افتضاح تازه ای است که به قولی، روی «لس آنجلس تهران» را هم سفید کرده است. فیلمی که افتاده در ورطه معضل اصلی این روزهای سینمای کمدی، یعنی بی مزگی و لوسی است و چنان در آن دست و پا می زند که واکنش های بشدت منفی مردم و کاربران فضای مجازی را برانگیخته است. پیش از این اگر اعتراضات به چارچوب نداشته و محتوای وارفته فیلم تینا پاکروان، قلب نزار سینمای کمدی را نشانه می رفت، در هفته جاری و با ظهور فیلمِ قبلا ویدئویی و ناگهان به طرز عجیبی سینمایی شده «خانم یایا»، باعث تغییر استراتژی سینماروها هم شد. مردمی که پول بی زبان را برای فیلم تازه اکران شده عبدالرضا کاهانی هدر دادند، آنقدر از بی هویتی و مزخرف بودن این فیلم دردشان آمده که فضای مجازی را با کامنتهای منفی شان پر کرده اند.
اگر تا دیروز کاربران از خجالت پرویز پرستویی و دیگر عوامل «لس آنجلس تهران» درمی آمدند و جوابی منطقی هم نمی شنیدند، امروز این هجوم به سمت سازندگان «خانم یایا» روانه شده. فیلمی که دست اندرکاران تازه اش در نبود کارگردان دور از وطن، تلاش ناکامی برای کمدی جا زدن آن داشتند، اما با افشاگری کارگردان از آن سوی آبها شکست سختی خوردند. جالب آنکه آنان در آستانه اکران فیلم هم کوشیدند با طرح شعار جعلی «این فیلم اصلا کمدی نیست»، خود را مبرا از آش شله قلمکار حاضر نشان دهند که تیرشان به سنگ خورد.
فیلم آنقدر درهم و برهم و آشفته از کار درآمده که به ضرب رضا عطاران، امین حیایی و حمیدفرخ نژاد هم نتوانسته حتی ذره ای خنده بگیرد یا تماشاگر بینوا و فریب خورده را راضی کند. وصول اخبار از ترک گروهی سالنهای نمایش دهنده «خانم یایا» در میانه فیلم، نشان از نارضایتی گسترده تماشاگران دارد. اعتراضات تند و تیز در فضای مجازی هم که به صفحات شخصی بازیگران فیلم تسری یافته، اوضاع نامطلوبی را برای آن رقم زده. تا جایی که حمیدفرخ نژاد در مواجهه با این نقدهای شدید، ناچار شد در اینستاگرام خود چنین بنویسد:«دوستان عزیزم، فیلم سینمایی خانم یایا ساخته کارگردان ارزشمند کشورمون رضا کاهانی به روی پرده رفته، همانگونه که از طرف تهیه کنندگان محترم عنوان شده این فیلم وجاهت طنز ندار،د ولی متاسفانه به دلیل نوع تبلیغات، توقع یک فیلم طنز برای مخاطب بوجود آمده که متاسفانه موجبات عدم رضایت بعضی از تماشاگران رو بوجود آورده ، لازمه تاکید مجدد کنم این فیلم طنز نیست و منم تهیه کننده فیلم نیستم و لطفا به جون من غر نزنید»! و جالب اینکه کامنتهایش را هم به روی مردم معترض مسدود کند.
البته به این بازیگر که خود اخیرا اذعان داشته «زیر ۱۰هزار دلاری که باید هر ماه برای خانواده اش بفرستد، کم آورده»، برای بازی در این دست خزغبلاتِ به اصطلاح سینمایی، حرجی نیست. او هم قربانی همین سینما و سیاستگذاریهای مدیرانی است که گویی واداده اند و همه چیز را در گیشه و صفرهای ارقام فروش خلاصه می کنند. با این حال مشخص نیست چرا مدیران مسئول در سینما صرفا پشت عباراتی چون استقبال تماشاگران خود را پنهان می کنند و حاضر به قبول مسئولیت در این باره نیستند.
سینمایی که به قول اخیر نصرالله پژمانفر، عضو کمیسیون فرهنگی مجلس با «فیلم‌های کمدی مستهجنی پر شده است که حریم خانواده را با شوخی‌های رکیکشان دریده اند».
ولی آیا سازندگان این فیلم و مدیران سینمایی سری به کامنتهای مردم زده اند. کامنتهایی از قبیل «خیلی بد. افتضاح. اصلا نمیدونم چی می خواست بگه این فیلم. واقعا میتونم بگم پولی که از فروش این فیلم در می‌آوردند؛ تمامی عوامل فیلم، حرامشان!»، «به معنای واقعی سوء استفاده از پول و وقت و اعصاب مردم. هرچقدر بگم افتضاح کم گفتم»، «افتضاح بود، افتضاح، تقریبا همه سالن رو ترک کردن. واقعا متاسفم برای نویسنده و کارگردان که بابت این چرندیات هزینه میکنم و بازیگرها که اعتبار خودشون رو می برن زیر سوال. خجالت آوره ، واقعا چجوری روشون شد این رو ساختن»، «مزخرف ترین فیلمی بود که تو عمرم دیده بودم حیف پولی که مردم بابت این فیلم میدن……اینکه دوسه تا شخصیت طنز بیاری فیلم مردمو گول بزنین که درست نیست فیلمتون افتضاح بود…..رفت تو لیست مفتضح ترین فیلم سال»، «مطمئنم بازیگران و سازندگان فیلم نظرات را خواهند خوند. قرار نیست که مردم بیان سینما و پول خوشگذرانی شمارو بدن. اینم دقیقا کلاهبرداریه . من سینما فرهنگ بودم، نصف سالن بیست دقیقه اول خالی شد. بعدش این بازیگران و عوامل میان اینستاگرام هی مردم مردم میکنند و پز روشنفکری میدند.این دفعه اشتباه کردم شما اشتباه نکنید و پول و وقتتون رو هدر ندید».
اینها به همراه کلی نظر منفی دیگر که برای اطلاع از آنها کافی است سری به صفحات شخصی بازیگران فیلمهای مذکور و سایتهای سینمایی بزنید، نشان از آن دارد تکیه به خرید بلیت و گیشه داغ یک فیلم فقط گول زدن خودمان و گریز از مسئولیت و پاسخگویی است. «خانم یایا» تنها قطره ای از دریای خروشان کمدی های زیرشلواری و سبکی است که یا همین روزها جلوی دوبین هستند و یا نطفه شان در ذهن خیلی ها بسته شده تا بزودی شکل یک مثلا فیلم را به خود بگیرد. دریایی که باید از عواقب ناگوارتر آتی آن ترسید و هرچه زودتر فکری برایش کرد. این سینماروها اگر نیازمند خندیدن و شادی هستند، چاره ای ندارند که در نبود آثار شاخص، به دامن این کمدی های سخیف و نازل می افتند. مشکل در جای دیگری است.
بانی فیلم در شماره های بعدی موشکافی بیشتری روی این معضل بزرگ روزهای اخیر سینمای ایران خواهد داشت. معضلی که آبروی خیلی از سینماگران سرشناس را هم دستخوش تهدید کرده و با شئون سینمای کشور لطمات شدیدی زده است.

نوشته گردهمایی کمدی های زیرشلواری، نتیجه هم اندیشی مدیران کت و شلواری! اولین بار در بانی فیلم پدیدار شد.

  • تاریخ : ۲۱ام آبان ۱۳۹۷
  • موضوع : دسته‌بندی نشده
  • بازدید : 1 views

بانی فیلم، گروه سینمای ایران، نصیبه کریمی: اینکه انتظار داشته باشیم در این بلبشوی اتفاقات عجیب در تلویزیون- که این روزها اغلب آنها در شبکه سه روی می دهد!-، مدیران این رسانه فکری اساسی برای برنامه سینمایی قدیمی «هفت» هم داشته باشند، شاید توقع عجیبی باشد.
به هر حال بعضی خبرهایی که این روزها از رسانه ملی به گوش می رسد، برای دست اندرکاران این مدیوم خیلی خوشایند نیست. پیش از پرداختن به موضوع اصلی گزارش بد نیست اشاره مرتبط کوتاهی داشته باشیم.
در دوران ریاست عزت ا… ضرغامی در سازمان صدا و سیما، او بارها در گفته هایش به این موضوع اشاره کرد که اساساً ممنوع التصویر نداریم و ممکن است در مقاطعی برخی پر کار و برخی دیگر کم کار شوند. این صحبت ها در حالی مطرح شد که بسیاری از چهره های سرشناس رسانه ملی در آن مقطع اجازه فعالیت نداشتند. بسیاری از چهره هایی که در رأس آنها مجریان قرار داشتند، به دلایل مختلف از آنتن تلویزیون خداحافظی کردند و هر یک به کاری مشغول شدند.
این در حالی است که دغدغه بسیاری از مدیران و برنامه سازان رسانه ملی در سال های اخیر، جلوگیری از قدرت شبکه های فارسی زبان در میان مخاطبان ایرانی است؛ خطری که از بیش از پیش رسانه ملی را به جهت ریزش مخاطب تهدید می کند. قطع برنامه های قدیمی تلویزیون که سال ها تلاش کردند تا مخاطبان هدفشان را پیدا کنند، از آن دست مواردی است که ریزش مخاطب را بیشتر می کند.
برنامه های گفت و محور و چالشی تلویزیون مخاطبان بسیار دارند و مورد توجه طیف وسیعی از افراد قرار می گیرند، اما تعداد برنامه های سینمایی تلویزیونی که به شکلی تخصصی و کامل همه رخدادهای سینما را پوشش دهند به تعداد انگشتان دست هم نمی رسد و کماکان جای خالی برنامه ای تخصصی در حوزه سینما که همه رویدادهای مهم این حوزه را پوشش دهد، حس می شود.
این در حالی است که نفوذ شبکه های مجازی و اینترنتی بین مخاطبان ایرانی روز به روز بیشتر می شود و از طرف دیگر، رویکرد و خطوط قرمز این شبکه ها با صدا و سیما متفاوت است. با توجه به اینکه حضور چهره های مطرح در اینگونه شبکه ها هنوز به امر متداولی تبدیل نشده است، اما به نظر می رسد کوچ چهره های مطرح از صدا و سیما اتفاقی است که تلویزیون را بیش از پیش تهدید می کند. بر همین اساس هم اغلب چهره ها ترجیح می دهند به جای حضور در برنامه های سینمایی تلویزیون، راهی تولیدات مشابه در شبکه های مجازی و اینترنتی شوند. جایی که فضا برای طرح مسائل و دغدغه ها بازتر هم هست.
بانی فیلم در گفت و گو با چند صاحب نظر به آسیب شناسی این جریان پرداخته است.
***
جواد طوسی:
در تلویزیون به تئاتر پرداخته می شود، اما سینما در نقطه انزوا قرار گرفته
جواد طوسی معتقد است: به لحاظ نگاه بیش از حد سیاست زده تلویزیون در تولیداتش، مدیران این رسانه باید واقعیت ریزش شدید مخاطب را بپذیرند.
این منتقد سینمایی در پاسخ به این سوال که با وجود بی اعتمادی مخاطب به تلویزیون آیا سینماگران از برنامه های سینمایی در تلویزیون استقبال می کنند یا خیر، به بانی فیلم گفت: تلویزیون همیشه تریبونی را به سینما اختصاص داده است و در گذشته های نه چندان دور برنامه های مختلفی را مرتبط با سینما داشتیم؛ حالا چه در حوزه سینمای ایران و یا جهان برنامه هایی مثل «سینما چهار» و «سینما یک» را داشته ایم که مروری بر آثار شاخص تاریخ سینما داشته و همراه با نقد و بررسی فیلم ها بوده اند. در سال های نزدیکتر نمونه شاخص برنامه هایی که بیشتر به سینمای بومی و داخلی می پرداخته اند، برنامه «هفت» بوده است. با توجه به چرخه و سقف تولید فیلم های ایرانی، اختصاص یک برنامه به کلیت سینمای ایران و مرور اخبار روز و مطرح سینمای داخلی فی نفسه نمی تواند هیچ اشکالی داشته باشد. هر چقدر ما الان بگوییم ریزش مخاطب داشتیم و شرایط عمومی جامعه به لحاظ مسائل سیاسی و اقتصادی و تحریم دیگر انگیزه ای برای مخاطب داخلی در جهت دیدن اینگونه فیلم ها ایجاد نمی کند، باز هم توجیه مناسبی برای خودداری از ارائه برنامه خوب نخواهد بود. به هر حال وقتی یک برنامه ورزشی مثل «نود» بازتاب دارد، حتی اگر مجری اصلی اش کنار گذاشته شود در فضای مجازی و رسانه با واکنش های مختلفی روبه رو می شود. در این شرایط، طبعا سینما و اساساً مقوله فرهنگ و هنر هم نباید آنقدر بی اهمیت باشد و یا در این مناسبات روزمره، انگیزه لازم را از مخاطبان سلب کرده باشد که بگوییم نیازی به تولید برنامه هایی مثل «هفت» و «سینما دو» نیست. این نیاز به برنامه ریزی هوشمندانه دارد. باید دید در یک بازنگری و تولید مجدد این برنامه را چطور باید در معرض دید مخاطب این دوران قرار دهیم که هم از جاذبه های رسانه ای و ژرونالیستی برخوردار باشد و هم بتواند اخبار روز و مطرح سینما را به درستی پوشش دهد و در کنارش یک نگاه تحلیل گر واقع بین و بی طرف هم داشته باشیم. البته تا جایی که می دانم، برنامه «هفت» قرار است دوباره از دی ماه که فاصله زمانی نزدیک به جشنواره فیلم فجر هم دارد، پخش شود و اجرای آن هم برعهده بهروز افخمی است. این مسئله نشان می دهد خلأ چنین برنامه هایی احساس می شود و برایم سوال برانگیز است علت عدم پخش برنامه «هفت» طی این یک سال و اندی چه بوده؟! دوره ای که بهروز افخمی مجری بود، آیا استمرارش، آن هم در شرایطی که هیچ برنامه ای در زمینه سینما نداشتیم، به نفع سینمای ایران تمام شد یا به ضرر آن؟! به همین خاطر، بودن چنین برنامه هایی را نسبت به حذف کاملشان ترجیح می دهم. در دوره ای که افخمی اجرای برنامه «هفت» را به عهده داشت، نسبت به بعضی از فیلم ها سمت گیری و جانبداری بیش از حدی داشت، ولی برنامه او، جنبه های مثبتی هم داشت. فقط نمی توانیم به بهانه نقاط ضعف یا نوع برخورد منتقدش مسعود فراستی با سینماگران و فیلم ها، برنامه «هفت» را حذف کنیم.
او با اشاره به اینکه با کنار گذاشتن «هفت»، سینمای ایران یک تریبون و یک رسانه را اساساً از دست داده، افزود: به نظرم دلیل بخشی از وضع موجود سینما طی این یک سال، چنین حذف های بیرحمانه ای بوده است. امروز در اکران عمومی سینماها بخش قابل توجهی از آثار اختصاص پیدا کرده به یک سری فیلم هایی که در شکل ظاهری وابسته به ژانر کمدی هستند. ولی آیا اینها از جنبه های کیفی فیلم های ارزشمند و قابل دفاعی هستند؟! اینها سلیقه سینماروها را پایین می آورند و جدا از یک یا دو مورد استثنایی، سیری نزولی را در زمینه ساخت فیلم های شاخص و باکیفیت شاهد هستیم. اما با وجود یک برنامه که به این آسیب شناسی اختصاص پیدا کند، به جای اینکه ما شاهد سیر نزولی سلیقه تماشاگران باشیم، می توانیم راهکارهای ارتقای فکری- فرهنگی و بصری تماشاگران را مرور کنیم و روی آن بحث کارشناسانه داشته باشیم. به هر حال جنبه های مثبتش کاملاً غالب بر نقاط منفی است که متأسفانه شاهد خلا آن هستیم. در یک ماه اخیر در شبکه چهار برنامه ای به نام «سینماگرام» تولید می شود که جدا از یک سری نقاط ضعف، می تواند در مقام یک عامل کمک کننده برای سینمای ایران باشد؛ مشروط بر اینکه مسئولان گوش شنوایی داشته باشند و نگاه های نقادانه و دلسوزانه را به گوش بسپارند و در ادامه مسیر، یک مقدار حرفه ای تر و پخته تر عمل کنند. همچنین برنامه ای که مسعود فراستی اجرای آنرا به عهده دارد، در پرداختن به سینما نگاهی تخصصی دارد و نه پوشش دادن ژورنالیستی به اخبار داخلی و مسائل روز.
این منتقد ادامه داد: به نظرم باید یک مقدار سعه صدر بیشتری داشته باشیم و سلایق مختلف را دعوت کنیم و از منظرهای متفاوت به اینگونه مباحث کارشناسانه بپردازیم که هم مرور تاریخ سینما هستند و هم فرصت و زمینه انطباق با سینمای ایران را داشته باشیم. در واقع تریبون های فعلی کافی نیستند؛ مثلاً برنامه «سینماگرام» و یا اختصاص برنامه ای در یک شب آن هم به مباحث بنیادی و کارشناسی درباره سینما کفایت نمی کند. باید خیلی متنوع تر و با نگاهی تاریخ نگارانه به سینما در حوزه های مختلف داخلی و جهانی آن بپردازیم که هم رونق بیشتری را ایجاد کند و هم بتواند رقابت در چرخه تولید کند. اساساً تنوع و مخاطب شناسی می تواند بستری را فراهم کند برای رسیدن به یک مخاطب شناسی خیلی کلان تر که طیف های مختلف جامعه که دغدغه و نسبتی با حوزه فرهنگ و هنر دارند، بتوانند دنیای مورد علاقه خودشان را در اینگونه آثار و تولیدات متنوع تلویزیون شاهد باشند.
وی ادامه داد: ما با شرایط خیلی محدود کننده، کم بضاعت و فقیرانه ای مواجه هستیم. به همین خاطر ممکن است اینگونه برنامه ها یک طیف محدودی از علاقه مندان سینما را اغنا کند. در صورتی که با احیای دوباره و یا بازنگری در تولید چنین برنامه هایی می توان به بهبود حال سینما کمک کرد؛ از جمله «سینما یک» در دوره ای که غلامعباس فاضلی اجرای آنرا به عهده داشت که برنامه خیلی خوبی بود و مجری به سینما مسلط بود و از منتقدان مختلف دعوت می کرد و همچنین فیلم هایی را انتخاب می کردند که نسبتی با تاریخ سینمای جهان و از جمله سینمای داخلی و بومی خودمان داشت. اگر عملکرد این برنامه موفق بوده، چرا غلامعباس فاضلی نباید ادامه دهد و بخواهند به گزینه های بعدی برسند؟! ما در تاریخ سینمای جهان و ایران و همین فیلم های بعد از انقلاب فیلم های ارزشمند و قابل بحث در گونه های مختلف کم نداریم که می توانند به چرخه تولید «سینما یک» باز استمرار ببخشند. یا در شبکه نمایش که «سینمای کلاسیک» را داشتیم که اینها می تواند باز شروع شود با برنامه ریزی های دقیق تر، سنجیده تر و کارشناسانه تر. حتی اگر قرار باشد در دوره ای افراد مختلفی کارگردانی و سردبیری این برنامه را عهده دار باشند و این اتفاق بیفتد و چنین برنامه هایی استمرار داشته باشند، نه اینکه کاتشان کنیم. در تلویزیون به تئاتر پرداخته می شود، اما چرا سینما باید در یک نقطه انزوا قرار بگیرد و کمتر از تئاتر به آن پرداخته شود. به عقیده ام باید روی آن تعاملی داشته باشیم.
طوسی درباره اینکه چرا رویکرد برنامه سازان برای ساخت برنامه های سینمایی در تلویزیون بیشتر به سمت رسانه های ویدئویی و مجازی رفته، افزود: در این باره باید واقعیتی را بپذیریم؛ طبعاً شرایط فعلی جامعه، مناسبات و اساساً مطالبات نسل جوانی که با یک دنیا و مناسبات متفاوت دیگری روبه رو شده با گذشته فرق دارد. بویژه آنکه فضای مجازی هم بخشی از تولیدات خودش را اختصاص به سینما داده که نباید در برابرش موضع منفی نشان دهیم و این جزو اقتضائات زمانه است. الان در حوزه مطبوعات هم شاهد هستیم چقدر تیراژ نشریات افت پیدا کرده و بعضی از نشریات تعطیل شده اند و مخاطبان کلاسیک در آن حجم انبوه دیگر وجود ندارند. حتی نشریات تخصصی ادامه انتشارشان متوقف شده است. به هر حال جدا از بحران کاغذ و سیر نزولی تیراژ مطبوعات، در فضای جدیدی قرار گرفته ایم و باید خودمان را با این فضا تطبیق دهیم. به همین خاطر در چرخه تولیدی که مرتبط با ذات و زبان سینما می تواند بخشی از تولیدات را به فضای مجازی اختصاص دهد و در کنارش شبکه های تلویزیونی باید کماکان به سینما بپردازند و شاید این عاملی باشد که تلویزیون از این وضع غم انگیزی که شاهدش است فاصله بگیرد و شرایط بهتر و پررونقی را پیدا کند، چون درصد و تعداد مخاطبانی که به سینما علاقه دارند کم نیستند، ولی متأسفانه به لحاظ نگاه بیش از حد سیاست زده تلویزیون در عرصه تولیداتش واقعیتی را باید بپذیرد که با ریزش شدید مخاطب روبه رو بوده و طبقات اصلی و مطرح جامعه شهری ما اساساً تولیدات داخلی را نگاه نمی کنند و شبکه های ماهواره ای را می بینند. باید روی تولیدات داخلی خودمان یک مقدار هوشمندانه تر برنامه ریزی کنیم و آن تنوع و تکثر را فراتر از سریال سازی و برنامه های ارشادی که معنویات را به بیننده حقنه می کند در نظر بگیریم. در کنارش باید برنامه هایی اختصاص پیدا کند در حوزه ها و عرصه های دیگر آن هم با لحن، ادبیات و اجرایی که جاذبه پیدا کند نه دافعه.
***
محمود گبرلو:
تلویزیون نگاه کینه توزانه، جناحی و طیفی به سینما دارد
محمود گبرلو اعتقاد دارد: نگاه کینه توزانه ای که الان در تلویزیون نسبت به سینماگران وجود دارد، جلوی بحث های منصفانه و عادلانه را گرفته.
محمود گبرلو که اجرای سری دوم «برنامه هفت» را برعهده داشته، در این خصوص به بانی فیلم گفت: به طور طبیعی تلویزیون موظف است به سینما بپردازد، چون سینما بخش اعظمی از فرهنگ و رفتار اجتماعی این جامعه را تبیین می کند. متأسفانه مشکل جدی که وجود دارد و دلیلش را هم نمیدانم، این است که موضع تلویزیون در قبال سینما خصمانه و کینه توزانه است. مثالی بزنم؛ امسال در چهلمین سال پیروزی انقلاب اسلامی طبیعتاً نظام یا مسئولان تلویزیون باید در این زمینه فعالیت هایی داشته باشند و عملکرد مدیران در عرصه سینما را تبیین کنند، اما متأسفانه چنان با نگاه کینه توزانه ای با این مقوله شده که همه برنامه ها به نوعی حس تنفر از سینما را ایجاد می کنند. در صورتی که ما در این چهل سال چندین فیلم سینمایی تهیه کرده ایم که همه با مجوزهای نظام جمهوری اسلامی روی پرده رفته و مردم هم از آنها استقبال کردند و فروش خوبی هم داشتند. جالب اینکه بسیاری از این فیلم های سینمایی با بسیاری از اهداف اجتماعی، فرهنگی و سیاسی این نظام مطابقت دارد و هماهنگ است و طبیعتاً اگر اینگونه نبود، مجوزهای رسمی به آنها داده نمی شد. ممکن است جناحی یا طیف خاصی با فیلمی مخالف باشند، اما دلیل بر آن نمی شود که ما همه فعالیت های نظام را نادیده بگیریم و الان پس از ۴۰ سال که از انقلاب اسلامی می گذرد، نتوانیم ادعا کنیم انقلاب اسلامی در زمینه سینما سربلند و موفق بوده و توانسته آثاری را به دنیا و حتی جامعه خودش ارائه دهد. این نشأت گرفته از یک نگاه کینه توزانه، جناحی و طیفی است که در جامعه وجود دارد و متأسفانه این نگاه، حاکمیت پیدا می کند و در تلویزیون هم این نگاه تسری پیدا کرده و اکثر برنامه ها بدون استثنا با نگاه منفی به سینما می پردازد و نگاهی تنفرآمیز نسبت به سینمای جمهوری اسلامی به تماشاگر القا می کند؛ از خبر بیست و سی بگیرید تا بسیاری از برنامه های سینمایی دیگر.
او ادامه داد: این ضعف خیلی جدی است و متأسفم برای تلویزیون ایران که به جای اینکه مدافع نظام جمهوری اسلامی باشد، مدافع یک طیف و جریان خاصی شده که فقط تعداد اندکی فیلم های سینمایی را می پسندند و مابقی را ممنوع می دانند و یا خلاف جهت آرمان های انقلاب اسلامی می دانند. مثال دیگری می زنم؛ بسیاری از این فیلم های سینمایی در سبک زندگی جامعه ایران بسیار مؤثر و مفید بوده و فیلمسازان بسیار دلسوز و نجیبی وجود دارند که به معضلات اجتماعی، دفاع مقدس، انقلاب اسلامی و آرمانخواهی در جهت تقویت خانواده و یا نسل کودک و نوجوان پرداخته اند. متأسفانه این نگاه کینه توزانه فقط تعداد اندکی از فیلم های سینمایی را می پسندد و آنها را مورد تأیید قرار می دهد و تلویزیون اگر می خواهد یک برنامه سینمایی را داشته باشد که منصفانه و عادلانه به تحلیل و قضاوت درباره سینما بپردازد، عرصه برای این گروه یا این جریان بسیار تنگ است. در چهلمین سال انقلاب اسلامی و نزدیک دهه فجر هستیم، اما هنوز تلویزیون درباره دیدگاه جمهوری اسلامی نسبت به سینما برنامه ای درست، منصفانه و عادلانه ای ندارد و اصلاً نتوانسته مدافع نظامی باشد که هزاران فیلم سینمایی در آن تولید و اکران شده و در مجامع جهانی مورد توجه قرار گرفته و جایزه هایی معتبر هم کسب کرده. البته طبیعی است این سینما حالا منتقدان و مخالفانی دارد و طیف هایی نسبت به آن نظرات مثبتی ندارند و نیازهایی وجود داشته که آن نیازها شاید ۱۰۰ درصد احیا نشده. به هر حال وقتی در جریان تولید قرار بگیریم، هیچوقت ۱۰۰ درصد به نظر و آرمانی که مدنظر است و تلاش می کنیم تا برسیم، نمی رسیم. این دلیل بر آن نیست که همه کارهای انجام شده را نقد منفی کنیم و به نوعی به آنها بی توجه باشیم.
گبرلو درباره اینکه چرا رویکرد برنامه سازان برای ساخت تلویزیونی بیشتر به سمت رسانه های ویدئویی و مجازی رفته، متذکر شد: اولاً وقتی تلویزیون فضا و محیط را در اختیار فیلمسازان قرار نمی دهد که با آرامش با هم صحبت و گفت و گو و اختلافات را مطرح کنند و تماشاگر را در جریان بگذارند که چه اتفاقاتی در عرصه سینما رخ می دهد، طبیعتاً این هنرمند سینما به تریبون های دیگر مراجعه می کند. فضای اینترنتی که در جامعه خیلی مرسوم شده، یک فضای بخش خصوصی است که سعی می کند منافع و مخاطب خودش را جذب کند. در همین راه سعی می کند با ترفندها و شیوه های مختلف، سینماگران، فیلم های سینمایی و تماشاگران را به سمتی هدایت کند که مقاصد آنها اجرا شود. این ضعف جدی تلویزیون است که متأسفانه این تریبون را به سینماگرانی که در همین جمهوری اسلامی فعالیت می کنند راحت قرار نمی دهد تا حرف بزنند و مشکلات خودشان را مطرح کنند. همین رفتار طبیعتاً باعث سوء استفاده گروهی از فضاهای اینترنتی می شود که از این موقعیت به نفع خود استفاده کنند و ممکن است در میان این گفت و گوها فرهنگ غلط و مبتذلی را در جامعه ترویج کنند. مثلاً راجع به زندگی و حریم خصوصی هنرمندان و بازیگران صحبت کنند و جامعه را به آن سمت سوق دهند و یا خدای نکرده از زبان فیلمسازان یا سینماگران کلامی را مطرح کنند که خیلی با سیاست های این کشور یا نظام و یا این مردم همسو نباشد. این امر طبیعی است. وقتی فضای گسترده اینترنتی ایجاد می شود، عده ای برای مقاصد اقتصادی خودشان سعی می کنند از سینماگران سوء استفاده کنند. وظیفه تلویزیون این است که جلوی این سوء استفاده ها را بگیرد و بهترین راه این است که با برنامه های متنوع سینمایی بتواند این امکان را برای هنرمندان سینما قرار دهد که آزادانه حرف ها و نظرات شان را مطرح کنند که موجب نشود دیگران از این موقعیت سوء استفاده کنند. مطمئنم این تریبون سینمایی اگر از رسانه ملی در اختیار سینماگران قرار گرفته شود، هیچ اتفاق و هیچ توطئه و توهمی ایجاد نمی شود و حتماً هنرمندان در حوزه سینما و در حوزه کارهای تخصصی شان صحبت می کنند. البته طبیعی هم هست مثل هر منتقدی دیدگاههای انتقادی شان را مطرح کنند. چطور این همه تلویزیون درباره معضلات اجتماعی جامعه برنامه پخش می کند، این عیب نیست، اما یک هنرمند سینما بخواهد درباره اعتیاد یا وضع نامطلوب اقتصادی صحبت کند، این تریبون را در اختیارش قرار نمی دهد. متأسفانه نگاه کینه توزانه ای که الان در تلویزیون، رسانه ملی نسبت به سینماگران وجود دارد جلوی طرح بحث های منصفانه و عادلانه را گرفته.
***
محمدتقی فهیم:
هیچ کدام از برنامه های اینترنتی نتوانسته اند جای تلویزیون را بگیرند
محمد تقی فهیم معتقد است: برنامه هایی سینمایی که در رسانه های مجازی ساخته می شوند، استمرار ندارند.
این منتقد سینمایی در پاسخ به این سوال که با وجود کاهش اعتماد مخاطب به تلویزیون آیا سینماگران از برنامه های سینمایی در تلویزیون استقبال می کنند یا خیر، به بانی فیلم گفت: برنامه های سینمایی همیشه برای مخاطبان جذاب هستند. به نظرم اگر بخواهیم یک مقایسه کنیم، بعد از فوتبال تنها سینماست که می تواند مخاطب را به خودش جذب کند. البته در خیلی از کشورهای صاحب نام دنیا مثل آمریکا و هند، سینما از فوتبال هم جلوتر است. در کشور ما ولی به دلیل همین فقدان توجه رسانه ای درست و حسابی به سینما، حالا فوتبال پیشتازتر از سینماست. اما اگر این دو را در یک رقابت تنگاتنگ قرار دهیم، رتبه دوم را به خودش اختصاص می دهد. هر برنامه ای که به سینما بپردازد، مخاطب دارد. به نظرم خیلی از این برنامه های سطحی، دم دستی و آنتن پُر کن تلویزیون حتی ضعیف ترین برنامه سینمایی بیشتر می تواند مخاطبان را به خودش جلب کند. البته حتماً به خود سینما مربوط است یعنی سینما اگر مخاطبان را بتواند به سالن بکشاند خوب طبیعتاً بیشتر توجه به رسانه ای مثل تلویزیون جلب می شود، ولی حتی اگر مخاطبان سینما هم کم باشند، پیگیری کنندگان سینما تماشاگران انبوهی خواهند بود یا هستند. لذا برنامه های تلویزیونی همواره مورد توجه مخاطب است اما کیفیت برنامه هم متفاوت است، مثلاً برنامه ای زنده درباره سینما باشد آن به مراتب بیشتر مخاطب دارد تا برنامه تولیدی یعنی همه برنامه ها. به هر حال برنامه های زنده مخاطبان زیادی دارد و مردم بیشتر به برنامه های زنده اعتماد دارند. علاوه بر مردم، خود برنامه های زنده همیشه اتفاقاتی با خودشان دارند که جذاب است و کشمکش ها قابل دیدنی تر. به هر صورت اگر کیفیت برنامه هایی که درباره سینما در تلویزیون ساخته می شود بالا رفته، چرا هنوز برنامه ای مثل «هفت» نتوانسته تولید شود؟! الان تعداد برنامه های سینمایی در شبکه های تلویزیون درباره سینما زیاد است، اما هیچکدام برنامه «هفت» نشدند، چون برنامه «هفت» اصلی ترین قوتش زنده بودن برنامه است و دوم اینکه پایه ریزی خوبی شده و کشمکش یکی از مؤلفه های اصلی این برنامه است. اگر این برنامه زنده باشد و به سمت خنثی بودن برود، آن هم با ریزش مخاطب مواجه می شود. بنابراین در درجه اول هر برنامه ای درباره سینما ساخته شود مخاطب دارد اما بستگی دارد به کیفیت برنامه، مجری و موضوعاتی که به آن پرداخته می شود و مهمتر اینکه به جسارت و نوع غنای کشمکش و حضور آدم های جسور در برنامه اینها که همه این عوامل می تواند برنامه را جذاب و دیدنی کند.
وی درباره اینکه چرا رویکرد برنامه سازان برای ساخت برنامه های سینمایی بیشتر به سمت رسانه های ویدئویی و مجازی رفته، عنوان کرد: هنوز هیچ کدام از این برنامه های اینترنتی نتوانسته اند جای تلویزیون را بگیرند. در هر صورت رسانه ملی بی رقیب است به نوعی گفته می شود انحصاری است و رقیب ندارد. هنوز فضای مجازی به رغم اینکه رونق بهتری پیدا کرده و برخی از این برنامه ها در فضای مجازی به صورت اینترنتی ساخته می شود و ممکن است در برخی موارد سر و صدا همکنند، اما قابل مقایسه با مخاطب تلویزیون نیست. یعنی همچنان تعدادی از کاربران را در برمی گیرد با شبکه های مجازی ارتباط دارند، ولی در تلویزیون کمترین مخاطب تلویزیون ۵ میلیون برآورد می شود. در حالی که برنامه «هفت» بالای ۱۲-۱۰ میلیون مخاطب دارد و این در نظرسنجی ها نشان داده می شد. به نظرم هیچ کدام از اینها هر چقدر تلاش کنند و از موضوعات بی پرواتری را دستمایه قرار دهند و افراد و چهره های مهمتری بیاورند، ولی همچنان نمی توانند جای تلویزیون را بگیرند. به هر حال تلویزیون یکه تاز، پیشتاز و تنها رقیب خودش است. فضای مجازی و برخی برنامه هایی که در اینترنت ساخته می شوند در سال های گذشته رونق گرفته اند، اما محدود به همین معدود کاربرانی هستند که با فضای وب ارتباط دارند و یا مثلاً بعضی ها به دلایلی چون انجام کارهای پژوهشی و تحقیقی به این برنامه ها مراجعه می کنند، ولی کسی به شکل اینکه مثل تلویزیون وقتش را بگذارد پای این برنامه بنشیند، نیست. تلویزیون آنتنی است که در همه خانه ها روشن است. بخصوص در روستاها و شهرهای مهجورتر که سالن سینما ندارند. درست که اینترنت در همه جای کشور در دسترس است، ولی باز هم همچنان تلویزیون در این شهرها و روستاها تنها گزینه استفاده مردم از برنامه هاست. در سفرهایی که رفتم، هیچ موقع ندیدم مردم درباره این برنامه های اینترنتی صحبت کنند. در مقایسه با برنامه های تلویزیون هنوز نتوانسته برنامه ای در اینترنت ساخته شود که جایگزین برنامه های تلویزیون شود. ضمنا این برنامه های اینترنتی تبلیغات درست و استمرار ندارند.
***
علیرضا غفاری:
برخی از کسانی که در فضای مجازی برنامه می سازند، فاقد دانش سینمایی هستند
علیرضا غفاری اعتقاد دارد: کسانی که در فضای مجازی برنامه سازی می کنند، فاقد دانش سینمایی هستند.
مجری «سینما اکران» در پاسخ به این سوال که با وجود کاهش اعتماد مخاطب به تلویزیون، آیا سینماگران از برنامه های سینمایی در تلویزیون استقبال می کنند یا خیر، به بانی فیلم گفت: تلویزیون در نشانه شناسی هایش در جلب مخاطب، از برنامه هایی استفاده نمی کند که منجر به افزایش مخاطب شود. تاریخچه برنامه های سینمایی به سال ها قبل برمی گردد؛ از موقعی که سینما جذابیت پیدا کرد و سینماروها تمایل پیدا کردند اطلاعاتی داشته باشند. این هم فقط مختص تلویزیون ایران نیست، بلکه تمام جهان برنامه های تلویزیونی مرتبط با خودشان را دارند، اما در تلویزیون کشور ما همواره دو شکل برنامه سازی وجود داشته. یک برنامه سازی صرفاً تعریف و تمجید و معرفی سینماها و فیلم های روز که بخشی را خودم در شبکه ۵ با عنوان «سینما اکران» اجرا می کردم و فقط معرفی فیلم ها بود و کمتر نقد مطرح میشد. اما آن چیزی که مربوط به سینما می شود و جاذبه های سینمایی، یکی پشت صحنه هایش و دیگری اتفاقات جالب و آخرین اخبار سینمایی است. شکل دوم برنامه سازی که نشانه سازی اش در برنامه «هفت» سه دوره نشان داد تلویزیون سیاستی برای این برنامه ندارد و بیشتر مجری محور است. «هفت» در سری اول متکی به دانش فریدون جیرانی بود که یک به دلیل تجربه ژورنالیستی اش طی سالیان و آشنایی اش با تاریخ سینمای ایران، دایره المعارف متحرک سینمای ایران است. در سری دوم محمود گبرلو از منظر دیگری ورود کرد و سعی کرد با نشان دادن چند دوست و همکار کار نقد انجام دهد که موفق نبود. در سری سوم بهروز افخمی با در اختیار گرفتن نوع ادبیات تهاجمی مسعود فراستی سعی کرد برنامه را به نحوی جذاب کند. الان ما کدام سینما را می خواهیم نقد کنیم؟! کدام سینما جاذبه دارد؟! سینمایی که با استفاده از سخیف ترین روش ها، سعی می کند مخاطب را برای دقایقی بخنداند. این سینما چیزی ندارد. سینمایی قابل بررسی است که در آن سینما به معنی واقعی نمود داشته باشد؛ مثلاً دوباره «کمال الملک» (علی حاتمی) را دید که یک کلاس آموزشی است، سینمایی قابل بررسی است که «مسافران» (بهرام بیضایی) و یا حتی «قیصر» (مسعود کیمیایی) را مد نظر قرار دهد. در این سینمای معاصر و این روزها بعید می دانم بتوان بحث خوبی مطرح کرد و به همین دلیل هم خیلی ادامه یافتن برنامه های سینمایی در ارتباط با سینما و جذب مخاطب را موفق نمی دانم.
وی درباره اینکه چرا رویکرد برنامه سازان برای ساخت تلویزیونی بیشتر به سمت شبکه های اینترنتی رفته، افزود: برای اینکه بیکارند و در تلویزیون برنامه ندارند، به رسانه های مجازی می روند. فضای مجازی تنها خاصیتش این است که دسترسی اش سهل و آسان است و می توانند دو مرتبه جستجو و نگاه کنند. برنامه های فعلی در فضای مجازی برنامه تخصصی سینمایی نیستند و بیشتر گفت و گو با هنرپیشگان است و احتمالاً حواشی مربوط به اتفاقات سینمایی. وقتی یک برنامه سینمایی تمام اوقات برنامه اش را اختصاص می دهد به حمید فرخ نژاد با هجمه ای که در ادامه علیه اش آغاز شد، این هیچ به سینمای معاصر ندارد و بقیه هم هنرپیشه می آورند و شرط بندی می کنند، این کجای سینماست؟! سینما اصول و قواعد خودش را دارد و پرداختن به اصول و قواعد سینمایی دانش می خواهد. متأسفانه همکارانی که در این عرصه علی الخصوص در فضای مجازی کار می کنند، فاقد دانش سینمایی هستند و بیشتر رویکردشان سلبریتی ها و کنکاش در زندگی خصوصی و احتمالاً کسب یک سری اخبار جدید برای علاقه مندان حواشی است. در این برنامه ها ندیده ام که سینمای ایران را نقد کنند و به صورت مشخص و منطقی، فیلمی مورد نقد و بررسی قرار بگیرد.

نوشته رونق برنامه های سینمایی اینترنتی، تلویزیون در خواب «هفت» اولین بار در بانی فیلم پدیدار شد.

  • تاریخ : ۲۱ام آبان ۱۳۹۷
  • موضوع : دسته‌بندی نشده
  • بازدید : 1 views

بانی فیلم، گروه سینمای ایران، نصیبه کریمی: اینکه انتظار داشته باشیم در این بلبشوی اتفاقات عجیب در تلویزیون- که این روزها اغلب آنها در شبکه سه روی می دهد!-، مدیران این رسانه فکری اساسی برای برنامه سینمایی قدیمی «هفت» هم داشته باشند، شاید توقع عجیبی باشد.
به هر حال بعضی خبرهایی که این روزها از رسانه ملی به گوش می رسد، برای دست اندرکاران این مدیوم خیلی خوشایند نیست. پیش از پرداختن به موضوع اصلی گزارش بد نیست اشاره مرتبط کوتاهی داشته باشیم.
در دوران ریاست عزت ا… ضرغامی در سازمان صدا و سیما، او بارها در گفته هایش به این موضوع اشاره کرد که اساساً ممنوع التصویر نداریم و ممکن است در مقاطعی برخی پر کار و برخی دیگر کم کار شوند. این صحبت ها در حالی مطرح شد که بسیاری از چهره های سرشناس رسانه ملی در آن مقطع اجازه فعالیت نداشتند. بسیاری از چهره هایی که در رأس آنها مجریان قرار داشتند، به دلایل مختلف از آنتن تلویزیون خداحافظی کردند و هر یک به کاری مشغول شدند.
این در حالی است که دغدغه بسیاری از مدیران و برنامه سازان رسانه ملی در سال های اخیر، جلوگیری از قدرت شبکه های فارسی زبان در میان مخاطبان ایرانی است؛ خطری که از بیش از پیش رسانه ملی را به جهت ریزش مخاطب تهدید می کند. قطع برنامه های قدیمی تلویزیون که سال ها تلاش کردند تا مخاطبان هدفشان را پیدا کنند، از آن دست مواردی است که ریزش مخاطب را بیشتر می کند.
برنامه های گفت و محور و چالشی تلویزیون مخاطبان بسیار دارند و مورد توجه طیف وسیعی از افراد قرار می گیرند، اما تعداد برنامه های سینمایی تلویزیونی که به شکلی تخصصی و کامل همه رخدادهای سینما را پوشش دهند به تعداد انگشتان دست هم نمی رسد و کماکان جای خالی برنامه ای تخصصی در حوزه سینما که همه رویدادهای مهم این حوزه را پوشش دهد، حس می شود.
این در حالی است که نفوذ شبکه های مجازی و اینترنتی بین مخاطبان ایرانی روز به روز بیشتر می شود و از طرف دیگر، رویکرد و خطوط قرمز این شبکه ها با صدا و سیما متفاوت است. با توجه به اینکه حضور چهره های مطرح در اینگونه شبکه ها هنوز به امر متداولی تبدیل نشده است، اما به نظر می رسد کوچ چهره های مطرح از صدا و سیما اتفاقی است که تلویزیون را بیش از پیش تهدید می کند. بر همین اساس هم اغلب چهره ها ترجیح می دهند به جای حضور در برنامه های سینمایی تلویزیون، راهی تولیدات مشابه در شبکه های مجازی و اینترنتی شوند. جایی که فضا برای طرح مسائل و دغدغه ها بازتر هم هست.
بانی فیلم در گفت و گو با چند صاحب نظر به آسیب شناسی این جریان پرداخته است.
***
جواد طوسی:
در تلویزیون به تئاتر پرداخته می شود، اما سینما در نقطه انزوا قرار گرفته
جواد طوسی معتقد است: به لحاظ نگاه بیش از حد سیاست زده تلویزیون در تولیداتش، مدیران این رسانه باید واقعیت ریزش شدید مخاطب را بپذیرند.
این منتقد سینمایی در پاسخ به این سوال که با وجود بی اعتمادی مخاطب به تلویزیون آیا سینماگران از برنامه های سینمایی در تلویزیون استقبال می کنند یا خیر، به بانی فیلم گفت: تلویزیون همیشه تریبونی را به سینما اختصاص داده است و در گذشته های نه چندان دور برنامه های مختلفی را مرتبط با سینما داشتیم؛ حالا چه در حوزه سینمای ایران و یا جهان برنامه هایی مثل «سینما چهار» و «سینما یک» را داشته ایم که مروری بر آثار شاخص تاریخ سینما داشته و همراه با نقد و بررسی فیلم ها بوده اند. در سال های نزدیکتر نمونه شاخص برنامه هایی که بیشتر به سینمای بومی و داخلی می پرداخته اند، برنامه «هفت» بوده است. با توجه به چرخه و سقف تولید فیلم های ایرانی، اختصاص یک برنامه به کلیت سینمای ایران و مرور اخبار روز و مطرح سینمای داخلی فی نفسه نمی تواند هیچ اشکالی داشته باشد. هر چقدر ما الان بگوییم ریزش مخاطب داشتیم و شرایط عمومی جامعه به لحاظ مسائل سیاسی و اقتصادی و تحریم دیگر انگیزه ای برای مخاطب داخلی در جهت دیدن اینگونه فیلم ها ایجاد نمی کند، باز هم توجیه مناسبی برای خودداری از ارائه برنامه خوب نخواهد بود. به هر حال وقتی یک برنامه ورزشی مثل «نود» بازتاب دارد، حتی اگر مجری اصلی اش کنار گذاشته شود در فضای مجازی و رسانه با واکنش های مختلفی روبه رو می شود. در این شرایط، طبعا سینما و اساساً مقوله فرهنگ و هنر هم نباید آنقدر بی اهمیت باشد و یا در این مناسبات روزمره، انگیزه لازم را از مخاطبان سلب کرده باشد که بگوییم نیازی به تولید برنامه هایی مثل «هفت» و «سینما دو» نیست. این نیاز به برنامه ریزی هوشمندانه دارد. باید دید در یک بازنگری و تولید مجدد این برنامه را چطور باید در معرض دید مخاطب این دوران قرار دهیم که هم از جاذبه های رسانه ای و ژرونالیستی برخوردار باشد و هم بتواند اخبار روز و مطرح سینما را به درستی پوشش دهد و در کنارش یک نگاه تحلیل گر واقع بین و بی طرف هم داشته باشیم. البته تا جایی که می دانم، برنامه «هفت» قرار است دوباره از دی ماه که فاصله زمانی نزدیک به جشنواره فیلم فجر هم دارد، پخش شود و اجرای آن هم برعهده بهروز افخمی است. این مسئله نشان می دهد خلأ چنین برنامه هایی احساس می شود و برایم سوال برانگیز است علت عدم پخش برنامه «هفت» طی این یک سال و اندی چه بوده؟! دوره ای که بهروز افخمی مجری بود، آیا استمرارش، آن هم در شرایطی که هیچ برنامه ای در زمینه سینما نداشتیم، به نفع سینمای ایران تمام شد یا به ضرر آن؟! به همین خاطر، بودن چنین برنامه هایی را نسبت به حذف کاملشان ترجیح می دهم. در دوره ای که افخمی اجرای برنامه «هفت» را به عهده داشت، نسبت به بعضی از فیلم ها سمت گیری و جانبداری بیش از حدی داشت، ولی برنامه او، جنبه های مثبتی هم داشت. فقط نمی توانیم به بهانه نقاط ضعف یا نوع برخورد منتقدش مسعود فراستی با سینماگران و فیلم ها، برنامه «هفت» را حذف کنیم.
او با اشاره به اینکه با کنار گذاشتن «هفت»، سینمای ایران یک تریبون و یک رسانه را اساساً از دست داده، افزود: به نظرم دلیل بخشی از وضع موجود سینما طی این یک سال، چنین حذف های بیرحمانه ای بوده است. امروز در اکران عمومی سینماها بخش قابل توجهی از آثار اختصاص پیدا کرده به یک سری فیلم هایی که در شکل ظاهری وابسته به ژانر کمدی هستند. ولی آیا اینها از جنبه های کیفی فیلم های ارزشمند و قابل دفاعی هستند؟! اینها سلیقه سینماروها را پایین می آورند و جدا از یک یا دو مورد استثنایی، سیری نزولی را در زمینه ساخت فیلم های شاخص و باکیفیت شاهد هستیم. اما با وجود یک برنامه که به این آسیب شناسی اختصاص پیدا کند، به جای اینکه ما شاهد سیر نزولی سلیقه تماشاگران باشیم، می توانیم راهکارهای ارتقای فکری- فرهنگی و بصری تماشاگران را مرور کنیم و روی آن بحث کارشناسانه داشته باشیم. به هر حال جنبه های مثبتش کاملاً غالب بر نقاط منفی است که متأسفانه شاهد خلا آن هستیم. در یک ماه اخیر در شبکه چهار برنامه ای به نام «سینماگرام» تولید می شود که جدا از یک سری نقاط ضعف، می تواند در مقام یک عامل کمک کننده برای سینمای ایران باشد؛ مشروط بر اینکه مسئولان گوش شنوایی داشته باشند و نگاه های نقادانه و دلسوزانه را به گوش بسپارند و در ادامه مسیر، یک مقدار حرفه ای تر و پخته تر عمل کنند. همچنین برنامه ای که مسعود فراستی اجرای آنرا به عهده دارد، در پرداختن به سینما نگاهی تخصصی دارد و نه پوشش دادن ژورنالیستی به اخبار داخلی و مسائل روز.
این منتقد ادامه داد: به نظرم باید یک مقدار سعه صدر بیشتری داشته باشیم و سلایق مختلف را دعوت کنیم و از منظرهای متفاوت به اینگونه مباحث کارشناسانه بپردازیم که هم مرور تاریخ سینما هستند و هم فرصت و زمینه انطباق با سینمای ایران را داشته باشیم. در واقع تریبون های فعلی کافی نیستند؛ مثلاً برنامه «سینماگرام» و یا اختصاص برنامه ای در یک شب آن هم به مباحث بنیادی و کارشناسی درباره سینما کفایت نمی کند. باید خیلی متنوع تر و با نگاهی تاریخ نگارانه به سینما در حوزه های مختلف داخلی و جهانی آن بپردازیم که هم رونق بیشتری را ایجاد کند و هم بتواند رقابت در چرخه تولید کند. اساساً تنوع و مخاطب شناسی می تواند بستری را فراهم کند برای رسیدن به یک مخاطب شناسی خیلی کلان تر که طیف های مختلف جامعه که دغدغه و نسبتی با حوزه فرهنگ و هنر دارند، بتوانند دنیای مورد علاقه خودشان را در اینگونه آثار و تولیدات متنوع تلویزیون شاهد باشند.
وی ادامه داد: ما با شرایط خیلی محدود کننده، کم بضاعت و فقیرانه ای مواجه هستیم. به همین خاطر ممکن است اینگونه برنامه ها یک طیف محدودی از علاقه مندان سینما را اغنا کند. در صورتی که با احیای دوباره و یا بازنگری در تولید چنین برنامه هایی می توان به بهبود حال سینما کمک کرد؛ از جمله «سینما یک» در دوره ای که غلامعباس فاضلی اجرای آنرا به عهده داشت که برنامه خیلی خوبی بود و مجری به سینما مسلط بود و از منتقدان مختلف دعوت می کرد و همچنین فیلم هایی را انتخاب می کردند که نسبتی با تاریخ سینمای جهان و از جمله سینمای داخلی و بومی خودمان داشت. اگر عملکرد این برنامه موفق بوده، چرا غلامعباس فاضلی نباید ادامه دهد و بخواهند به گزینه های بعدی برسند؟! ما در تاریخ سینمای جهان و ایران و همین فیلم های بعد از انقلاب فیلم های ارزشمند و قابل بحث در گونه های مختلف کم نداریم که می توانند به چرخه تولید «سینما یک» باز استمرار ببخشند. یا در شبکه نمایش که «سینمای کلاسیک» را داشتیم که اینها می تواند باز شروع شود با برنامه ریزی های دقیق تر، سنجیده تر و کارشناسانه تر. حتی اگر قرار باشد در دوره ای افراد مختلفی کارگردانی و سردبیری این برنامه را عهده دار باشند و این اتفاق بیفتد و چنین برنامه هایی استمرار داشته باشند، نه اینکه کاتشان کنیم. در تلویزیون به تئاتر پرداخته می شود، اما چرا سینما باید در یک نقطه انزوا قرار بگیرد و کمتر از تئاتر به آن پرداخته شود. به عقیده ام باید روی آن تعاملی داشته باشیم.
طوسی درباره اینکه چرا رویکرد برنامه سازان برای ساخت برنامه های سینمایی در تلویزیون بیشتر به سمت رسانه های ویدئویی و مجازی رفته، افزود: در این باره باید واقعیتی را بپذیریم؛ طبعاً شرایط فعلی جامعه، مناسبات و اساساً مطالبات نسل جوانی که با یک دنیا و مناسبات متفاوت دیگری روبه رو شده با گذشته فرق دارد. بویژه آنکه فضای مجازی هم بخشی از تولیدات خودش را اختصاص به سینما داده که نباید در برابرش موضع منفی نشان دهیم و این جزو اقتضائات زمانه است. الان در حوزه مطبوعات هم شاهد هستیم چقدر تیراژ نشریات افت پیدا کرده و بعضی از نشریات تعطیل شده اند و مخاطبان کلاسیک در آن حجم انبوه دیگر وجود ندارند. حتی نشریات تخصصی ادامه انتشارشان متوقف شده است. به هر حال جدا از بحران کاغذ و سیر نزولی تیراژ مطبوعات، در فضای جدیدی قرار گرفته ایم و باید خودمان را با این فضا تطبیق دهیم. به همین خاطر در چرخه تولیدی که مرتبط با ذات و زبان سینما می تواند بخشی از تولیدات را به فضای مجازی اختصاص دهد و در کنارش شبکه های تلویزیونی باید کماکان به سینما بپردازند و شاید این عاملی باشد که تلویزیون از این وضع غم انگیزی که شاهدش است فاصله بگیرد و شرایط بهتر و پررونقی را پیدا کند، چون درصد و تعداد مخاطبانی که به سینما علاقه دارند کم نیستند، ولی متأسفانه به لحاظ نگاه بیش از حد سیاست زده تلویزیون در عرصه تولیداتش واقعیتی را باید بپذیرد که با ریزش شدید مخاطب روبه رو بوده و طبقات اصلی و مطرح جامعه شهری ما اساساً تولیدات داخلی را نگاه نمی کنند و شبکه های ماهواره ای را می بینند. باید روی تولیدات داخلی خودمان یک مقدار هوشمندانه تر برنامه ریزی کنیم و آن تنوع و تکثر را فراتر از سریال سازی و برنامه های ارشادی که معنویات را به بیننده حقنه می کند در نظر بگیریم. در کنارش باید برنامه هایی اختصاص پیدا کند در حوزه ها و عرصه های دیگر آن هم با لحن، ادبیات و اجرایی که جاذبه پیدا کند نه دافعه.
***
محمود گبرلو:
تلویزیون نگاه کینه توزانه، جناحی و طیفی به سینما دارد
محمود گبرلو اعتقاد دارد: نگاه کینه توزانه ای که الان در تلویزیون نسبت به سینماگران وجود دارد، جلوی بحث های منصفانه و عادلانه را گرفته.
محمود گبرلو که اجرای سری دوم «برنامه هفت» را برعهده داشته، در این خصوص به بانی فیلم گفت: به طور طبیعی تلویزیون موظف است به سینما بپردازد، چون سینما بخش اعظمی از فرهنگ و رفتار اجتماعی این جامعه را تبیین می کند. متأسفانه مشکل جدی که وجود دارد و دلیلش را هم نمیدانم، این است که موضع تلویزیون در قبال سینما خصمانه و کینه توزانه است. مثالی بزنم؛ امسال در چهلمین سال پیروزی انقلاب اسلامی طبیعتاً نظام یا مسئولان تلویزیون باید در این زمینه فعالیت هایی داشته باشند و عملکرد مدیران در عرصه سینما را تبیین کنند، اما متأسفانه چنان با نگاه کینه توزانه ای با این مقوله شده که همه برنامه ها به نوعی حس تنفر از سینما را ایجاد می کنند. در صورتی که ما در این چهل سال چندین فیلم سینمایی تهیه کرده ایم که همه با مجوزهای نظام جمهوری اسلامی روی پرده رفته و مردم هم از آنها استقبال کردند و فروش خوبی هم داشتند. جالب اینکه بسیاری از این فیلم های سینمایی با بسیاری از اهداف اجتماعی، فرهنگی و سیاسی این نظام مطابقت دارد و هماهنگ است و طبیعتاً اگر اینگونه نبود، مجوزهای رسمی به آنها داده نمی شد. ممکن است جناحی یا طیف خاصی با فیلمی مخالف باشند، اما دلیل بر آن نمی شود که ما همه فعالیت های نظام را نادیده بگیریم و الان پس از ۴۰ سال که از انقلاب اسلامی می گذرد، نتوانیم ادعا کنیم انقلاب اسلامی در زمینه سینما سربلند و موفق بوده و توانسته آثاری را به دنیا و حتی جامعه خودش ارائه دهد. این نشأت گرفته از یک نگاه کینه توزانه، جناحی و طیفی است که در جامعه وجود دارد و متأسفانه این نگاه، حاکمیت پیدا می کند و در تلویزیون هم این نگاه تسری پیدا کرده و اکثر برنامه ها بدون استثنا با نگاه منفی به سینما می پردازد و نگاهی تنفرآمیز نسبت به سینمای جمهوری اسلامی به تماشاگر القا می کند؛ از خبر بیست و سی بگیرید تا بسیاری از برنامه های سینمایی دیگر.
او ادامه داد: این ضعف خیلی جدی است و متأسفم برای تلویزیون ایران که به جای اینکه مدافع نظام جمهوری اسلامی باشد، مدافع یک طیف و جریان خاصی شده که فقط تعداد اندکی فیلم های سینمایی را می پسندند و مابقی را ممنوع می دانند و یا خلاف جهت آرمان های انقلاب اسلامی می دانند. مثال دیگری می زنم؛ بسیاری از این فیلم های سینمایی در سبک زندگی جامعه ایران بسیار مؤثر و مفید بوده و فیلمسازان بسیار دلسوز و نجیبی وجود دارند که به معضلات اجتماعی، دفاع مقدس، انقلاب اسلامی و آرمانخواهی در جهت تقویت خانواده و یا نسل کودک و نوجوان پرداخته اند. متأسفانه این نگاه کینه توزانه فقط تعداد اندکی از فیلم های سینمایی را می پسندد و آنها را مورد تأیید قرار می دهد و تلویزیون اگر می خواهد یک برنامه سینمایی را داشته باشد که منصفانه و عادلانه به تحلیل و قضاوت درباره سینما بپردازد، عرصه برای این گروه یا این جریان بسیار تنگ است. در چهلمین سال انقلاب اسلامی و نزدیک دهه فجر هستیم، اما هنوز تلویزیون درباره دیدگاه جمهوری اسلامی نسبت به سینما برنامه ای درست، منصفانه و عادلانه ای ندارد و اصلاً نتوانسته مدافع نظامی باشد که هزاران فیلم سینمایی در آن تولید و اکران شده و در مجامع جهانی مورد توجه قرار گرفته و جایزه هایی معتبر هم کسب کرده. البته طبیعی است این سینما حالا منتقدان و مخالفانی دارد و طیف هایی نسبت به آن نظرات مثبتی ندارند و نیازهایی وجود داشته که آن نیازها شاید ۱۰۰ درصد احیا نشده. به هر حال وقتی در جریان تولید قرار بگیریم، هیچوقت ۱۰۰ درصد به نظر و آرمانی که مدنظر است و تلاش می کنیم تا برسیم، نمی رسیم. این دلیل بر آن نیست که همه کارهای انجام شده را نقد منفی کنیم و به نوعی به آنها بی توجه باشیم.
گبرلو درباره اینکه چرا رویکرد برنامه سازان برای ساخت تلویزیونی بیشتر به سمت رسانه های ویدئویی و مجازی رفته، متذکر شد: اولاً وقتی تلویزیون فضا و محیط را در اختیار فیلمسازان قرار نمی دهد که با آرامش با هم صحبت و گفت و گو و اختلافات را مطرح کنند و تماشاگر را در جریان بگذارند که چه اتفاقاتی در عرصه سینما رخ می دهد، طبیعتاً این هنرمند سینما به تریبون های دیگر مراجعه می کند. فضای اینترنتی که در جامعه خیلی مرسوم شده، یک فضای بخش خصوصی است که سعی می کند منافع و مخاطب خودش را جذب کند. در همین راه سعی می کند با ترفندها و شیوه های مختلف، سینماگران، فیلم های سینمایی و تماشاگران را به سمتی هدایت کند که مقاصد آنها اجرا شود. این ضعف جدی تلویزیون است که متأسفانه این تریبون را به سینماگرانی که در همین جمهوری اسلامی فعالیت می کنند راحت قرار نمی دهد تا حرف بزنند و مشکلات خودشان را مطرح کنند. همین رفتار طبیعتاً باعث سوء استفاده گروهی از فضاهای اینترنتی می شود که از این موقعیت به نفع خود استفاده کنند و ممکن است در میان این گفت و گوها فرهنگ غلط و مبتذلی را در جامعه ترویج کنند. مثلاً راجع به زندگی و حریم خصوصی هنرمندان و بازیگران صحبت کنند و جامعه را به آن سمت سوق دهند و یا خدای نکرده از زبان فیلمسازان یا سینماگران کلامی را مطرح کنند که خیلی با سیاست های این کشور یا نظام و یا این مردم همسو نباشد. این امر طبیعی است. وقتی فضای گسترده اینترنتی ایجاد می شود، عده ای برای مقاصد اقتصادی خودشان سعی می کنند از سینماگران سوء استفاده کنند. وظیفه تلویزیون این است که جلوی این سوء استفاده ها را بگیرد و بهترین راه این است که با برنامه های متنوع سینمایی بتواند این امکان را برای هنرمندان سینما قرار دهد که آزادانه حرف ها و نظرات شان را مطرح کنند که موجب نشود دیگران از این موقعیت سوء استفاده کنند. مطمئنم این تریبون سینمایی اگر از رسانه ملی در اختیار سینماگران قرار گرفته شود، هیچ اتفاق و هیچ توطئه و توهمی ایجاد نمی شود و حتماً هنرمندان در حوزه سینما و در حوزه کارهای تخصصی شان صحبت می کنند. البته طبیعی هم هست مثل هر منتقدی دیدگاههای انتقادی شان را مطرح کنند. چطور این همه تلویزیون درباره معضلات اجتماعی جامعه برنامه پخش می کند، این عیب نیست، اما یک هنرمند سینما بخواهد درباره اعتیاد یا وضع نامطلوب اقتصادی صحبت کند، این تریبون را در اختیارش قرار نمی دهد. متأسفانه نگاه کینه توزانه ای که الان در تلویزیون، رسانه ملی نسبت به سینماگران وجود دارد جلوی طرح بحث های منصفانه و عادلانه را گرفته.
***
محمدتقی فهیم:
هیچ کدام از برنامه های اینترنتی نتوانسته اند جای تلویزیون را بگیرند
محمد تقی فهیم معتقد است: برنامه هایی سینمایی که در رسانه های مجازی ساخته می شوند، استمرار ندارند.
این منتقد سینمایی در پاسخ به این سوال که با وجود کاهش اعتماد مخاطب به تلویزیون آیا سینماگران از برنامه های سینمایی در تلویزیون استقبال می کنند یا خیر، به بانی فیلم گفت: برنامه های سینمایی همیشه برای مخاطبان جذاب هستند. به نظرم اگر بخواهیم یک مقایسه کنیم، بعد از فوتبال تنها سینماست که می تواند مخاطب را به خودش جذب کند. البته در خیلی از کشورهای صاحب نام دنیا مثل آمریکا و هند، سینما از فوتبال هم جلوتر است. در کشور ما ولی به دلیل همین فقدان توجه رسانه ای درست و حسابی به سینما، حالا فوتبال پیشتازتر از سینماست. اما اگر این دو را در یک رقابت تنگاتنگ قرار دهیم، رتبه دوم را به خودش اختصاص می دهد. هر برنامه ای که به سینما بپردازد، مخاطب دارد. به نظرم خیلی از این برنامه های سطحی، دم دستی و آنتن پُر کن تلویزیون حتی ضعیف ترین برنامه سینمایی بیشتر می تواند مخاطبان را به خودش جلب کند. البته حتماً به خود سینما مربوط است یعنی سینما اگر مخاطبان را بتواند به سالن بکشاند خوب طبیعتاً بیشتر توجه به رسانه ای مثل تلویزیون جلب می شود، ولی حتی اگر مخاطبان سینما هم کم باشند، پیگیری کنندگان سینما تماشاگران انبوهی خواهند بود یا هستند. لذا برنامه های تلویزیونی همواره مورد توجه مخاطب است اما کیفیت برنامه هم متفاوت است، مثلاً برنامه ای زنده درباره سینما باشد آن به مراتب بیشتر مخاطب دارد تا برنامه تولیدی یعنی همه برنامه ها. به هر حال برنامه های زنده مخاطبان زیادی دارد و مردم بیشتر به برنامه های زنده اعتماد دارند. علاوه بر مردم، خود برنامه های زنده همیشه اتفاقاتی با خودشان دارند که جذاب است و کشمکش ها قابل دیدنی تر. به هر صورت اگر کیفیت برنامه هایی که درباره سینما در تلویزیون ساخته می شود بالا رفته، چرا هنوز برنامه ای مثل «هفت» نتوانسته تولید شود؟! الان تعداد برنامه های سینمایی در شبکه های تلویزیون درباره سینما زیاد است، اما هیچکدام برنامه «هفت» نشدند، چون برنامه «هفت» اصلی ترین قوتش زنده بودن برنامه است و دوم اینکه پایه ریزی خوبی شده و کشمکش یکی از مؤلفه های اصلی این برنامه است. اگر این برنامه زنده باشد و به سمت خنثی بودن برود، آن هم با ریزش مخاطب مواجه می شود. بنابراین در درجه اول هر برنامه ای درباره سینما ساخته شود مخاطب دارد اما بستگی دارد به کیفیت برنامه، مجری و موضوعاتی که به آن پرداخته می شود و مهمتر اینکه به جسارت و نوع غنای کشمکش و حضور آدم های جسور در برنامه اینها که همه این عوامل می تواند برنامه را جذاب و دیدنی کند.
وی درباره اینکه چرا رویکرد برنامه سازان برای ساخت برنامه های سینمایی بیشتر به سمت رسانه های ویدئویی و مجازی رفته، عنوان کرد: هنوز هیچ کدام از این برنامه های اینترنتی نتوانسته اند جای تلویزیون را بگیرند. در هر صورت رسانه ملی بی رقیب است به نوعی گفته می شود انحصاری است و رقیب ندارد. هنوز فضای مجازی به رغم اینکه رونق بهتری پیدا کرده و برخی از این برنامه ها در فضای مجازی به صورت اینترنتی ساخته می شود و ممکن است در برخی موارد سر و صدا همکنند، اما قابل مقایسه با مخاطب تلویزیون نیست. یعنی همچنان تعدادی از کاربران را در برمی گیرد با شبکه های مجازی ارتباط دارند، ولی در تلویزیون کمترین مخاطب تلویزیون ۵ میلیون برآورد می شود. در حالی که برنامه «هفت» بالای ۱۲-۱۰ میلیون مخاطب دارد و این در نظرسنجی ها نشان داده می شد. به نظرم هیچ کدام از اینها هر چقدر تلاش کنند و از موضوعات بی پرواتری را دستمایه قرار دهند و افراد و چهره های مهمتری بیاورند، ولی همچنان نمی توانند جای تلویزیون را بگیرند. به هر حال تلویزیون یکه تاز، پیشتاز و تنها رقیب خودش است. فضای مجازی و برخی برنامه هایی که در اینترنت ساخته می شوند در سال های گذشته رونق گرفته اند، اما محدود به همین معدود کاربرانی هستند که با فضای وب ارتباط دارند و یا مثلاً بعضی ها به دلایلی چون انجام کارهای پژوهشی و تحقیقی به این برنامه ها مراجعه می کنند، ولی کسی به شکل اینکه مثل تلویزیون وقتش را بگذارد پای این برنامه بنشیند، نیست. تلویزیون آنتنی است که در همه خانه ها روشن است. بخصوص در روستاها و شهرهای مهجورتر که سالن سینما ندارند. درست که اینترنت در همه جای کشور در دسترس است، ولی باز هم همچنان تلویزیون در این شهرها و روستاها تنها گزینه استفاده مردم از برنامه هاست. در سفرهایی که رفتم، هیچ موقع ندیدم مردم درباره این برنامه های اینترنتی صحبت کنند. در مقایسه با برنامه های تلویزیون هنوز نتوانسته برنامه ای در اینترنت ساخته شود که جایگزین برنامه های تلویزیون شود. ضمنا این برنامه های اینترنتی تبلیغات درست و استمرار ندارند.
***
علیرضا غفاری:
برخی از کسانی که در فضای مجازی برنامه می سازند، فاقد دانش سینمایی هستند
علیرضا غفاری اعتقاد دارد: کسانی که در فضای مجازی برنامه سازی می کنند، فاقد دانش سینمایی هستند.
مجری «سینما اکران» در پاسخ به این سوال که با وجود کاهش اعتماد مخاطب به تلویزیون، آیا سینماگران از برنامه های سینمایی در تلویزیون استقبال می کنند یا خیر، به بانی فیلم گفت: تلویزیون در نشانه شناسی هایش در جلب مخاطب، از برنامه هایی استفاده نمی کند که منجر به افزایش مخاطب شود. تاریخچه برنامه های سینمایی به سال ها قبل برمی گردد؛ از موقعی که سینما جذابیت پیدا کرد و سینماروها تمایل پیدا کردند اطلاعاتی داشته باشند. این هم فقط مختص تلویزیون ایران نیست، بلکه تمام جهان برنامه های تلویزیونی مرتبط با خودشان را دارند، اما در تلویزیون کشور ما همواره دو شکل برنامه سازی وجود داشته. یک برنامه سازی صرفاً تعریف و تمجید و معرفی سینماها و فیلم های روز که بخشی را خودم در شبکه ۵ با عنوان «سینما اکران» اجرا می کردم و فقط معرفی فیلم ها بود و کمتر نقد مطرح میشد. اما آن چیزی که مربوط به سینما می شود و جاذبه های سینمایی، یکی پشت صحنه هایش و دیگری اتفاقات جالب و آخرین اخبار سینمایی است. شکل دوم برنامه سازی که نشانه سازی اش در برنامه «هفت» سه دوره نشان داد تلویزیون سیاستی برای این برنامه ندارد و بیشتر مجری محور است. «هفت» در سری اول متکی به دانش فریدون جیرانی بود که یک به دلیل تجربه ژورنالیستی اش طی سالیان و آشنایی اش با تاریخ سینمای ایران، دایره المعارف متحرک سینمای ایران است. در سری دوم محمود گبرلو از منظر دیگری ورود کرد و سعی کرد با نشان دادن چند دوست و همکار کار نقد انجام دهد که موفق نبود. در سری سوم بهروز افخمی با در اختیار گرفتن نوع ادبیات تهاجمی مسعود فراستی سعی کرد برنامه را به نحوی جذاب کند. الان ما کدام سینما را می خواهیم نقد کنیم؟! کدام سینما جاذبه دارد؟! سینمایی که با استفاده از سخیف ترین روش ها، سعی می کند مخاطب را برای دقایقی بخنداند. این سینما چیزی ندارد. سینمایی قابل بررسی است که در آن سینما به معنی واقعی نمود داشته باشد؛ مثلاً دوباره «کمال الملک» (علی حاتمی) را دید که یک کلاس آموزشی است، سینمایی قابل بررسی است که «مسافران» (بهرام بیضایی) و یا حتی «قیصر» (مسعود کیمیایی) را مد نظر قرار دهد. در این سینمای معاصر و این روزها بعید می دانم بتوان بحث خوبی مطرح کرد و به همین دلیل هم خیلی ادامه یافتن برنامه های سینمایی در ارتباط با سینما و جذب مخاطب را موفق نمی دانم.
وی درباره اینکه چرا رویکرد برنامه سازان برای ساخت تلویزیونی بیشتر به سمت شبکه های اینترنتی رفته، افزود: برای اینکه بیکارند و در تلویزیون برنامه ندارند، به رسانه های مجازی می روند. فضای مجازی تنها خاصیتش این است که دسترسی اش سهل و آسان است و می توانند دو مرتبه جستجو و نگاه کنند. برنامه های فعلی در فضای مجازی برنامه تخصصی سینمایی نیستند و بیشتر گفت و گو با هنرپیشگان است و احتمالاً حواشی مربوط به اتفاقات سینمایی. وقتی یک برنامه سینمایی تمام اوقات برنامه اش را اختصاص می دهد به حمید فرخ نژاد با هجمه ای که در ادامه علیه اش آغاز شد، این هیچ به سینمای معاصر ندارد و بقیه هم هنرپیشه می آورند و شرط بندی می کنند، این کجای سینماست؟! سینما اصول و قواعد خودش را دارد و پرداختن به اصول و قواعد سینمایی دانش می خواهد. متأسفانه همکارانی که در این عرصه علی الخصوص در فضای مجازی کار می کنند، فاقد دانش سینمایی هستند و بیشتر رویکردشان سلبریتی ها و کنکاش در زندگی خصوصی و احتمالاً کسب یک سری اخبار جدید برای علاقه مندان حواشی است. در این برنامه ها ندیده ام که سینمای ایران را نقد کنند و به صورت مشخص و منطقی، فیلمی مورد نقد و بررسی قرار بگیرد.

نوشته رونق برنامه های سینمایی اینترنتی، تلویزیون در خواب «هفت» اولین بار در بانی فیلم پدیدار شد.

  • تاریخ : ۲۱ام آبان ۱۳۹۷
  • موضوع : دسته‌بندی نشده
  • بازدید : 1 views

بانی فیلم، گروه سینمای ایران، نصیبه کریمی: اینکه انتظار داشته باشیم در این بلبشوی اتفاقات عجیب در تلویزیون- که این روزها اغلب آنها در شبکه سه روی می دهد!-، مدیران این رسانه فکری اساسی برای برنامه سینمایی قدیمی «هفت» هم داشته باشند، شاید توقع عجیبی باشد.
به هر حال بعضی خبرهایی که این روزها از رسانه ملی به گوش می رسد، برای دست اندرکاران این مدیوم خیلی خوشایند نیست. پیش از پرداختن به موضوع اصلی گزارش بد نیست اشاره مرتبط کوتاهی داشته باشیم.
در دوران ریاست عزت ا… ضرغامی در سازمان صدا و سیما، او بارها در گفته هایش به این موضوع اشاره کرد که اساساً ممنوع التصویر نداریم و ممکن است در مقاطعی برخی پر کار و برخی دیگر کم کار شوند. این صحبت ها در حالی مطرح شد که بسیاری از چهره های سرشناس رسانه ملی در آن مقطع اجازه فعالیت نداشتند. بسیاری از چهره هایی که در رأس آنها مجریان قرار داشتند، به دلایل مختلف از آنتن تلویزیون خداحافظی کردند و هر یک به کاری مشغول شدند.
این در حالی است که دغدغه بسیاری از مدیران و برنامه سازان رسانه ملی در سال های اخیر، جلوگیری از قدرت شبکه های فارسی زبان در میان مخاطبان ایرانی است؛ خطری که از بیش از پیش رسانه ملی را به جهت ریزش مخاطب تهدید می کند. قطع برنامه های قدیمی تلویزیون که سال ها تلاش کردند تا مخاطبان هدفشان را پیدا کنند، از آن دست مواردی است که ریزش مخاطب را بیشتر می کند.
برنامه های گفت و محور و چالشی تلویزیون مخاطبان بسیار دارند و مورد توجه طیف وسیعی از افراد قرار می گیرند، اما تعداد برنامه های سینمایی تلویزیونی که به شکلی تخصصی و کامل همه رخدادهای سینما را پوشش دهند به تعداد انگشتان دست هم نمی رسد و کماکان جای خالی برنامه ای تخصصی در حوزه سینما که همه رویدادهای مهم این حوزه را پوشش دهد، حس می شود.
این در حالی است که نفوذ شبکه های مجازی و اینترنتی بین مخاطبان ایرانی روز به روز بیشتر می شود و از طرف دیگر، رویکرد و خطوط قرمز این شبکه ها با صدا و سیما متفاوت است. با توجه به اینکه حضور چهره های مطرح در اینگونه شبکه ها هنوز به امر متداولی تبدیل نشده است، اما به نظر می رسد کوچ چهره های مطرح از صدا و سیما اتفاقی است که تلویزیون را بیش از پیش تهدید می کند. بر همین اساس هم اغلب چهره ها ترجیح می دهند به جای حضور در برنامه های سینمایی تلویزیون، راهی تولیدات مشابه در شبکه های مجازی و اینترنتی شوند. جایی که فضا برای طرح مسائل و دغدغه ها بازتر هم هست.
بانی فیلم در گفت و گو با چند صاحب نظر به آسیب شناسی این جریان پرداخته است.
***
جواد طوسی:
در تلویزیون به تئاتر پرداخته می شود، اما سینما در نقطه انزوا قرار گرفته
جواد طوسی معتقد است: به لحاظ نگاه بیش از حد سیاست زده تلویزیون در تولیداتش، مدیران این رسانه باید واقعیت ریزش شدید مخاطب را بپذیرند.
این منتقد سینمایی در پاسخ به این سوال که با وجود بی اعتمادی مخاطب به تلویزیون آیا سینماگران از برنامه های سینمایی در تلویزیون استقبال می کنند یا خیر، به بانی فیلم گفت: تلویزیون همیشه تریبونی را به سینما اختصاص داده است و در گذشته های نه چندان دور برنامه های مختلفی را مرتبط با سینما داشتیم؛ حالا چه در حوزه سینمای ایران و یا جهان برنامه هایی مثل «سینما چهار» و «سینما یک» را داشته ایم که مروری بر آثار شاخص تاریخ سینما داشته و همراه با نقد و بررسی فیلم ها بوده اند. در سال های نزدیکتر نمونه شاخص برنامه هایی که بیشتر به سینمای بومی و داخلی می پرداخته اند، برنامه «هفت» بوده است. با توجه به چرخه و سقف تولید فیلم های ایرانی، اختصاص یک برنامه به کلیت سینمای ایران و مرور اخبار روز و مطرح سینمای داخلی فی نفسه نمی تواند هیچ اشکالی داشته باشد. هر چقدر ما الان بگوییم ریزش مخاطب داشتیم و شرایط عمومی جامعه به لحاظ مسائل سیاسی و اقتصادی و تحریم دیگر انگیزه ای برای مخاطب داخلی در جهت دیدن اینگونه فیلم ها ایجاد نمی کند، باز هم توجیه مناسبی برای خودداری از ارائه برنامه خوب نخواهد بود. به هر حال وقتی یک برنامه ورزشی مثل «نود» بازتاب دارد، حتی اگر مجری اصلی اش کنار گذاشته شود در فضای مجازی و رسانه با واکنش های مختلفی روبه رو می شود. در این شرایط، طبعا سینما و اساساً مقوله فرهنگ و هنر هم نباید آنقدر بی اهمیت باشد و یا در این مناسبات روزمره، انگیزه لازم را از مخاطبان سلب کرده باشد که بگوییم نیازی به تولید برنامه هایی مثل «هفت» و «سینما دو» نیست. این نیاز به برنامه ریزی هوشمندانه دارد. باید دید در یک بازنگری و تولید مجدد این برنامه را چطور باید در معرض دید مخاطب این دوران قرار دهیم که هم از جاذبه های رسانه ای و ژرونالیستی برخوردار باشد و هم بتواند اخبار روز و مطرح سینما را به درستی پوشش دهد و در کنارش یک نگاه تحلیل گر واقع بین و بی طرف هم داشته باشیم. البته تا جایی که می دانم، برنامه «هفت» قرار است دوباره از دی ماه که فاصله زمانی نزدیک به جشنواره فیلم فجر هم دارد، پخش شود و اجرای آن هم برعهده بهروز افخمی است. این مسئله نشان می دهد خلأ چنین برنامه هایی احساس می شود و برایم سوال برانگیز است علت عدم پخش برنامه «هفت» طی این یک سال و اندی چه بوده؟! دوره ای که بهروز افخمی مجری بود، آیا استمرارش، آن هم در شرایطی که هیچ برنامه ای در زمینه سینما نداشتیم، به نفع سینمای ایران تمام شد یا به ضرر آن؟! به همین خاطر، بودن چنین برنامه هایی را نسبت به حذف کاملشان ترجیح می دهم. در دوره ای که افخمی اجرای برنامه «هفت» را به عهده داشت، نسبت به بعضی از فیلم ها سمت گیری و جانبداری بیش از حدی داشت، ولی برنامه او، جنبه های مثبتی هم داشت. فقط نمی توانیم به بهانه نقاط ضعف یا نوع برخورد منتقدش مسعود فراستی با سینماگران و فیلم ها، برنامه «هفت» را حذف کنیم.
او با اشاره به اینکه با کنار گذاشتن «هفت»، سینمای ایران یک تریبون و یک رسانه را اساساً از دست داده، افزود: به نظرم دلیل بخشی از وضع موجود سینما طی این یک سال، چنین حذف های بیرحمانه ای بوده است. امروز در اکران عمومی سینماها بخش قابل توجهی از آثار اختصاص پیدا کرده به یک سری فیلم هایی که در شکل ظاهری وابسته به ژانر کمدی هستند. ولی آیا اینها از جنبه های کیفی فیلم های ارزشمند و قابل دفاعی هستند؟! اینها سلیقه سینماروها را پایین می آورند و جدا از یک یا دو مورد استثنایی، سیری نزولی را در زمینه ساخت فیلم های شاخص و باکیفیت شاهد هستیم. اما با وجود یک برنامه که به این آسیب شناسی اختصاص پیدا کند، به جای اینکه ما شاهد سیر نزولی سلیقه تماشاگران باشیم، می توانیم راهکارهای ارتقای فکری- فرهنگی و بصری تماشاگران را مرور کنیم و روی آن بحث کارشناسانه داشته باشیم. به هر حال جنبه های مثبتش کاملاً غالب بر نقاط منفی است که متأسفانه شاهد خلا آن هستیم. در یک ماه اخیر در شبکه چهار برنامه ای به نام «سینماگرام» تولید می شود که جدا از یک سری نقاط ضعف، می تواند در مقام یک عامل کمک کننده برای سینمای ایران باشد؛ مشروط بر اینکه مسئولان گوش شنوایی داشته باشند و نگاه های نقادانه و دلسوزانه را به گوش بسپارند و در ادامه مسیر، یک مقدار حرفه ای تر و پخته تر عمل کنند. همچنین برنامه ای که مسعود فراستی اجرای آنرا به عهده دارد، در پرداختن به سینما نگاهی تخصصی دارد و نه پوشش دادن ژورنالیستی به اخبار داخلی و مسائل روز.
این منتقد ادامه داد: به نظرم باید یک مقدار سعه صدر بیشتری داشته باشیم و سلایق مختلف را دعوت کنیم و از منظرهای متفاوت به اینگونه مباحث کارشناسانه بپردازیم که هم مرور تاریخ سینما هستند و هم فرصت و زمینه انطباق با سینمای ایران را داشته باشیم. در واقع تریبون های فعلی کافی نیستند؛ مثلاً برنامه «سینماگرام» و یا اختصاص برنامه ای در یک شب آن هم به مباحث بنیادی و کارشناسی درباره سینما کفایت نمی کند. باید خیلی متنوع تر و با نگاهی تاریخ نگارانه به سینما در حوزه های مختلف داخلی و جهانی آن بپردازیم که هم رونق بیشتری را ایجاد کند و هم بتواند رقابت در چرخه تولید کند. اساساً تنوع و مخاطب شناسی می تواند بستری را فراهم کند برای رسیدن به یک مخاطب شناسی خیلی کلان تر که طیف های مختلف جامعه که دغدغه و نسبتی با حوزه فرهنگ و هنر دارند، بتوانند دنیای مورد علاقه خودشان را در اینگونه آثار و تولیدات متنوع تلویزیون شاهد باشند.
وی ادامه داد: ما با شرایط خیلی محدود کننده، کم بضاعت و فقیرانه ای مواجه هستیم. به همین خاطر ممکن است اینگونه برنامه ها یک طیف محدودی از علاقه مندان سینما را اغنا کند. در صورتی که با احیای دوباره و یا بازنگری در تولید چنین برنامه هایی می توان به بهبود حال سینما کمک کرد؛ از جمله «سینما یک» در دوره ای که غلامعباس فاضلی اجرای آنرا به عهده داشت که برنامه خیلی خوبی بود و مجری به سینما مسلط بود و از منتقدان مختلف دعوت می کرد و همچنین فیلم هایی را انتخاب می کردند که نسبتی با تاریخ سینمای جهان و از جمله سینمای داخلی و بومی خودمان داشت. اگر عملکرد این برنامه موفق بوده، چرا غلامعباس فاضلی نباید ادامه دهد و بخواهند به گزینه های بعدی برسند؟! ما در تاریخ سینمای جهان و ایران و همین فیلم های بعد از انقلاب فیلم های ارزشمند و قابل بحث در گونه های مختلف کم نداریم که می توانند به چرخه تولید «سینما یک» باز استمرار ببخشند. یا در شبکه نمایش که «سینمای کلاسیک» را داشتیم که اینها می تواند باز شروع شود با برنامه ریزی های دقیق تر، سنجیده تر و کارشناسانه تر. حتی اگر قرار باشد در دوره ای افراد مختلفی کارگردانی و سردبیری این برنامه را عهده دار باشند و این اتفاق بیفتد و چنین برنامه هایی استمرار داشته باشند، نه اینکه کاتشان کنیم. در تلویزیون به تئاتر پرداخته می شود، اما چرا سینما باید در یک نقطه انزوا قرار بگیرد و کمتر از تئاتر به آن پرداخته شود. به عقیده ام باید روی آن تعاملی داشته باشیم.
طوسی درباره اینکه چرا رویکرد برنامه سازان برای ساخت برنامه های سینمایی در تلویزیون بیشتر به سمت رسانه های ویدئویی و مجازی رفته، افزود: در این باره باید واقعیتی را بپذیریم؛ طبعاً شرایط فعلی جامعه، مناسبات و اساساً مطالبات نسل جوانی که با یک دنیا و مناسبات متفاوت دیگری روبه رو شده با گذشته فرق دارد. بویژه آنکه فضای مجازی هم بخشی از تولیدات خودش را اختصاص به سینما داده که نباید در برابرش موضع منفی نشان دهیم و این جزو اقتضائات زمانه است. الان در حوزه مطبوعات هم شاهد هستیم چقدر تیراژ نشریات افت پیدا کرده و بعضی از نشریات تعطیل شده اند و مخاطبان کلاسیک در آن حجم انبوه دیگر وجود ندارند. حتی نشریات تخصصی ادامه انتشارشان متوقف شده است. به هر حال جدا از بحران کاغذ و سیر نزولی تیراژ مطبوعات، در فضای جدیدی قرار گرفته ایم و باید خودمان را با این فضا تطبیق دهیم. به همین خاطر در چرخه تولیدی که مرتبط با ذات و زبان سینما می تواند بخشی از تولیدات را به فضای مجازی اختصاص دهد و در کنارش شبکه های تلویزیونی باید کماکان به سینما بپردازند و شاید این عاملی باشد که تلویزیون از این وضع غم انگیزی که شاهدش است فاصله بگیرد و شرایط بهتر و پررونقی را پیدا کند، چون درصد و تعداد مخاطبانی که به سینما علاقه دارند کم نیستند، ولی متأسفانه به لحاظ نگاه بیش از حد سیاست زده تلویزیون در عرصه تولیداتش واقعیتی را باید بپذیرد که با ریزش شدید مخاطب روبه رو بوده و طبقات اصلی و مطرح جامعه شهری ما اساساً تولیدات داخلی را نگاه نمی کنند و شبکه های ماهواره ای را می بینند. باید روی تولیدات داخلی خودمان یک مقدار هوشمندانه تر برنامه ریزی کنیم و آن تنوع و تکثر را فراتر از سریال سازی و برنامه های ارشادی که معنویات را به بیننده حقنه می کند در نظر بگیریم. در کنارش باید برنامه هایی اختصاص پیدا کند در حوزه ها و عرصه های دیگر آن هم با لحن، ادبیات و اجرایی که جاذبه پیدا کند نه دافعه.
***
محمود گبرلو:
تلویزیون نگاه کینه توزانه، جناحی و طیفی به سینما دارد
محمود گبرلو اعتقاد دارد: نگاه کینه توزانه ای که الان در تلویزیون نسبت به سینماگران وجود دارد، جلوی بحث های منصفانه و عادلانه را گرفته.
محمود گبرلو که اجرای سری دوم «برنامه هفت» را برعهده داشته، در این خصوص به بانی فیلم گفت: به طور طبیعی تلویزیون موظف است به سینما بپردازد، چون سینما بخش اعظمی از فرهنگ و رفتار اجتماعی این جامعه را تبیین می کند. متأسفانه مشکل جدی که وجود دارد و دلیلش را هم نمیدانم، این است که موضع تلویزیون در قبال سینما خصمانه و کینه توزانه است. مثالی بزنم؛ امسال در چهلمین سال پیروزی انقلاب اسلامی طبیعتاً نظام یا مسئولان تلویزیون باید در این زمینه فعالیت هایی داشته باشند و عملکرد مدیران در عرصه سینما را تبیین کنند، اما متأسفانه چنان با نگاه کینه توزانه ای با این مقوله شده که همه برنامه ها به نوعی حس تنفر از سینما را ایجاد می کنند. در صورتی که ما در این چهل سال چندین فیلم سینمایی تهیه کرده ایم که همه با مجوزهای نظام جمهوری اسلامی روی پرده رفته و مردم هم از آنها استقبال کردند و فروش خوبی هم داشتند. جالب اینکه بسیاری از این فیلم های سینمایی با بسیاری از اهداف اجتماعی، فرهنگی و سیاسی این نظام مطابقت دارد و هماهنگ است و طبیعتاً اگر اینگونه نبود، مجوزهای رسمی به آنها داده نمی شد. ممکن است جناحی یا طیف خاصی با فیلمی مخالف باشند، اما دلیل بر آن نمی شود که ما همه فعالیت های نظام را نادیده بگیریم و الان پس از ۴۰ سال که از انقلاب اسلامی می گذرد، نتوانیم ادعا کنیم انقلاب اسلامی در زمینه سینما سربلند و موفق بوده و توانسته آثاری را به دنیا و حتی جامعه خودش ارائه دهد. این نشأت گرفته از یک نگاه کینه توزانه، جناحی و طیفی است که در جامعه وجود دارد و متأسفانه این نگاه، حاکمیت پیدا می کند و در تلویزیون هم این نگاه تسری پیدا کرده و اکثر برنامه ها بدون استثنا با نگاه منفی به سینما می پردازد و نگاهی تنفرآمیز نسبت به سینمای جمهوری اسلامی به تماشاگر القا می کند؛ از خبر بیست و سی بگیرید تا بسیاری از برنامه های سینمایی دیگر.
او ادامه داد: این ضعف خیلی جدی است و متأسفم برای تلویزیون ایران که به جای اینکه مدافع نظام جمهوری اسلامی باشد، مدافع یک طیف و جریان خاصی شده که فقط تعداد اندکی فیلم های سینمایی را می پسندند و مابقی را ممنوع می دانند و یا خلاف جهت آرمان های انقلاب اسلامی می دانند. مثال دیگری می زنم؛ بسیاری از این فیلم های سینمایی در سبک زندگی جامعه ایران بسیار مؤثر و مفید بوده و فیلمسازان بسیار دلسوز و نجیبی وجود دارند که به معضلات اجتماعی، دفاع مقدس، انقلاب اسلامی و آرمانخواهی در جهت تقویت خانواده و یا نسل کودک و نوجوان پرداخته اند. متأسفانه این نگاه کینه توزانه فقط تعداد اندکی از فیلم های سینمایی را می پسندد و آنها را مورد تأیید قرار می دهد و تلویزیون اگر می خواهد یک برنامه سینمایی را داشته باشد که منصفانه و عادلانه به تحلیل و قضاوت درباره سینما بپردازد، عرصه برای این گروه یا این جریان بسیار تنگ است. در چهلمین سال انقلاب اسلامی و نزدیک دهه فجر هستیم، اما هنوز تلویزیون درباره دیدگاه جمهوری اسلامی نسبت به سینما برنامه ای درست، منصفانه و عادلانه ای ندارد و اصلاً نتوانسته مدافع نظامی باشد که هزاران فیلم سینمایی در آن تولید و اکران شده و در مجامع جهانی مورد توجه قرار گرفته و جایزه هایی معتبر هم کسب کرده. البته طبیعی است این سینما حالا منتقدان و مخالفانی دارد و طیف هایی نسبت به آن نظرات مثبتی ندارند و نیازهایی وجود داشته که آن نیازها شاید ۱۰۰ درصد احیا نشده. به هر حال وقتی در جریان تولید قرار بگیریم، هیچوقت ۱۰۰ درصد به نظر و آرمانی که مدنظر است و تلاش می کنیم تا برسیم، نمی رسیم. این دلیل بر آن نیست که همه کارهای انجام شده را نقد منفی کنیم و به نوعی به آنها بی توجه باشیم.
گبرلو درباره اینکه چرا رویکرد برنامه سازان برای ساخت تلویزیونی بیشتر به سمت رسانه های ویدئویی و مجازی رفته، متذکر شد: اولاً وقتی تلویزیون فضا و محیط را در اختیار فیلمسازان قرار نمی دهد که با آرامش با هم صحبت و گفت و گو و اختلافات را مطرح کنند و تماشاگر را در جریان بگذارند که چه اتفاقاتی در عرصه سینما رخ می دهد، طبیعتاً این هنرمند سینما به تریبون های دیگر مراجعه می کند. فضای اینترنتی که در جامعه خیلی مرسوم شده، یک فضای بخش خصوصی است که سعی می کند منافع و مخاطب خودش را جذب کند. در همین راه سعی می کند با ترفندها و شیوه های مختلف، سینماگران، فیلم های سینمایی و تماشاگران را به سمتی هدایت کند که مقاصد آنها اجرا شود. این ضعف جدی تلویزیون است که متأسفانه این تریبون را به سینماگرانی که در همین جمهوری اسلامی فعالیت می کنند راحت قرار نمی دهد تا حرف بزنند و مشکلات خودشان را مطرح کنند. همین رفتار طبیعتاً باعث سوء استفاده گروهی از فضاهای اینترنتی می شود که از این موقعیت به نفع خود استفاده کنند و ممکن است در میان این گفت و گوها فرهنگ غلط و مبتذلی را در جامعه ترویج کنند. مثلاً راجع به زندگی و حریم خصوصی هنرمندان و بازیگران صحبت کنند و جامعه را به آن سمت سوق دهند و یا خدای نکرده از زبان فیلمسازان یا سینماگران کلامی را مطرح کنند که خیلی با سیاست های این کشور یا نظام و یا این مردم همسو نباشد. این امر طبیعی است. وقتی فضای گسترده اینترنتی ایجاد می شود، عده ای برای مقاصد اقتصادی خودشان سعی می کنند از سینماگران سوء استفاده کنند. وظیفه تلویزیون این است که جلوی این سوء استفاده ها را بگیرد و بهترین راه این است که با برنامه های متنوع سینمایی بتواند این امکان را برای هنرمندان سینما قرار دهد که آزادانه حرف ها و نظرات شان را مطرح کنند که موجب نشود دیگران از این موقعیت سوء استفاده کنند. مطمئنم این تریبون سینمایی اگر از رسانه ملی در اختیار سینماگران قرار گرفته شود، هیچ اتفاق و هیچ توطئه و توهمی ایجاد نمی شود و حتماً هنرمندان در حوزه سینما و در حوزه کارهای تخصصی شان صحبت می کنند. البته طبیعی هم هست مثل هر منتقدی دیدگاههای انتقادی شان را مطرح کنند. چطور این همه تلویزیون درباره معضلات اجتماعی جامعه برنامه پخش می کند، این عیب نیست، اما یک هنرمند سینما بخواهد درباره اعتیاد یا وضع نامطلوب اقتصادی صحبت کند، این تریبون را در اختیارش قرار نمی دهد. متأسفانه نگاه کینه توزانه ای که الان در تلویزیون، رسانه ملی نسبت به سینماگران وجود دارد جلوی طرح بحث های منصفانه و عادلانه را گرفته.
***
محمدتقی فهیم:
هیچ کدام از برنامه های اینترنتی نتوانسته اند جای تلویزیون را بگیرند
محمد تقی فهیم معتقد است: برنامه هایی سینمایی که در رسانه های مجازی ساخته می شوند، استمرار ندارند.
این منتقد سینمایی در پاسخ به این سوال که با وجود کاهش اعتماد مخاطب به تلویزیون آیا سینماگران از برنامه های سینمایی در تلویزیون استقبال می کنند یا خیر، به بانی فیلم گفت: برنامه های سینمایی همیشه برای مخاطبان جذاب هستند. به نظرم اگر بخواهیم یک مقایسه کنیم، بعد از فوتبال تنها سینماست که می تواند مخاطب را به خودش جذب کند. البته در خیلی از کشورهای صاحب نام دنیا مثل آمریکا و هند، سینما از فوتبال هم جلوتر است. در کشور ما ولی به دلیل همین فقدان توجه رسانه ای درست و حسابی به سینما، حالا فوتبال پیشتازتر از سینماست. اما اگر این دو را در یک رقابت تنگاتنگ قرار دهیم، رتبه دوم را به خودش اختصاص می دهد. هر برنامه ای که به سینما بپردازد، مخاطب دارد. به نظرم خیلی از این برنامه های سطحی، دم دستی و آنتن پُر کن تلویزیون حتی ضعیف ترین برنامه سینمایی بیشتر می تواند مخاطبان را به خودش جلب کند. البته حتماً به خود سینما مربوط است یعنی سینما اگر مخاطبان را بتواند به سالن بکشاند خوب طبیعتاً بیشتر توجه به رسانه ای مثل تلویزیون جلب می شود، ولی حتی اگر مخاطبان سینما هم کم باشند، پیگیری کنندگان سینما تماشاگران انبوهی خواهند بود یا هستند. لذا برنامه های تلویزیونی همواره مورد توجه مخاطب است اما کیفیت برنامه هم متفاوت است، مثلاً برنامه ای زنده درباره سینما باشد آن به مراتب بیشتر مخاطب دارد تا برنامه تولیدی یعنی همه برنامه ها. به هر حال برنامه های زنده مخاطبان زیادی دارد و مردم بیشتر به برنامه های زنده اعتماد دارند. علاوه بر مردم، خود برنامه های زنده همیشه اتفاقاتی با خودشان دارند که جذاب است و کشمکش ها قابل دیدنی تر. به هر صورت اگر کیفیت برنامه هایی که درباره سینما در تلویزیون ساخته می شود بالا رفته، چرا هنوز برنامه ای مثل «هفت» نتوانسته تولید شود؟! الان تعداد برنامه های سینمایی در شبکه های تلویزیون درباره سینما زیاد است، اما هیچکدام برنامه «هفت» نشدند، چون برنامه «هفت» اصلی ترین قوتش زنده بودن برنامه است و دوم اینکه پایه ریزی خوبی شده و کشمکش یکی از مؤلفه های اصلی این برنامه است. اگر این برنامه زنده باشد و به سمت خنثی بودن برود، آن هم با ریزش مخاطب مواجه می شود. بنابراین در درجه اول هر برنامه ای درباره سینما ساخته شود مخاطب دارد اما بستگی دارد به کیفیت برنامه، مجری و موضوعاتی که به آن پرداخته می شود و مهمتر اینکه به جسارت و نوع غنای کشمکش و حضور آدم های جسور در برنامه اینها که همه این عوامل می تواند برنامه را جذاب و دیدنی کند.
وی درباره اینکه چرا رویکرد برنامه سازان برای ساخت برنامه های سینمایی بیشتر به سمت رسانه های ویدئویی و مجازی رفته، عنوان کرد: هنوز هیچ کدام از این برنامه های اینترنتی نتوانسته اند جای تلویزیون را بگیرند. در هر صورت رسانه ملی بی رقیب است به نوعی گفته می شود انحصاری است و رقیب ندارد. هنوز فضای مجازی به رغم اینکه رونق بهتری پیدا کرده و برخی از این برنامه ها در فضای مجازی به صورت اینترنتی ساخته می شود و ممکن است در برخی موارد سر و صدا همکنند، اما قابل مقایسه با مخاطب تلویزیون نیست. یعنی همچنان تعدادی از کاربران را در برمی گیرد با شبکه های مجازی ارتباط دارند، ولی در تلویزیون کمترین مخاطب تلویزیون ۵ میلیون برآورد می شود. در حالی که برنامه «هفت» بالای ۱۲-۱۰ میلیون مخاطب دارد و این در نظرسنجی ها نشان داده می شد. به نظرم هیچ کدام از اینها هر چقدر تلاش کنند و از موضوعات بی پرواتری را دستمایه قرار دهند و افراد و چهره های مهمتری بیاورند، ولی همچنان نمی توانند جای تلویزیون را بگیرند. به هر حال تلویزیون یکه تاز، پیشتاز و تنها رقیب خودش است. فضای مجازی و برخی برنامه هایی که در اینترنت ساخته می شوند در سال های گذشته رونق گرفته اند، اما محدود به همین معدود کاربرانی هستند که با فضای وب ارتباط دارند و یا مثلاً بعضی ها به دلایلی چون انجام کارهای پژوهشی و تحقیقی به این برنامه ها مراجعه می کنند، ولی کسی به شکل اینکه مثل تلویزیون وقتش را بگذارد پای این برنامه بنشیند، نیست. تلویزیون آنتنی است که در همه خانه ها روشن است. بخصوص در روستاها و شهرهای مهجورتر که سالن سینما ندارند. درست که اینترنت در همه جای کشور در دسترس است، ولی باز هم همچنان تلویزیون در این شهرها و روستاها تنها گزینه استفاده مردم از برنامه هاست. در سفرهایی که رفتم، هیچ موقع ندیدم مردم درباره این برنامه های اینترنتی صحبت کنند. در مقایسه با برنامه های تلویزیون هنوز نتوانسته برنامه ای در اینترنت ساخته شود که جایگزین برنامه های تلویزیون شود. ضمنا این برنامه های اینترنتی تبلیغات درست و استمرار ندارند.
***
علیرضا غفاری:
برخی از کسانی که در فضای مجازی برنامه می سازند، فاقد دانش سینمایی هستند
علیرضا غفاری اعتقاد دارد: کسانی که در فضای مجازی برنامه سازی می کنند، فاقد دانش سینمایی هستند.
مجری «سینما اکران» در پاسخ به این سوال که با وجود کاهش اعتماد مخاطب به تلویزیون، آیا سینماگران از برنامه های سینمایی در تلویزیون استقبال می کنند یا خیر، به بانی فیلم گفت: تلویزیون در نشانه شناسی هایش در جلب مخاطب، از برنامه هایی استفاده نمی کند که منجر به افزایش مخاطب شود. تاریخچه برنامه های سینمایی به سال ها قبل برمی گردد؛ از موقعی که سینما جذابیت پیدا کرد و سینماروها تمایل پیدا کردند اطلاعاتی داشته باشند. این هم فقط مختص تلویزیون ایران نیست، بلکه تمام جهان برنامه های تلویزیونی مرتبط با خودشان را دارند، اما در تلویزیون کشور ما همواره دو شکل برنامه سازی وجود داشته. یک برنامه سازی صرفاً تعریف و تمجید و معرفی سینماها و فیلم های روز که بخشی را خودم در شبکه ۵ با عنوان «سینما اکران» اجرا می کردم و فقط معرفی فیلم ها بود و کمتر نقد مطرح میشد. اما آن چیزی که مربوط به سینما می شود و جاذبه های سینمایی، یکی پشت صحنه هایش و دیگری اتفاقات جالب و آخرین اخبار سینمایی است. شکل دوم برنامه سازی که نشانه سازی اش در برنامه «هفت» سه دوره نشان داد تلویزیون سیاستی برای این برنامه ندارد و بیشتر مجری محور است. «هفت» در سری اول متکی به دانش فریدون جیرانی بود که یک به دلیل تجربه ژورنالیستی اش طی سالیان و آشنایی اش با تاریخ سینمای ایران، دایره المعارف متحرک سینمای ایران است. در سری دوم محمود گبرلو از منظر دیگری ورود کرد و سعی کرد با نشان دادن چند دوست و همکار کار نقد انجام دهد که موفق نبود. در سری سوم بهروز افخمی با در اختیار گرفتن نوع ادبیات تهاجمی مسعود فراستی سعی کرد برنامه را به نحوی جذاب کند. الان ما کدام سینما را می خواهیم نقد کنیم؟! کدام سینما جاذبه دارد؟! سینمایی که با استفاده از سخیف ترین روش ها، سعی می کند مخاطب را برای دقایقی بخنداند. این سینما چیزی ندارد. سینمایی قابل بررسی است که در آن سینما به معنی واقعی نمود داشته باشد؛ مثلاً دوباره «کمال الملک» (علی حاتمی) را دید که یک کلاس آموزشی است، سینمایی قابل بررسی است که «مسافران» (بهرام بیضایی) و یا حتی «قیصر» (مسعود کیمیایی) را مد نظر قرار دهد. در این سینمای معاصر و این روزها بعید می دانم بتوان بحث خوبی مطرح کرد و به همین دلیل هم خیلی ادامه یافتن برنامه های سینمایی در ارتباط با سینما و جذب مخاطب را موفق نمی دانم.
وی درباره اینکه چرا رویکرد برنامه سازان برای ساخت تلویزیونی بیشتر به سمت شبکه های اینترنتی رفته، افزود: برای اینکه بیکارند و در تلویزیون برنامه ندارند، به رسانه های مجازی می روند. فضای مجازی تنها خاصیتش این است که دسترسی اش سهل و آسان است و می توانند دو مرتبه جستجو و نگاه کنند. برنامه های فعلی در فضای مجازی برنامه تخصصی سینمایی نیستند و بیشتر گفت و گو با هنرپیشگان است و احتمالاً حواشی مربوط به اتفاقات سینمایی. وقتی یک برنامه سینمایی تمام اوقات برنامه اش را اختصاص می دهد به حمید فرخ نژاد با هجمه ای که در ادامه علیه اش آغاز شد، این هیچ به سینمای معاصر ندارد و بقیه هم هنرپیشه می آورند و شرط بندی می کنند، این کجای سینماست؟! سینما اصول و قواعد خودش را دارد و پرداختن به اصول و قواعد سینمایی دانش می خواهد. متأسفانه همکارانی که در این عرصه علی الخصوص در فضای مجازی کار می کنند، فاقد دانش سینمایی هستند و بیشتر رویکردشان سلبریتی ها و کنکاش در زندگی خصوصی و احتمالاً کسب یک سری اخبار جدید برای علاقه مندان حواشی است. در این برنامه ها ندیده ام که سینمای ایران را نقد کنند و به صورت مشخص و منطقی، فیلمی مورد نقد و بررسی قرار بگیرد.

نوشته رونق برنامه های سینمایی اینترنتی، تلویزیون در خواب «هفت» اولین بار در بانی فیلم پدیدار شد.

  • تاریخ : ۲۱ام آبان ۱۳۹۷
  • موضوع : دسته‌بندی نشده
  • بازدید : 3 views

گروه تلویزیون – زینب علیپور: «حوالی پاییز» عنوان جدیدترین سریال شبکه سه است که قصه ساده ای را روایت می کند. کارگردان این سریال با تمام نقاط ضعف و قوتی که دارد، سعی کرده تا کست متفاوتی را در این سریال داشته باشد و بازیگران جوانی را کنار هم جمع کرده که کمتر در سریال های تلویزیونی شاهد حضورشان بوده ایم. یکی از این بازیگران رضا اکبرپور است که نخستین حضورش را در یک مجموعه تلویزیونی با این سریال تجربه می کند. بازیگری که پیش از این در زمینه تئاتر فعالیت کرده و در فیلم «آپاندیس» هم ایفای نقش کرده است. از این رو بانی فیلم با او گفت و گویی در این زمینه داشته که در ادامه می خوانید:

 همزمان با سریال «حوالی پاییز» که روی آنتن است، حضورتان در فیلم و یا سریالی قطعی شده است؟
– هنوز نه اما دو پیشنهاد دارم که هنوز قطعی نشده است که یکی از آنها سریال و یکی سینمایی است.
 فکر می کنم بازی تان در سریال دیده شده که این اواخر پیشنهاد داشتید. این طور نیست؟
– بله دقیقا. اتفاقا از زمانی که کار پخش شده این دو پیشنهاد هم به من شده است.
 به هر حال کارهای تلویزیونی بیشتر از سینمایی دیده می شوند.
– البته فیلم «آپاندیس» خیلی مهجور ماند. اما با نظرتان موافقم. بازیگر در کارهای تلویزیونی بیشتر دیده می شود.
 «حوالی پاییز» نخستین تجربه حضور شما در یک سریال تلویزیونی است، این بدین معناست که پیش از این سریال پیشنهاد کارهای تلویزیونی نداشتید و یا خودتان در این زمینه سختگیر بودید؟
– بعد از فیلم «آپاندیس» ۷- ۸ کار به من پیشنهاد شد، اما من در انتخاب نقش کمی سختگیری کردم و به همین دلیل این سریال نخستین تجربه بازی من در یک سریال تلویزیونی شد.
 معمولا بازیگران تئاتر در ابتدای حضورشان در کارهای تصویری چندان سخت گیری خاصی ندارند!
– حرف شما را می پذیرم، اما وقتی فیلم «آپاندیس» را کار کردم، خیلی بازخوردهای خوبی برای این فیلم گرفتم و فکر می کنم اگر این فیلم وارد جشنواره می شد، قطعا برای بچه ها اتفاق خوبی می افتاد. به همین دلیل بعد از این فیلم دوست داشتم که در یک کار خوب و قابل قبول بازی کنم. به همین دلیل این پروسه کمی طولانی شد. البته من پیش از این فیلم هم این حساسیت را داشتم و کاری که قبل از «آپاندیس» بازی کرده بودم، به چهار سال قبل بر می گشت.
 فکر می کنم تله فیلم بود؟
– بله فیلم «زمانی برای ایستادن» که خوشبختانه در جشنواره جام جم جزو سه کار برتر شد.
 با این حال از سختگیری که نسبت به انتخاب هایتان داشتید و مسیری که تا به امروز طی کردید، پشیمان نیستید؟
– راستش را بخواهید نه. گرچه مدتی بیکاری می کشی، اما وقتی در یک سریال یا فیلم خوبی بازی می کنی و بازخورد خوب مردم را می بینی، احساس خوبی درای و از مسیری که طی کردی و پیشنهاداتی که رد کردی پشیمان نمی شوی. بنابراین من هم نتیجه صبر کردن و سخت گیری ام را گرفته ام و خیلی از این بابت خوشحالم.
 منظورتان این است که مردم شما را با نقش سامان در «حوالی پاییز» که می شناسند، برایتان خوشایند است؟
– دقیقا. چون اتفاق خیلی خوبی است. چون من فکر می کنم صرفا دیده شدن برای بازیگر اتفاق خوشایندی نیست. حداقل برای من این طور بوده. چون فضای مجازی این امکان را دارد که هر کسی به هر نحوی به این وسیله دیده شود. اما من این را نمی خواستم و هدفم این نبوده. من وقتی به بزرگترهایم در این حرفه نگاه می کنم یعنی کسانی که جزو اساتید این حرفه هستند، آن وقت خجالت می کشم که در هر کار ضعیفی حضور داشته باشم.
 اما خب بازیگری حرفه بی رحمی است و اگر مدتی فاصله بگیری زود فراموش می شوی!
– بله اما خب باید مراقب بود و مدیریت کرد تا درگیر آن نشد.
 با پیشنهادهایی که برای بازیگری داشتید، گویا سامان خیلی مورد توجه همکارانتان قرار گرفته است. در بین مردم چطور؟ چه بازخوردی گرفته اید؟
– من خیلی آدم فعالی در فضای مجازی نیستم. اما در این مدت که سریال پخش شده، فوق العاده بازخوردهای خوبی گرفتم. حتی آنهایی که منتقد این سریال هم هستند. به این معنی که کار دیده شده که مردم آن را نقد می کنند.
 البته بسیاری از مخاطبان با ذهنیت بدی که از پایان بندی سریال «دلدادگان» داشتند، پای این سریال نشستند!
– اصلا این طور نیست و اطمینان می دهم کارگردان و تهیه کننده پایان بندی خوب و درستی را برای مخاطبان این سریال رقم خواهند زد و آن اتفاق رخ نخواهد داد. ضمن اینکه من خیلی خوشحالم که این دو عزیز به من برای این سریال و نقش سامان اطمینان کردند. چون این روزها کمتر به بازیگران جوان اعتماد می کنند.
 البته فکر می کنم تجربه همکاری در «آپاندیس» با حسین نمازی باعث شد که در این سریال هم حضور داشته باشید؟
– بله اما این را هم در نظر داشته باشید که اگر اشتباه نکنم، هم حسین نمازی و هم سعید پروینی نخستین سریالی بود که کار کردند و به همین دلیل به دنبال بازیگران باتجربه تری از من باشند. اما خوشحالم که این اتفاق افتاد و من در این سریال بازی کردم. البته من فکر می کنم همه چیز طبق اراده خداوند و قسمت است.
 البته نقدهایی هم به این سریال وارد است. به خصوص سفارشی بودن قصه و برخی اتفاقات. اما درباره بازی شما فکر می کنم که مخاطب سامان را باور کرده و پذیرفته.
– خوشحالم که این اتفاق افتاده و مخاطب سامان را باور کرده و پذیرفته. اما در این باره دوست دارم مثالی برای شما بزنم. شما وقتی وارد یک گالری نقاشی می شوی، انتظار نداری که از همه نقاشی ها خوشت بیاید. بنابراین سلیقه است و باید به همه سلیقه ها احترام گذاشت. اما من معتقدم که پویا بودن و زنده بودن کار به آن است که به نقد کشیده شود؛ حال نقد منفی باشد یا مثبت. بنابراین وقتی کاری نقد می شود خیلی لذت بخش است.
 خودتان فارغ از اینکه بازیگر سریال هستید، اما به عنوان مخاطب نقدی هم به سریال دارید؟
– راستش را بخواهید هنوز به این موضوع فکر نکردم. با وجود اینکه هر شب سریال را به عنوان مخاطب دنبال می کنم. اما فکر می کنم در جایگاهی نیستم که به کار نقدی داشته باشم و به لحاظ کارگردانی و یا فیلمنامه ان را نقد کنم. سعی می کنم بیشتر روی بازی ها تمرکز کنم.
 امیدوارم که پایان بندی خوبی داشته باشد. چون مخاطب از ایان بندی سریال های تلویزیونی چندان خاطره خوشی ندارد.
– من به شما اطمینان می دهم که در پایان غافلگیر شوید.
 برای سامان چطور؟ چقدر قرار است داستان پیرامون این شخصیت در قسمت های آینده باشد؟
– بله اما نمی توانم درباره شخصیت سامان خیلی توضیح بدهم. چون یک سری چیزها لو می رود و از جذابیت داستان برای مخاطب می کاهد. اما فقط می توانم بگویم که اتفاقات جالبی خواهد افتاد. ضمن اینکه من همه تلاشم را کردم تا این نقش ما به ازای حقیقی داشته باشد تا برای مخاطب باورپذیر باشد. چون من بارها در برخی سریال ها دیده ام که مخاطب برخی از شخصیت ها را نمی تواند بپذیرد. چون ما به ازای بیرونی ندارد و برایش این کاراکتر بیگانه است.
 نگاهی که شما در این زمینه دارید، به تجربه هایتان در تئاتر برمی گردد؟
– بله. من همیشه از همان ابتدای فعالیتم در تئاتر دوست داشتم کارهای رئال انجام بدهم. خاطرم هست که در دوران سربازی هم تئاتر یک نفره نوشتم و در پادگان اجرا کردم که در حوزه هنری جزو ۷ کار برگزیده شد و یک ماه هم به من اجرای عمومی دادند. همان موقع هم سعی می کردم همه چیز رئال و واقعی باشد و به دل تماشاگر بنشیند.
 با توجه به موضوعی که سامان در سریال با آن درگیر است، فکر می کنید دلیل اینکه ازدواج و فرزند آوری به یکی از سوژه های مهم سریال های تلویزیونی تبدیل شده و تا این حد سوژه ها محدود شده اند، چیست؟
– شاید به این دلیل است که یک سری مسائل وجود دارد که جامعه ما با آن به نحوی درگیر است. البته بخشی از انها اجتناب ناپذیر است و ما نمی توانیم در یک اثر نمایشی به تصویر بکشیم. بنابراین این تصور به وجود می آید که با محدودیت سوژه روبرو است. البته برخی مسائل در سینما هم امکان ندارد که مطرح شوند و با محدودیت روبرو می شوند. به عنوان مثال ما در فیلم «کاکا» به سوژه ای اشاره کردیم که باعث شد کار چند سال توقیف شود. از این رو پرداختن به برخی موضوعات در فیلم ها و سریال ها وجود ندارد. از این رو نویسنده و کارگردان ناچارند تا به سراغ مسائلی بروند که کمتر درگیر ممیزی شود. شاید دلیل محدودیت سوژه ها همین مسئله باشد. اما دوست دارم همین جا از دوستانی تشکر کنم که در سریال و مقابل تصویر نیستند و دیده نمی شوند. اما زحمات بسیاری برای آن می کشند. مثل سریال «حوالی پاییز» که دوستان بسیاری برای آن زحمت کشیدند اما چون بازیگر نیستند، دیده نمی شوند. بنابراین دوست داشتم که از آنها هم یادی کرده و تشکر کنم. امیدوارم مردم همچنان بیننده سریال باشند و آن را دوست داشته باشند.
 به غیر از «آپاندیس» تجربه سینمایی دیگری ندارید؟
– من با یکی از دوستان فیلمنامه ای به نام «کاکا» نوشتم و تولید هم شد که قرار بود من هم یکی از نقش هایش را بازی کنم. ضمن اینکه دو سال نگارش این فیلمنامه طول کشید و مدام بازنویسی کردیم. البته چند سال توقیف بود و به تازگی پروانه نمایش گرفت. در آن فیلم نقش خیلی خوبی بود که نشد بازی کنم. به نظرم فیلم خیلی خوبی است و فکر می کنم به زودی اکران شود.

نوشته بازیگر «حوالی پاییز»:پایان سریال مخاطب را غافلگیر می کند اولین بار در بانی فیلم پدیدار شد.

صفحه 1 از 148
12345678910 بعدی 203040...«