فیلم دونی|دانلود فیلم

خبر برتر Archives - فیلم دونی|دانلود فیلم

توضیحات
---
  • تاریخ : ۳۰ام تیر ۱۳۹۷
  • موضوع : دسته‌بندی نشده
  • بازدید : 1 views

مهران مدیری در دادسرای رسانه حاضر شد تا شکایت خود علیه روزنامه شرق و فیلم آنلاین را پیگیری کند.

به گزارش ایسنا، صبح امروز ـ سی‌ام تیر ماه ـ مهران مدیری به اتفاق وکیل خود، شخصا در دادسرای رسانه حاضر شد تا شکایت خود علیه روزنامه شرق و فیلم آنلاین را پیگیری کند.

مدیری در روزهای گذشته اعلام کرده بود که به دلیل انتشار این خبر و همچنین فیلم آنلاین که در این خصوص منتشر شده است، از روزنامه مذکور شکایت می‌کند.

روزنامه شرق ۲۷ تیر ماه مطلبی را منتشر کرد و در این مطلب مدعی شد، مهران مدیری ـ بازیگر، تهیه‌کننده و کارگردان سینما و تلویزیون ـ علاوه بر دریافت مبلغی به عنوان هدیه از موسسه اعتباری ثامن‌الحجج، مبلغی را هم به عنوان وام دریافت کرده است.

احسان علیخانی ـ مجری و تهیه‌کننده «ماه عسل» ـ دیگر فردی است که به دریافت وام سه میلیاردی متهم شده است که او هم با انتشار مطلبی در صفحه شخصی خود به این اتهام واکنش نشان داده است.

نوشته مهران مدیری از اتهام زنندگان شکایت کرد اولین بار در بانی‌فیلم پدیدار شد.

  • تاریخ : ۳۰ام تیر ۱۳۹۷
  • موضوع : دسته‌بندی نشده
  • بازدید : 1 views

پیش تولید فیلم سینمایی «هیس! پسرها فریاد نمی زنند» بزودی آغاز خواهد شد.
به گزارش بانی فیلم، پوران درخشنده پس از گذشت دو سال و پس از کش و قوس های فراوان سرانجام به تازگی موفق به دریافت پروانه ساخت فیلم جدیدش با نام جدید «هیس! پسرها فریاد نمی زنند!» از سوی سازمان سینمایی شده است. در حال حاضر این کارگردان مشغول آماده سازی مقدمات اولیه برای ساخت این فیلم است و براساس برنامه ریزی های انجام گرفته، پیش تولید نیز تا اواسط ماه آینده آغاز خواهد شد.
به گفته درخشنده، «هیس! پسرها…» پنج شخصیت اصلی دارد که همگی آنان از میان چهره های شناخته شده انتخاب خواهند شد.
فیلمبرداری فیلم جدید کارگردان «پرنده کوچک خوشبختی» به طور کامل در تهران انجام می شود و برخی از لوکیشن ها نیز تاکنون انتخاب شده است.
«هیس! پسرها فریاد نمی‌زنند» با نام پیشین «هیس! پسرها گریه نمی کنند» به یک مسئله اجتماعی و البته ملتهب درباره پسرها می پردازد. درخشنده پیش تر با ساخت فیلم جنجالی «هیس! دخترها فریاد نمی زنند» به مسئله تجاوز به دختران در سنین کودکی پرداخته بود. مسئله ای که این روزها تبدیل به یک معضل اجتماعی شده و قربانیان بسیاری را نیز در پی داشته است.
پوران درخشنده خود تهیه کنندگی فیلم جدیدش را برعهده گرفته است. فیلمی که به احتمال فراوان اولین نمایش آن در جشنواره سی و هفتم فیلم فجر خواهد بود.
وی چندی پیش در گفت وگو با بانی فیلم از نگارش فیلمنامه ای سینمایی به نام «بیوه» خبر داده بود. این فیلمنامه همانطور که از اسمش مشخص است به زنان بی سرپرست، مشکلاتی که این قشر با آن دست و پنجه نرم می کنند و جایگاه فعلی آنان در جامعه و خانواده می پردازد.
آخرین ساخته درخشنده در سینما «زیر سقف دودی» نام داشت که با حضور بازیگرانی چون فرهاد اصلانی، مریلا زارعی، بهنوش طباطبایی، شهرام حقیقت دوست، آزیتا حاجیان و حسام نواب صفوی در سال ۹۵ روی پرده سینماهای سراسر کشور رفت.
«خواب های دنباله دار»، «بچه های ابدی»، «رویای خیس» و «شمعی در باد» دیگر عناوین سینمایی چند سال اخیر این کارگردان محسوب می شود.

نوشته «هیس! پسرها فریاد نمی زنند» وارد پیش تولید می شود اولین بار در بانی‌فیلم پدیدار شد.

  • تاریخ : ۲۹ام تیر ۱۳۹۷
  • موضوع : دسته‌بندی نشده
  • بازدید : 0 views

بانی فیلم، گروه سینمای جهان:همان طور که پیش بینی می شد قسمت سوم انیمشین پرطرفدار «هتل ترانسیلوانیا» به صدر آثار پرفروش سینماهای آمریکای شمالی صعود کرد اما برخلاف برخی ملاحظات و محاسبات، برتری اقتصادی اش بر «آسمانخراش» جدیدترین فیلم پرماجرا و اکشن دنیا که رل اول آن را دوواین جانسون بازی می کند، به حد قابل ملاحظه ای رسید و برای «Sky Scraper» رتبه ای بالاتر از سومی و ارقام فروشی بسیار اندک تر به ثبت نرسید.
رقمی که «هتل ترانسیلوانیا۳» را در صدر آثار سودساز سینماهای آمریکای شمالی نشاند ۱۸۳/۴۴ میلیون دلار بود و اگر قیاس بین این رقم و مبلغ «آغاز اکران» قسمت نخست این کارتون صورت پذیرد، می بینیم که ارقام حاصله چندان از یکدیگر دور نیست.
هتل ترانسیلوانیا از مصادیق بزرگ کارتون هایی است که در دهه های اخیر براساس سلایق مخاطبان ساخته شده و خط و خطوط کارش چیزی است که استودیوها به این نتیجه رسیده اند که به بهترین شکل خواسته های علاقمندان و دوستداران انیمیشن ها را تأمین می کند.
از موج اول تا امواج بعدی
موج بزرگ ارائه مستمر کارتون های موفق از نسل ۱۹۸۹ و با پری دریایی کوچک آغاز شد و این روند ابتدا با عرضه سه تا چهار کارتون بزرگ و پرهزینه در هر سال سپری شد اما به آرامی و به سبب توفیق های مالی عظیم به ۸ تا ۱۰ فیلم در سال افزایش یافت و هتل ترانسیلوانیا از آنها است که باید محصول موج های بعد از موج نخست انیمیشن سازی تلقی شود. بررسی ها نشان داده است از بینندگان هفته نخست این کارتون شیک و در عین حال پرتحرک، ۵۲ درصد زن و ۴۸ درصد مرد بوده اند و ۴۶ درصد از کل تماشاگران زیر ۲۰ سال سن داشته اند با اینکه هنر کارتون سازی به گونه ای مدیون والت دیسنی این استودیوی ۹۰ و اندی ساله است و در سه دهه اخیر شریک پراستعدادش یعنی پیکسار این معادله را کامل کرده، اما ابعاد توفیق کارتون ها به حدی رسیده که سالها است کمپانی های دریم وورکز، فاکس و کلمبیا هم بخش های انیشمین سازی خود را فعال ساخته اند و سالی نیست که در آن حداقل یکی- دو کارتون بسیار خوب از جانب این استودیوها روانه بازار نشود و به گونه ای شانه به شانه محصولات عالی و استثنایی والت دیسنی و پیکسار نساید. ابعاد محبوبیت و توفیق انیمیشن ها را می توانید در جداول امسال و به واقع هر هفته پرفروش های سینماهای آمریکا و سایر نقاط جهان بیابید. آنجا که کمتر هفته ای حداقل یک فیلم کارتونی موفق را در جمع درآمدسازان این هنر پیدا نمی کنید.
دوری دوواین جانسون از اهدافش
اگر تنزل یک پله ای کمیک استریپی «مرد مورچه ای و زنبور» پس از فقط یک هفته صدرنشینی واقعه ای قابل پیش بینی با احتساب به نمایش درآمدن ورسیون تازه «هتل ترانسیلوانیا» بود، سوم شدن فیلم اکشن و پرتحرک و سرشار از هیجان و دلهره «آسمانخراش» نوعی شکست برای آن و دور ماندن دوواین جانسون از اهدافش تلقی شده است. این فیلم اگر چه ۵/۲۵ میلیون دلار پولسازی کرد اما این کار در سطح ۳۱۱۵ سالن در آمریکا و کانادا دستاورد مهم و رقم بالایی به شمار نمی آید و از طرف دیگر بودجه فراوان ساخت فیلم که به رغم پرهیز سازندگان فیلم از اعلام رسمی مخارج تولید ظاهراً از ۹۰ میلیون دلار هم فراتر می رود سبب می شود کمبودهای این رقم بیشتر به چشم بخورد و هرگونه سود و منفعتی را برای این فیلم لااقل در خاک آمریکا و دست کم در دو- سه هفته نخست اکران دور از ذهن نشان می دهد و چنین امری را منتفی می سازد ولی سازندگان «آسمانخراش» به لطف استقبال بیشتری که از این فیلم در خارج از مرزهای آمریکا صورت پذیرفته، به جبران نقص مذکور امیدوارند و بر این باورند که رقم کلی فروش «Sky Scraper» در معادلات نهایی به آسانی از ۵۰۰ میلیون دلار سر خواهد زد.
ناگفته نماند که فیلم تازه «آسمانخراش» به گونه ای بازسازی یا مدرن سازی «آسمانخراش جهنمی» فیلم معروف و پرفروش سالهای میانی دهه ۱۹۷۰ هالیوود نیز به شمار می آید و پرواز هتل ترانسیلوانیا بر فراز این آسمانخراش مشتعل را با ارزش تر می سازد.

نوشته پرواز هتل ترانسیلوانیا بر فراز آسمانخراش جهنمی اولین بار در بانی‌فیلم پدیدار شد.

  • تاریخ : ۲۹ام تیر ۱۳۹۷
  • موضوع : دسته‌بندی نشده
  • بازدید : 0 views

تازه ترین سریال شبکه دو سیما، «پدر» به نویسندگی و تهیه کنندگی حامد عنقا و کارگردانی بهرنگ توفیقی است که دوشنبه شب نخستین قسمت از آن روی آنتن رفت و قابل قبول ظاهر شد.
روایت غیرخطی در سینما و تلویزیون دنیا، پدیده ای مرسوم و مورد استفاده است اما در ایران به خصوص در تلویزیون کمتر مورد استفاده قرار می گیرد و نویسندگان مجموعه های تلویزیونی ترجیح می دهند با روایتی خطی قصه هایشان را از الف تا ی برای مخاطبان تعریف کنند و کمتر علاقه ای به جابجایی حروف الفبا و زمان رخ دادن اتفاقات داستانشان دارند. از اسفند ماه تاکنون براساس خبرهایی که از سریال «پدر» منتشر می شد، از خلاصه داستان آن گرفته تا گفتگوی بازیگران و عوامل می شد اینطور پیش بینی کرد که باز هم با چنین اثری روبرو هستیم و با فرارسیدن زمان پخش بحثمان بر سر این خواهد بود که آیا سریال توانسته در همین مسیر از نظر فرم تکراری و بسیارتجربه شده موفق عمل کند یا خیر اما تماشای نخستین قسمت «پدر» پیش فرضهایمان را به هم ریخت.
حامد عنقا فیلمنامه نویس شناخته شده ای که پس از آزمودن حوزه های مختلف کار هنری، حالا در عرصه تهیه کنندگی سریال نیز فعالیت می کند و در همین اول کاری با مضیقه های مالی بسیار و حمایت محدودی روبرو بوده، در اولین قسمت فیلمنامه جدیدش، همه آنچه را که می توانست اساس و بنیاد و دلیل کشش پیدا کردن ۳۰ قسمت سریال باشد برای مخاطبانش رو کرد! او تقریبا تنها کسی است که سالها است قصه هایش را به صورت غیرخطی تعریف می کند و ریسکی را که کمتر در سیما تجربه می شود، هر بار به جان می خرد. آن هم برای نقل مفاهیم مذهبی و انقلابی که طوری روایت می شوند که برای مخاطب بی علاقه به این مفاهیم نیز دلنشین جلوه می کند. چه قصه انقلابی باشد و «انقلاب زیبا» تولید شود، چه مذهبی باشد و با «تنهایی لیلا» مخاطبان را جذب کند.
سریال «پدر» با فضای دانشگاه و عشق یک دختر مدرن به پسری مذهبی شروع نشد تا پس از هفته ها سرانجام این دو به هم برسند و قصه به اصطلاح هپی اند شود! بلکه همه اتفاقات (که البته بنا است به مرور در فلش بک ها چگونگی شان روایت شود) رخ داده و حالا با بیوه زن جوانی طرف هستیم که خاطرات زندگی اش پشت سر هم برایش تداعی می شود و در پایان قسمت نخست هم سر از بازداشتگاه درمی آورد!
حالا ما هم با داستان روایت نشده ای که گذشته او است روبرو هستیم؛ کنجکاویم بدانیم این دختر عاصی سر به هوا که تفریحات خطرناکی با هم دانشگاهی هایشان دارد و البته دل خوشی از خانواده اش ندارد، چطور و چگونه عاشق پسری مذهبی می شود و خانواده او را بیشتر از بستگان خود دوست می دارد؟ چطور پدر و مادرش را از دست می دهد و چطور عزادار همسرش می شود و چرا برای همه این اتفاقات خود را مقصر می داند؟ و هم سوالاتی درباره ادامه زندگی او توی سرمان چرخ می زند؛ قرار است او تا کی در زندان بماند؟ سرنوشت او چه خواهد شد و سرانجام روی خوش به فرزندش نشان می دهد یا…
بهرنگ توفیقی پس از چند تجربه ساخت سریال حالا در هشتمین اثرش امضای خود را تثبیت کرده و از نوع قاب بندی ها و حرکات دوربین می توان ردپای او را احساس کرد و به نظر می رسد بنا است پخته ترین کارگردانی او را شاهد باشیم. او پس از «انقلاب زیبا» حالا ترکیب مناسبی را با عنقا شکل می دهد و قصه و کارگردانی عناصری جدا از هم نیستند. از نقش موسیقی در شکل گیری حس و حال «پدر» نیز نباید غافل شد، موسیقی چه در صحنه های شرو شور گذشته و چه در لحظات تلخ و رخوت آلود حال، به درستی ایفای نقش و بر احساس صحنه تاکید می کند.
و اما اگر بنا باشد از بازیگران سریال بگوییم در وهله نخست بازیگر ناآشنایی را می بینیم که نداشتن هیچگونه پیشینه ای از او در نقشهای دیگر، بیش از هرچیز به باورپذیرتر شدن نقش لیلا با بازی ریحانه پارسا می انجامد. مخاطب به سادگی او را به عنوان لیلا می پذیرد و با او همدل می شود؛ اتفاق مثبتی که سریال را از خطر ایفای نقش مکرر بازیگران تکراری در نقشهایی که به آنها شهره شده اند اما دیگر حتی به سن و سالشان نمی خورد، دور می کند. شاید نیما رئیسی در یکی از مصاحبه هایش بیراه نگفته باشد که پارسا یکی از تلنت های بازیگری در سینما و تلویزیون خواهد بود و در ادامه بیشتر از او خواهیم شنید.
به جز این بازیگر تازه کار، «پدر» مهدی سلطانی را به عنوان برگ برنده با گریمی تازه رو می کند؛ هاشم خان سریال شهرزاد که به جرات می توان او را جزو محبوب ترین بازیگران مرد در سالهای اخیر نامید و نقش محوری او در سریال به خودی خود بخش عمده ای از علاقمندان او را نیز جذب شبکه دو سیما خواهد کرد. در محبوبیت لعیا زنگنه و یادآوری او با نقشهای خاطره انگیز نوستالژیک نیز که نمی توان گذشت.
در بین دیگر هنرمندان «پدر» نیز مسعود فروتن کارگردان تلویزیونی پیشکسوت و مجری سالهای اخیر تلویزیون، برای نخستین بار به عنوان بازیگر مقابل دوربین قرار گرفته که جذاب است. اما سریال تعدادی بازیگر جوان هم دارد که از نام آشنایان عرصه تئاتر هستند و حالا به تصویر رسیده اند، یا مثل سینا مهراد پس از نقشهای کوچک، نقش اصلی ایفا می کنند و حضورشان در کنار بازیگرانی چون نیما رییسی، مجید مشیری، کاوه خداشناس، اکبر رحمتی، مژگان ترانه، الهام طهموری و بیژن امکانیان ترکیب متنوعی از بازیگران کارکشته، شناخته شده و جویای نام را در سریال تکمیل می کند.
و اما پایان بندی سریال با صدای دلنشین علیرضا قربانی را نیز نباید از قلم انداخت؛ خواننده محبوب موسیقی سنتی که صدای گیرایش می تواند به مجموعه عوامل موفقیت آمیز سریال «پدر» اضافه شود. این سریال را شنبه تا چهارشنبه ها ساعت ۲۱:۳۰ از شبکه دو سیما تماشا کنید. ساعات بازپخش «پدر» ۰۱:۳۰ بامداد، ۱۲:۰۰ و ۱۶:۱۵ روز بعد است، ضمن اینکه پنجشنبه ها ساعت ۲۱:۳۰ نیز خلاصه قسمتهای هفته پخش خواهد شد.

نوشته شروع غافلگیرکننده «پدر» اولین بار در بانی‌فیلم پدیدار شد.

  • تاریخ : ۲۹ام تیر ۱۳۹۷
  • موضوع : دسته‌بندی نشده
  • بازدید : 0 views

تازه ترین سریال شبکه دو سیما، «پدر» به نویسندگی و تهیه کنندگی حامد عنقا و کارگردانی بهرنگ توفیقی است که دوشنبه شب نخستین قسمت از آن روی آنتن رفت و قابل قبول ظاهر شد.
روایت غیرخطی در سینما و تلویزیون دنیا، پدیده ای مرسوم و مورد استفاده است اما در ایران به خصوص در تلویزیون کمتر مورد استفاده قرار می گیرد و نویسندگان مجموعه های تلویزیونی ترجیح می دهند با روایتی خطی قصه هایشان را از الف تا ی برای مخاطبان تعریف کنند و کمتر علاقه ای به جابجایی حروف الفبا و زمان رخ دادن اتفاقات داستانشان دارند. از اسفند ماه تاکنون براساس خبرهایی که از سریال «پدر» منتشر می شد، از خلاصه داستان آن گرفته تا گفتگوی بازیگران و عوامل می شد اینطور پیش بینی کرد که باز هم با چنین اثری روبرو هستیم و با فرارسیدن زمان پخش بحثمان بر سر این خواهد بود که آیا سریال توانسته در همین مسیر از نظر فرم تکراری و بسیارتجربه شده موفق عمل کند یا خیر اما تماشای نخستین قسمت «پدر» پیش فرضهایمان را به هم ریخت.
حامد عنقا فیلمنامه نویس شناخته شده ای که پس از آزمودن حوزه های مختلف کار هنری، حالا در عرصه تهیه کنندگی سریال نیز فعالیت می کند و در همین اول کاری با مضیقه های مالی بسیار و حمایت محدودی روبرو بوده، در اولین قسمت فیلمنامه جدیدش، همه آنچه را که می توانست اساس و بنیاد و دلیل کشش پیدا کردن ۳۰ قسمت سریال باشد برای مخاطبانش رو کرد! او تقریبا تنها کسی است که سالها است قصه هایش را به صورت غیرخطی تعریف می کند و ریسکی را که کمتر در سیما تجربه می شود، هر بار به جان می خرد. آن هم برای نقل مفاهیم مذهبی و انقلابی که طوری روایت می شوند که برای مخاطب بی علاقه به این مفاهیم نیز دلنشین جلوه می کند. چه قصه انقلابی باشد و «انقلاب زیبا» تولید شود، چه مذهبی باشد و با «تنهایی لیلا» مخاطبان را جذب کند.
سریال «پدر» با فضای دانشگاه و عشق یک دختر مدرن به پسری مذهبی شروع نشد تا پس از هفته ها سرانجام این دو به هم برسند و قصه به اصطلاح هپی اند شود! بلکه همه اتفاقات (که البته بنا است به مرور در فلش بک ها چگونگی شان روایت شود) رخ داده و حالا با بیوه زن جوانی طرف هستیم که خاطرات زندگی اش پشت سر هم برایش تداعی می شود و در پایان قسمت نخست هم سر از بازداشتگاه درمی آورد!
حالا ما هم با داستان روایت نشده ای که گذشته او است روبرو هستیم؛ کنجکاویم بدانیم این دختر عاصی سر به هوا که تفریحات خطرناکی با هم دانشگاهی هایشان دارد و البته دل خوشی از خانواده اش ندارد، چطور و چگونه عاشق پسری مذهبی می شود و خانواده او را بیشتر از بستگان خود دوست می دارد؟ چطور پدر و مادرش را از دست می دهد و چطور عزادار همسرش می شود و چرا برای همه این اتفاقات خود را مقصر می داند؟ و هم سوالاتی درباره ادامه زندگی او توی سرمان چرخ می زند؛ قرار است او تا کی در زندان بماند؟ سرنوشت او چه خواهد شد و سرانجام روی خوش به فرزندش نشان می دهد یا…
بهرنگ توفیقی پس از چند تجربه ساخت سریال حالا در هشتمین اثرش امضای خود را تثبیت کرده و از نوع قاب بندی ها و حرکات دوربین می توان ردپای او را احساس کرد و به نظر می رسد بنا است پخته ترین کارگردانی او را شاهد باشیم. او پس از «انقلاب زیبا» حالا ترکیب مناسبی را با عنقا شکل می دهد و قصه و کارگردانی عناصری جدا از هم نیستند. از نقش موسیقی در شکل گیری حس و حال «پدر» نیز نباید غافل شد، موسیقی چه در صحنه های شرو شور گذشته و چه در لحظات تلخ و رخوت آلود حال، به درستی ایفای نقش و بر احساس صحنه تاکید می کند.
و اما اگر بنا باشد از بازیگران سریال بگوییم در وهله نخست بازیگر ناآشنایی را می بینیم که نداشتن هیچگونه پیشینه ای از او در نقشهای دیگر، بیش از هرچیز به باورپذیرتر شدن نقش لیلا با بازی ریحانه پارسا می انجامد. مخاطب به سادگی او را به عنوان لیلا می پذیرد و با او همدل می شود؛ اتفاق مثبتی که سریال را از خطر ایفای نقش مکرر بازیگران تکراری در نقشهایی که به آنها شهره شده اند اما دیگر حتی به سن و سالشان نمی خورد، دور می کند. شاید نیما رئیسی در یکی از مصاحبه هایش بیراه نگفته باشد که پارسا یکی از تلنت های بازیگری در سینما و تلویزیون خواهد بود و در ادامه بیشتر از او خواهیم شنید.
به جز این بازیگر تازه کار، «پدر» مهدی سلطانی را به عنوان برگ برنده با گریمی تازه رو می کند؛ هاشم خان سریال شهرزاد که به جرات می توان او را جزو محبوب ترین بازیگران مرد در سالهای اخیر نامید و نقش محوری او در سریال به خودی خود بخش عمده ای از علاقمندان او را نیز جذب شبکه دو سیما خواهد کرد. در محبوبیت لعیا زنگنه و یادآوری او با نقشهای خاطره انگیز نوستالژیک نیز که نمی توان گذشت.
در بین دیگر هنرمندان «پدر» نیز مسعود فروتن کارگردان تلویزیونی پیشکسوت و مجری سالهای اخیر تلویزیون، برای نخستین بار به عنوان بازیگر مقابل دوربین قرار گرفته که جذاب است. اما سریال تعدادی بازیگر جوان هم دارد که از نام آشنایان عرصه تئاتر هستند و حالا به تصویر رسیده اند، یا مثل سینا مهراد پس از نقشهای کوچک، نقش اصلی ایفا می کنند و حضورشان در کنار بازیگرانی چون نیما رییسی، مجید مشیری، کاوه خداشناس، اکبر رحمتی، مژگان ترانه، الهام طهموری و بیژن امکانیان ترکیب متنوعی از بازیگران کارکشته، شناخته شده و جویای نام را در سریال تکمیل می کند.
و اما پایان بندی سریال با صدای دلنشین علیرضا قربانی را نیز نباید از قلم انداخت؛ خواننده محبوب موسیقی سنتی که صدای گیرایش می تواند به مجموعه عوامل موفقیت آمیز سریال «پدر» اضافه شود. این سریال را شنبه تا چهارشنبه ها ساعت ۲۱:۳۰ از شبکه دو سیما تماشا کنید. ساعات بازپخش «پدر» ۰۱:۳۰ بامداد، ۱۲:۰۰ و ۱۶:۱۵ روز بعد است، ضمن اینکه پنجشنبه ها ساعت ۲۱:۳۰ نیز خلاصه قسمتهای هفته پخش خواهد شد.

نوشته شروع غافلگیرکننده «پدر» اولین بار در بانی‌فیلم پدیدار شد.

  • تاریخ : ۲۹ام تیر ۱۳۹۷
  • موضوع : دسته‌بندی نشده
  • بازدید : 0 views

گروه تلویزیون – زینب علیپور: مرجانه گلچین از آن دست بازیگرانی است که هم توانسته در کارهای کمدی و طنز مورد توجه قرار بگیرد و هم در قالب نقش های جدی. گرچه این اواخر به جز سریال «نفس گرم» اغلب حضورش را در مجموعه های طنز دیده ایم. با این وجود به دلیل توانایی که در این حرفه دارد، همواره سعی کرده تا از کارهای تکراری دوری کند که البته این خصیصه هنرمندان تئاتری است که قابلیت اجرای یک نوع کار را با بازی متفاوت دارند. با این وجود او نیز مانند هنرمندان حرفه ای این عرصه از شرایط حاکم بر بازیگری گله مند است. به خصوص از باند بازی و دسته بندی ها و عدم مدیریت هنری و فرهنگی. وی در گفت و گو با بانی فیلم به نکات مهمی اشاره کرد که در ادامه می خوانید:

 گویا این روزها مشغول بازی در سریال «آسمان هوای بارانی دارد» به کارگردانی شهرام شاه حسینی هستید؟
– بله البته مدتی است بازی من در این سریال تمام شده است که فکر می کنم قرار است از شبکه یک پخش شود.
 درباره نقشی که در این سریال بازی کردید هم تا جایی که امکان دارد، توضیح می دهید؟
– به همین اندازه برایتان بگویم که نقش بسیار متفاوتی است. من بعد از اینکه پشت سر هم چند کار کمدی انجام دادم که البته در دهه ۶۰ در کارهای جدی حضور داشتم، اما در سال های اخیر بیشتر طنز کار کرده بودم، ترجیح دادم تا یک فاصله کوتاهی با کارهای طنز داشته باشم و یکی دو کار جدی هم انجام بدهم.
 یعنی پیشنهاد طنز داشته باشید، فعلا نمی پذیرید؟
– نه منظورم این است که یکی دو کار طنز بازی کنم و بعد یک کار جدی هم داشته باشم. بنابراین بعد از سریال «نفس گرم» که یک نقش کاملا جدی در آن سریال بازی کردم و تجربه بسیار خوبی هم بود، بازی در «آسمان هوای بارانی دارد» را بازی کردم که اتفاقا حال و هوای بسیار متفاوتی از «نفس گرم» دارد و نقش کاملا جدی است. ضمن اینکه هم کست را خیلی دوست داشتم و هم کار کردن با آقای شاه حسینی تجربه تازه و خوبی برای من بود. امیدوارم همانطور که ما به عنوان بازگران این کار از سوژه و فیلمنامه خوشمان آمد و دوست داشتیم، هنگام پخش هم مردم دوست داشته باشند و خروجی خوبی این سریال داشته باشد تا ما سربلند باشیم.
 البته در کنار این سریال که گفتید نقش بسیار جدی و متفاوتی دارید، سریال «آرماندو» را هم که یک کار کمدی است، در نوبت پخش دارید که فکر می کنم برای شما اتفاق خوبی است که دو کار و دو نقش متفاوتی که بازی کردید، همزمان و یا با فاصله کوتاهی روی آنتن بروند؟
– بله خوشبختانه و امیدوارم که هر دو کار خروجی خوبی داشته باشند. «آرماند» هم برایم کار جالب و جذابی بود. چون درباره اتفاقاتی است که پیرامون هنرورها رخ می دهد و گمان می کنم که برای مخاطبان جذاب باشد. البته حال و هوای این کار با کارهای طنزی که انجام دادم هم متفاوت است. چون این کار زندگی ای را در خودش دارد که در واقع بین فضای فانتزی و رئال کار شده است.
 و درباره نقشی هم که در این سریال ایفا کردید می گویید؟
– بله من نقش یک هنرور سینما را دارم که درگیر مسائل و مشکلات این طبقه از هنروران می شود که همیشه آمال و آرزوهای زیادی دارد. اما معمولا به آن توجه نمی شود. البته در اثر این بی توجهی یک سری مشکلات و معضلات هم برایش پدید می آید. فکر می کنم این سریال هم قرار است از شبکه سه پخش شود. یک سریال هم با سعید آقاخانی کار کردم به نام «شب عید» که مینی سریال است و قرار بود تیرماه پخش شود که من در یکی از اپیزودهای این کار بازی کرده ام.
 بسیاری از بازیگران هم نسل شما و به خصوص خانم های هنرمند گله مند هستند که برخلاف سینما و تلویزیون آمریکا و اروپا که معمولا برای بازیگران میانسال نقش های جذابی نوشته می شود و معمولا محوریت داستان هستند، اما در سینما و تلویزیون ما این اتفاق نمی افتد و معمولا بازیگران میانسال در حاشیه قرار دارند. نظر شما در این باره چیست؟
– من در مورد خودم می توانم بگویم که هیچ وقت این اتفاق نیفتاده است و من در این چند سال نقش های محوری را بازی کرده ام و به غیر از چنین نقش هایی کار نکرده ام. البته نه به لحاظ اینکه به نقش طولی نگاه کنم. کیفیت و میزان تاثیرگذاری نقش در کار برایم همواره مهم بوده است. اما گله ما از این است که بچه هایی که در تلویزیون کار می کنند، این است که با وجود اینکه عده ای از انها هم وارد سینما شده و توانسه اند موفق هم باشند، دسته بندی هایی انجام می دهند و مرزی بین بازیگران سینما و تلویزیون قرار می دهند. البته این تعبیر محترمانه اش است. البته غرض ورزانه ترش را بخواهیم نگاه کنیم، خیلی به صورت تیمی کار می کنند. آن هم به شکلی که کسی نمی تواند به این تیم راه پیدا کند! البته من مثالی را درباره خودم می زنم که در این چند سالی که کار می کنم، همیشه در جشن ها و جشنواره هایی که برای مخاطبان گرفته شده است، من رتبه بالایی از مخاطبان گرفته ام. بنابراین من به عنوان بازیگری که می توانم مخاطب را جذب تلویزیون کنم، چرا نباید در سینما کار کنم.
 یعنی پیشنهاد سینمایی ندارید؟!
– اگر هم می شود، آنقدر چنگی به دل نمی زند که بتوانم قبول کنم. بنابراین به هیچ عنوان در سینما کار نمی کنم، چون پیشنهاد خوبی ندارم و متاسفم این را می گویم که باعث گله گذاری اغلب دوستان ما شده که یک فضای نا عادلانه ای را به وجود آورده اند.
 اتفاقا این مسئله باعث از دست دادن مخاطب هم می شود.
– بله یک تعداد بازیگر که مدام از این کار به آن کار می روند، باعث دلزدگی مخاطب هم می شود. چون برای رعایت کردن رنگ و لعاب و هارمونی باید تنوع شخصیت و بازیگر هم در کارها داشته باشی. آن هم بازیگرانی که سالهاست در این حرفه فعالیت می کنند. البته اصلا این مطلب را درباره خودم عرض نمی کنم. این حرف همه بازیگرانی است که سالهاست در سینما و تلویزیون و تئاتر فعالیت می کنند. سریال ها و فیلم ها آنقدر شبیه به هم هستند و شخصیت ها هم شبیه به هم و یا تکراری هستند که من دلم نمی خواهد سینما بروم.
 فکر می کنید این مسائلی که عنوان کردید، فقط به عدم مدیریت درست فرهنگی ما برمی گردد و یا سلیقه دوستان تهیه کننده و کارگردان که برخی از آنها در این زمینه کم لطفی می کنند؟
– پاسخ شما را باید اینگونه بدهم که یک فضای من بمیرم تو بمیری بین دوستان بازیگر ما وجود دارد که دارند با این شیوه کار را پیش می برند. یعنی می گویند این سفره ای که پهن شده، اجازه بدهیم همین افرادی که هستند، حضور داشته باشند و مهمان غریبه ای را دعوت نکنیم! یعنی برخوردشان با ما مثل یک مهمان غریبه است که اصلا نگاه درستی نیست. انگار که ما متعلق به این سینما و تلویزیون نیستیم! اتفاقا نکته جالب این است زمانی که من کار می کردم، خیلی از دوستانی که الان هستند، آن زمان وجود نداشتند. اما متاسفانه فضایی را به وجود آورده اند که اصلا اجازه ورود به ما را در این حیطه نمی دهند. البته من باز هم جزو خوش شانس ها هستم که سالی یک سریال را بازی می کنم. اما دوستانی هستند که به لحاظ معیشتی دچار مشکلاتی هستند! از این رو باید گفت مدیران هم قطعا در جریان این امور هستند و دوست دارند فقط همین تعداد کار کنند!
 این شرایطی که بیان کردید، مختص سینماست و یا تلویزیون هم به این سمت و سو رفته است؟
– همین تیمی که در سینما کار می کنند، به طور چرخشی به تلویزیون می روند و کار می کنند و از آنجا هم تئاتر می روند! آن هم با دستمزدهای کلان که باعث مس شود بازیگر بنده خدایی که با دستمزد ناچیز هم تئاتر کار می کرد، همان هم نصیبش نشود.
 با این حساب این معضل به تئاتر هم ورود کرده است!
– بله متاسفانه در تئاتر های خیلی گردن کلفت هم همین افراد بازی می کنند! من اصلا در لفافه صحبت نمی کنم. چرا آقا و یا خانم بازیگر سینما که با دستمزدهای کلان کار می کنند، تئاتر هم کار می کند؟
 خب البته شاید به این دلیل است که بازی روی صحنه تئاتر برای برخی بازیگران سینما به نوعی ژست فرهنگی است و با این کار به دنبال اعتبار بخشیدن به کار خود هستند!
– البته چند نفری که شاید به تعداد انگشتان یک دست هم نرسد، توانایی اجرای تئاتر را دارند. اما برای برخی واقعا کار مشکلی است. چون نه بیان و فیزیک درستی برای تئاتر دارند و نه از توانایی برای بازی روی صحنه برخوردارند. چون بازیگری تئاتر جای شوخی نیست و مجالی برای آزمون و خطا ندارد. در سینما و تلویزیون شاید بتوانند موفق باشند، اما در تئاتر و زمانی که روی صحنه هستی، فقط داشته هایت به کمکت می آید. در واقع باید بازیگر به معنی واقعی باشی تا بتوانی روی صحنه و مقابل صدها چشم که نگاهت می کنند، بازی کنی. اما متاسفانه همین گروه بندی هایی که عرض کردم، با همان تیم از سینما به تلویزیون و تئاتر هم می روند و جالب تر اینکه این افراد خودشان را آدم های خیری هم معرفی می کنند! در صورتی که باعث می شوند کسب و کار دوستان و همکارانشان به این شکل دربیاید و باعث شود که عده ای خانه نشین شوند و یا در امرار معاش روزانه شان در بمانند!
 اتفاقا صحبت هایی را که بیان کردید، درد دل اغلب هنرمندان حرفه ای است که شرایط موجود با آنها ناسازگار است.
– بله من شنیدم که دوستان بازیگر خانم می گویند برویم مترو دستفروشی کنیم و یا آقایان بازیگر می گویند راننده آژانس شویم! اما هیچ گوش شنوایی وجود ندارد. من در برنامه های تلویزیونی که دعوت می شوم و در مصاحبه هایم این نکات را بیان کرده ام، اما هیچ گوش شنوایی به درد دل بازیگران گوش نمی دهد و جالب تر اینکه هیچ عکس العملی هم نشان نمی دهند. پس یعنی می خواهند که شرایط بدین گونه باشد! این واقعا ناعادلانه است.
 بله شنیده ام که هیچ نهاد و سازمانی هم پاسخگو نیست!
– بله. من برای چه باید حق عضویت خانه سینمایی را بدهم که از حقوق اجتماعی من دفاع نمی کند! حتی هنگام برگزاری جشنواره فجر بدترین سانس ها را در اختیار ما قرار می دهند و به ما بی احترامی می کنند! من اگر این مسائل را عنوان کردم، به خاطر خودم نگفتم و از طرف همه همکارانم صحبت کردم. امیدوارم این صحبت ها به گوش کسانی که باید برسد و تاثیر گذار باشد.

نوشته هیچ گوش شنوایی برای مشکلات بازیگران وجود ندارد! اولین بار در بانی‌فیلم پدیدار شد.

  • تاریخ : ۲۹ام تیر ۱۳۹۷
  • موضوع : دسته‌بندی نشده
  • بازدید : 0 views

گروه تلویزیون – زینب علیپور: مرجانه گلچین از آن دست بازیگرانی است که هم توانسته در کارهای کمدی و طنز مورد توجه قرار بگیرد و هم در قالب نقش های جدی. گرچه این اواخر به جز سریال «نفس گرم» اغلب حضورش را در مجموعه های طنز دیده ایم. با این وجود به دلیل توانایی که در این حرفه دارد، همواره سعی کرده تا از کارهای تکراری دوری کند که البته این خصیصه هنرمندان تئاتری است که قابلیت اجرای یک نوع کار را با بازی متفاوت دارند. با این وجود او نیز مانند هنرمندان حرفه ای این عرصه از شرایط حاکم بر بازیگری گله مند است. به خصوص از باند بازی و دسته بندی ها و عدم مدیریت هنری و فرهنگی. وی در گفت و گو با بانی فیلم به نکات مهمی اشاره کرد که در ادامه می خوانید:

 گویا این روزها مشغول بازی در سریال «آسمان هوای بارانی دارد» به کارگردانی شهرام شاه حسینی هستید؟
– بله البته مدتی است بازی من در این سریال تمام شده است که فکر می کنم قرار است از شبکه یک پخش شود.
 درباره نقشی که در این سریال بازی کردید هم تا جایی که امکان دارد، توضیح می دهید؟
– به همین اندازه برایتان بگویم که نقش بسیار متفاوتی است. من بعد از اینکه پشت سر هم چند کار کمدی انجام دادم که البته در دهه ۶۰ در کارهای جدی حضور داشتم، اما در سال های اخیر بیشتر طنز کار کرده بودم، ترجیح دادم تا یک فاصله کوتاهی با کارهای طنز داشته باشم و یکی دو کار جدی هم انجام بدهم.
 یعنی پیشنهاد طنز داشته باشید، فعلا نمی پذیرید؟
– نه منظورم این است که یکی دو کار طنز بازی کنم و بعد یک کار جدی هم داشته باشم. بنابراین بعد از سریال «نفس گرم» که یک نقش کاملا جدی در آن سریال بازی کردم و تجربه بسیار خوبی هم بود، بازی در «آسمان هوای بارانی دارد» را بازی کردم که اتفاقا حال و هوای بسیار متفاوتی از «نفس گرم» دارد و نقش کاملا جدی است. ضمن اینکه هم کست را خیلی دوست داشتم و هم کار کردن با آقای شاه حسینی تجربه تازه و خوبی برای من بود. امیدوارم همانطور که ما به عنوان بازگران این کار از سوژه و فیلمنامه خوشمان آمد و دوست داشتیم، هنگام پخش هم مردم دوست داشته باشند و خروجی خوبی این سریال داشته باشد تا ما سربلند باشیم.
 البته در کنار این سریال که گفتید نقش بسیار جدی و متفاوتی دارید، سریال «آرماندو» را هم که یک کار کمدی است، در نوبت پخش دارید که فکر می کنم برای شما اتفاق خوبی است که دو کار و دو نقش متفاوتی که بازی کردید، همزمان و یا با فاصله کوتاهی روی آنتن بروند؟
– بله خوشبختانه و امیدوارم که هر دو کار خروجی خوبی داشته باشند. «آرماند» هم برایم کار جالب و جذابی بود. چون درباره اتفاقاتی است که پیرامون هنرورها رخ می دهد و گمان می کنم که برای مخاطبان جذاب باشد. البته حال و هوای این کار با کارهای طنزی که انجام دادم هم متفاوت است. چون این کار زندگی ای را در خودش دارد که در واقع بین فضای فانتزی و رئال کار شده است.
 و درباره نقشی هم که در این سریال ایفا کردید می گویید؟
– بله من نقش یک هنرور سینما را دارم که درگیر مسائل و مشکلات این طبقه از هنروران می شود که همیشه آمال و آرزوهای زیادی دارد. اما معمولا به آن توجه نمی شود. البته در اثر این بی توجهی یک سری مشکلات و معضلات هم برایش پدید می آید. فکر می کنم این سریال هم قرار است از شبکه سه پخش شود. یک سریال هم با سعید آقاخانی کار کردم به نام «شب عید» که مینی سریال است و قرار بود تیرماه پخش شود که من در یکی از اپیزودهای این کار بازی کرده ام.
 بسیاری از بازیگران هم نسل شما و به خصوص خانم های هنرمند گله مند هستند که برخلاف سینما و تلویزیون آمریکا و اروپا که معمولا برای بازیگران میانسال نقش های جذابی نوشته می شود و معمولا محوریت داستان هستند، اما در سینما و تلویزیون ما این اتفاق نمی افتد و معمولا بازیگران میانسال در حاشیه قرار دارند. نظر شما در این باره چیست؟
– من در مورد خودم می توانم بگویم که هیچ وقت این اتفاق نیفتاده است و من در این چند سال نقش های محوری را بازی کرده ام و به غیر از چنین نقش هایی کار نکرده ام. البته نه به لحاظ اینکه به نقش طولی نگاه کنم. کیفیت و میزان تاثیرگذاری نقش در کار برایم همواره مهم بوده است. اما گله ما از این است که بچه هایی که در تلویزیون کار می کنند، این است که با وجود اینکه عده ای از انها هم وارد سینما شده و توانسه اند موفق هم باشند، دسته بندی هایی انجام می دهند و مرزی بین بازیگران سینما و تلویزیون قرار می دهند. البته این تعبیر محترمانه اش است. البته غرض ورزانه ترش را بخواهیم نگاه کنیم، خیلی به صورت تیمی کار می کنند. آن هم به شکلی که کسی نمی تواند به این تیم راه پیدا کند! البته من مثالی را درباره خودم می زنم که در این چند سالی که کار می کنم، همیشه در جشن ها و جشنواره هایی که برای مخاطبان گرفته شده است، من رتبه بالایی از مخاطبان گرفته ام. بنابراین من به عنوان بازیگری که می توانم مخاطب را جذب تلویزیون کنم، چرا نباید در سینما کار کنم.
 یعنی پیشنهاد سینمایی ندارید؟!
– اگر هم می شود، آنقدر چنگی به دل نمی زند که بتوانم قبول کنم. بنابراین به هیچ عنوان در سینما کار نمی کنم، چون پیشنهاد خوبی ندارم و متاسفم این را می گویم که باعث گله گذاری اغلب دوستان ما شده که یک فضای نا عادلانه ای را به وجود آورده اند.
 اتفاقا این مسئله باعث از دست دادن مخاطب هم می شود.
– بله یک تعداد بازیگر که مدام از این کار به آن کار می روند، باعث دلزدگی مخاطب هم می شود. چون برای رعایت کردن رنگ و لعاب و هارمونی باید تنوع شخصیت و بازیگر هم در کارها داشته باشی. آن هم بازیگرانی که سالهاست در این حرفه فعالیت می کنند. البته اصلا این مطلب را درباره خودم عرض نمی کنم. این حرف همه بازیگرانی است که سالهاست در سینما و تلویزیون و تئاتر فعالیت می کنند. سریال ها و فیلم ها آنقدر شبیه به هم هستند و شخصیت ها هم شبیه به هم و یا تکراری هستند که من دلم نمی خواهد سینما بروم.
 فکر می کنید این مسائلی که عنوان کردید، فقط به عدم مدیریت درست فرهنگی ما برمی گردد و یا سلیقه دوستان تهیه کننده و کارگردان که برخی از آنها در این زمینه کم لطفی می کنند؟
– پاسخ شما را باید اینگونه بدهم که یک فضای من بمیرم تو بمیری بین دوستان بازیگر ما وجود دارد که دارند با این شیوه کار را پیش می برند. یعنی می گویند این سفره ای که پهن شده، اجازه بدهیم همین افرادی که هستند، حضور داشته باشند و مهمان غریبه ای را دعوت نکنیم! یعنی برخوردشان با ما مثل یک مهمان غریبه است که اصلا نگاه درستی نیست. انگار که ما متعلق به این سینما و تلویزیون نیستیم! اتفاقا نکته جالب این است زمانی که من کار می کردم، خیلی از دوستانی که الان هستند، آن زمان وجود نداشتند. اما متاسفانه فضایی را به وجود آورده اند که اصلا اجازه ورود به ما را در این حیطه نمی دهند. البته من باز هم جزو خوش شانس ها هستم که سالی یک سریال را بازی می کنم. اما دوستانی هستند که به لحاظ معیشتی دچار مشکلاتی هستند! از این رو باید گفت مدیران هم قطعا در جریان این امور هستند و دوست دارند فقط همین تعداد کار کنند!
 این شرایطی که بیان کردید، مختص سینماست و یا تلویزیون هم به این سمت و سو رفته است؟
– همین تیمی که در سینما کار می کنند، به طور چرخشی به تلویزیون می روند و کار می کنند و از آنجا هم تئاتر می روند! آن هم با دستمزدهای کلان که باعث مس شود بازیگر بنده خدایی که با دستمزد ناچیز هم تئاتر کار می کرد، همان هم نصیبش نشود.
 با این حساب این معضل به تئاتر هم ورود کرده است!
– بله متاسفانه در تئاتر های خیلی گردن کلفت هم همین افراد بازی می کنند! من اصلا در لفافه صحبت نمی کنم. چرا آقا و یا خانم بازیگر سینما که با دستمزدهای کلان کار می کنند، تئاتر هم کار می کند؟
 خب البته شاید به این دلیل است که بازی روی صحنه تئاتر برای برخی بازیگران سینما به نوعی ژست فرهنگی است و با این کار به دنبال اعتبار بخشیدن به کار خود هستند!
– البته چند نفری که شاید به تعداد انگشتان یک دست هم نرسد، توانایی اجرای تئاتر را دارند. اما برای برخی واقعا کار مشکلی است. چون نه بیان و فیزیک درستی برای تئاتر دارند و نه از توانایی برای بازی روی صحنه برخوردارند. چون بازیگری تئاتر جای شوخی نیست و مجالی برای آزمون و خطا ندارد. در سینما و تلویزیون شاید بتوانند موفق باشند، اما در تئاتر و زمانی که روی صحنه هستی، فقط داشته هایت به کمکت می آید. در واقع باید بازیگر به معنی واقعی باشی تا بتوانی روی صحنه و مقابل صدها چشم که نگاهت می کنند، بازی کنی. اما متاسفانه همین گروه بندی هایی که عرض کردم، با همان تیم از سینما به تلویزیون و تئاتر هم می روند و جالب تر اینکه این افراد خودشان را آدم های خیری هم معرفی می کنند! در صورتی که باعث می شوند کسب و کار دوستان و همکارانشان به این شکل دربیاید و باعث شود که عده ای خانه نشین شوند و یا در امرار معاش روزانه شان در بمانند!
 اتفاقا صحبت هایی را که بیان کردید، درد دل اغلب هنرمندان حرفه ای است که شرایط موجود با آنها ناسازگار است.
– بله من شنیدم که دوستان بازیگر خانم می گویند برویم مترو دستفروشی کنیم و یا آقایان بازیگر می گویند راننده آژانس شویم! اما هیچ گوش شنوایی وجود ندارد. من در برنامه های تلویزیونی که دعوت می شوم و در مصاحبه هایم این نکات را بیان کرده ام، اما هیچ گوش شنوایی به درد دل بازیگران گوش نمی دهد و جالب تر اینکه هیچ عکس العملی هم نشان نمی دهند. پس یعنی می خواهند که شرایط بدین گونه باشد! این واقعا ناعادلانه است.
 بله شنیده ام که هیچ نهاد و سازمانی هم پاسخگو نیست!
– بله. من برای چه باید حق عضویت خانه سینمایی را بدهم که از حقوق اجتماعی من دفاع نمی کند! حتی هنگام برگزاری جشنواره فجر بدترین سانس ها را در اختیار ما قرار می دهند و به ما بی احترامی می کنند! من اگر این مسائل را عنوان کردم، به خاطر خودم نگفتم و از طرف همه همکارانم صحبت کردم. امیدوارم این صحبت ها به گوش کسانی که باید برسد و تاثیر گذار باشد.

نوشته هیچ گوش شنوایی برای مشکلات بازیگران وجود ندارد! اولین بار در بانی‌فیلم پدیدار شد.

  • تاریخ : ۲۹ام تیر ۱۳۹۷
  • موضوع : دسته‌بندی نشده
  • بازدید : 0 views

بانی فیلم-گروه سینمای ایران: در شماره های گذشته سلسله گزارشهای بانی فیلم با محوریت رانت خواری در سینما و رشد خزنده سرمایه هایی که از مسیر پولشویی وارد این حوزه می شوند، تلاش کردیم از خلال صحبت با سینماگران به درک نسبتا دقیق از شرایط حاضر برسیم.
همان طور که در کنار مافیای خزنده اکران سینمای ایران مدتهاست با آسیب پولشویی و ورود سرمایه های هنگفت مواجه شده است. سینما از منظر این دلالان سینماگرنما که همزمان تهیه کننده، پخش کننده و سینمادار هستند، محلی شده برای جذب پولهای کلان و توزیع آن در دایره بسته ای متشکل از چند نفر خودی. این خودی ها به یُمن این پول بادآورده، دستمزدهای نجومی می گیرند و به مرور قیمت خود را به طرز کاذبی بالا می برند. نتیجه اما چندان امیدوار کننده نیست؛ فیلم گیشه خوبی ندارد و بازیگران اتفاقا در همین فیلم ها بدترین بازی های خود را ارائه داده اند و کارگردان یک تنه هر چه اعتبار داشته به باد فنا داده است.
این دست ابهامات بویژه در شبکه نمایش خانگی دیده شده که در مواردی به پیگیری های قضایی انجامید. در سینما اما هنوز روند پرداخت دستمزدهای کلان بدون ضابطه مندی خاصی جریان دارد و رانتخواری پشت ویترین فرهنگی گویا تازه جان گرفته است.
جریانی که از سوی مدیران سینمایی به هیچ وجه مورد توجه قرار نگرفته و به نظر می رسد در سکوت مشغول ضبط و ربط برنامه های آتی خود برای تسلط کامل بر اداره سینماست.
استمرار توجه نکردن به آسیب هایی که روند بی ضابطه بودن بر پیکره سینمای ایران وارد می سازد شائبه مهیا بودن شرایط تولید و اکران سینمای ایران را برای حضور رانتخواران حرفه ای قوت می بخشد.
بانی فیلم تلاش دارد در سلسله گزارشهایی به افشای پنهانکاری ها و دست درازی های این جریان تمامیت خواه بر سینمای ایران بپردازد.
ضمن اینکه از عوامل سینما می خواهیم ما را با کلام و نوشته هایشان در این باره یاری دهند و به موشکافی زوایای پنهان این مسئله بپردازند، امید دارریم تا گوش بسته مدیران ومتولیان سینمای ایران نیز به این مهم باز شود.
***
علی ژکان:
سینمای اکران محور، به دنبال ستاره سازی پوشالی است

علی ژکان اعتقاد دارد: اساساً سینمایی که محوریتش صرفا متمرکز بر اکران می شود و نگاهش خرید و فروش هست، ستاره سازی و ستاره پروری پوچ و پوشالی هم جزو ملزومات آن نوع سینما محسوب خواهد شد.
کارگردان «مادیان» درباره اینکه چه نقاط ضعف و خلاهایی در صنعت و تولید سینمای ایران وجود دارد که اجازه به وجود آمدن و رشد را به رانت خواران می دهد، به بانی فیلم گفت: فکر می کنم این روزها چیزی به نام مافیای اکران مطرح هست. جریانی خارج از پروسه تولید که در پی اهداف خاص خودش در سینما می گردد. در واقع بیشتر به اصطلاح تلقی های سیاسی و اقتصادی دارد و آنها را روی سر کلیت سینمای ایران از تولید تا اکران خراب می کند. البته این دلیل نمی شود بگوییم تولید مشکل دارد و در نتیجه مافیای اکران به وجود آمده است. به هر حال اکران نیازمند تولید است، ولی دلایل دیگری منجر به خلق مافیای اکران شده است. به هر حال در اکران امروز برخی صاحبان سالن در جایگاه سینمادار و پخش کننده هم هستند و اگر بخواهند به سمت تولید می روند و شاید به سمت تولید هم نروند، ولی در هر حال ممنوعیت قانونی برایشان وجود ندارد. اینها اگر تولید داخلی انجام می دهند، حتی اگر تخلف کنند و جلویشان بایستیم و صحبت از مافیای اکران کنیم، می بینیم از در دیگری وارد می شوند و سودای اکران فیلم خارجی را دارند.
او ادامه داد: در واقع در سالهای ۵۵-۵۶ شاهد قدرت گیری سینماداران و پخش کنندگان بودیم که به وارد کردن فیلم های خارجی منجر شد و تولید را در حداقل نگه داشتند. بنابراین من با کلیت این سوال شما مشکل دارم و اینکه ارتباط تنگاتنگ بین تولید و اکران موجب ایجاد مافیا شده را نمی پذیرم.
کارگردان «سایه به سایه» درباره اینکه بعضی از فیلمسازان و تهیه کنندگان از کجا بودجه های کلان خرج سینما می کنند و از این راه به سینما ضربه می زنند، افزود: این برمی گردد به همان نیازهای مافیای اکران برای تولیدی که مورد نظرش است. این مطالبه تحت عنوان سینمای تجاری و سینمای بفروش شروع به حرکت کرده است و برای این کار هم از بازیگران معروف استفاده و پولهای کلان پرداخت می کنند تا آنان را جذب فیلم های خودشان کنند. اساساً سینمایی که محوریتش صرفا متمرکز بر اکران می شود و نگاهش خرید و فروش هست، ستاره سازی و ستاره پروری پوچ و پوشالی هم جزو ملزومات آن نوع سینما محسوب خواهد شد. البنه این فقط هم مختص به سینمای ایران نیست. این پولهای کلان از دل تولیدات ما نمی آید، پولی است که از بیرون می آید و منابع اش از جاهای نامعلوم دیگری تامین می شود. شایعات بسیاری وجود دارد که منابع این پولها از ناحیه پولشویی یا وابستگی به نهادهای نظامی و سیاسی تامین می شود. به هر حال این پول های بادآورده ای که می آید، اشخاصی که پیشینه یا شناسنامه ای در حوزه سینما ندارند، با پول وارد این کار می شوند و بعد از مدتی شناسنامه و هویت صنفی و حرفه ای برای خود دست و پا می کنند.
کارگردان «اولین امضا برای رعنا» در پایان خاطرنشان کرد: عوارض و عواقب این پولها، دامن تولیدات واقعی و تهیه کنندگان غیروابسته را می گیرد؛ یعنی کسانی که می خواهند فیلم سالم بسازند و دنبال طرح موضوع و فکر و اندیشه هستند در این شرایط محکوم به شکست هستند، چون عوامل تجاری عنان اختیار را دست می گیرند و جریان به گونه ای پیش می رود که کارهای مستقل به به شکست بینجامند و نتوانند به اکران و نمایش درآیند. در نتیجه طوری چیدمان می شود که سینمای غیر وابسته شکست بخورد و این مسئله هم کاملاً حساب شده و با طرح و توطئه ای از قبل تعیین شده، اتفاق می افتد. این افزایش هزینه ها، تورم ، بالا رفتن قیمت دلار و ارز، همه و همه دستمزدها را بالا می برد. در این میان افرادی که با پول های میلیاردی به سینمای ایران ورود پیدا و فیلم تولید می کنند، اجازه نمی دهند این نوع سینمایی که با ظرفیت های طبیعی متولد شده، رشد پیدا کند و در نتیجه با شکست مواجه می شود. طبعاً این نوع سینما تحت عنوان مافیای اکران باید شناخته شود که متولیانش متاسفانه این روزها میدان دار سینما شده اند. این اتفاقات قبلاً هم افتاده است و یکی از دستاوردهای انقلاب ۵۷ در واقع این بود که تخلف در سینما را از بین برد، چون تولید به حداقل رسید و اغلب هم محصول داخلی بود. در دهه ۶۰ تلاش شد تولیدات داخلی راه بیفتد. بیشترین کسی که باید متوجه این جریانات باشد، مدیریت دولتی و مدیریت سینمایی است که باید مراقبت کند. بعضی از آقایان پشت میزهای مدیریت نشسته اند و گویا کمتر از دستاوردهای انقلابی که به دست آمده، حفاظت می کنند. ما تولیدکنندگانی هستیم که با مشقت و زحمات زیادی فیلم تولید می کنیم و تولیدات مان هم به اکران در نمی آید. شاهد مثال بنده حقیر؛ دو سال است که فیلم تولید کرده ام و چون بازیگر ستاره ندارم یا نخواستم فاکتورهای رایج برای فیلم های پرفروش را رعایت کنم، فیلم ام اکران نمی شود. امثال من هم متاسفانه زیاد است.
***
علی رویین تن:
مافیایی که در اکران سینمای ایران وجود دارد، مافیای خاله بازی است!

علی رویین تن معتقد است: یک سری از آدمها در سینما بیخودی بزرگ می شوند و برای خودشان جایی دست و پا می کنند.
کارگردان «دلشکسته» درباره اینکه چه راهکاری برای مقابله با عوامل یا نقاط ضعف در صنعت و تولید سینمای ایران وجود دارد که اجازه به وجود آمدن و رشد رانت خواران را می دهد، به بانی فیلم گفت: سینمای ایران مافیایش خاله بازی است! یک سری از آدمها بیخودی بزرگ می شوند و برای خودشان جایی دست و پا می کنند. آدمی که سینما و پول دارد، کاری ندارد بقیه جه وضعی دارند و سعی می کند با مسوولان سینمایی زد و بند کند. کسانی هم در بدنه سینما و مدیریت سینمایی هستند که به نفع آنان کار می کنند و هیچ اتفاقی هم علیه شان نمی افتد. الان نه تنها اکران سینمای ایران به مافیا رسیده، بلکه تولید سینمای ایران هم نصیب مافیا شده است. اگر به همین شکل ادامه پیدا کند سینمای ایران، سینمای مضمحلی خواهد بود. منتها پرداختن به سینمای اندیشه با توجه به بار مالی و عدم بازگشتسرمایه اش به دوش ارگان دولتی یا حکومتی می افتدکه پول دارند. در مقابل مافیای اکران همان تولیدات سخیف و زرد را ارائه می دهند. متأسفانه سینمای ایران به همین شکل ادامه پیدا می کند.
کارگردان فیلم به محاق رفته «زمهریر» درباره اینکه بعضی از فیلمسازان و تهیه کنندگان از کجا بودجه های کلان می آورند و از این راه با حتم بخشیهای بیجا به سینما ضربه می زنند، افزود: نگاه به سینما از دیدگاه اقتصادی و پولی خوب است و خیلی مسئله مهمی باید تلقی شود. البته تئاترمان هم آرام آرام به همین سمت می آید و هنر اندیشمندمان شکل عوض کرده است. مشکل اصلی اما آنجاست که احساس می کنم آنهایی که پول می آورند، دنبال این هستند تا این پولها را بگذارند و دو برابر برداشت کنند. کسی که می خواهد فیلم موفق بسازد، طبعا فیلم هایش شبیه فیلم های دیگر نیست. در مقابل نگاه دلالی و کاسبکاری به سینما موجب می شود برخی فقط سرمایه شان را جایی ببرند که قبلاً مشابه شکل آن را دیده باشند. شما ببینید چند سال است یک بازیگر حسابی در سینمای ایران کشف نشده ! اصلاً طی این چند سال شده یک بازیگر از همان تولیدات ارگانهای دولتی و حکومتی پدید آمده باشد؟!
تهیه‌کننده فیلم «قلب سفید قاصدک‌ها» افزود: نیمه دهه ۵۰ فردین در ۴۰-۵۰ سالگی و فروزان در سن ۴۰ سالگی هنوز جوان اول سینمای ایران بودند. اگر کسی فیلمی بسازد که به بازیگر دختر ۲۲-۲۳ نیاز باشد،واقعااین بازیگر را باید از کجا بیاورد؟! یک مدت فیلم هایمان تین ایجری شده بو،د اما الان فیلم هایمان تین ایجری نیست. همه فیلم هایمان پر از آدمهای میانسال و یا کمدی های تکراری هستند. وقتی این فیلم های کمدی را می بینید، احساس می کنید از روی دست یکدیگر کپی می کنند.در عین حال باید بگویم مافیایی هم که در اکران سینمای ایران وجود دارد، مافیای خاله بازی است!
***
اصغر نعیمی:
رانت خواری نتیجه محتوم سینمای دولتی است

اصغر نعیمی معتقد است: خیلی از این سرمایه گذاری هایی که در سینما می شود، یا هدفمند نیست یا اهدافی را دنبال می کند که با ذات سینما و ضرورت های آن در تعارض است.
کارگردان «سایه های موازی» درباره اینکه چه راهکاری برای مقابله با عوامل یا نقاط ضعف در صنعت و تولید سینمای ایران وجود دارد که اجازه به وجود آمدن و رشد رانت خواران را می دهد، به بانی فیلم گفت: اولین بحثی که در واقع به رشد رانت خواری در سینمای ایران، چه در بحث تولید و چه در بحث اکران کمک و آنرا تقویت کرده، یک نوع روحیه عمومی در میان مدیران فرهنگی کشور است. روحیه ای که متأسفانه از سالهای ابتدایی انقلاب به وجود آمد و هنرمندان را به دو دسته خودی و غیرخودی تقسیم کرد.در واقع مدیران فرهنگی صاحب این ایده بودند که چون در کار فرهنگی اعتقادات و باورهای خاصی داریم، ناگزیر باید از نیروهایی استفاده کنیم که نزدیک به دیدگاه خودمان باشند و بودجه و امکانات را در اختیار آنها قرار دهیم. متاسفانه این نگاه ایدئولوژیک به مقوله هنر و در ادامه آن تقسیم کردن هنرمندان به دو جریان خودی و غیرخودی، ارزشی و غیرارزشی زمینه ساز ایجاد رانت شد. از همان سالهای اول انقلاب ما مواجه شدیم با انبوه افرادی که به دلیل اینکه خودی قلمداد نمی شدند کنار گذاشته و حذف می شدند و یا حمایت نمی شدند. از آن طرف هم مواجه بودیم با افرادی که صرفاً به دلیل اینکه دیدگاه های مشترکی با مدیران و مسئولان داشتند و مورد اعتماد آن ها بودند، حتی اگر تخصص و توانایی چندانی نداشتند حمایت می شدند و برایشان فرصت های ویژه به وجود می آمد. این ریشه و علت پیدایش پدیده رانت خواری بود. از سوی دیگر سینمای ایران در سال های بعد از انقلاب به شکلی خیلی حادی عمیقا وابسته به بودجه های دولتی و پول نفت شد و دولت عملاً اختیار و کنترل تولید و پخش را از طریق سرمایه هایی که در اختیار داشت برعهده گرفت. در واقع دولت، هم برای تولید هزینه می کرد و هم مکانیزم هایی داشت که مرحله اکران و پخش را در یَد قدرت خودش داشته باشد. خود این پروسه هم آرام آرام سینمای دولتی را به وجود آورد و با توجه به نکاتی که در توضیح سیاست تفکیک هنرمندان گفتم، در نهایت به ظهور و قوت گرفتن رانت ختم شد. کارگردان فیلم در نوبت اکران «هایلایت» ادامه داد:کسانی توانستند از این بودجه ها و امکانات دولتی به طور خاص استفاده کنند و با حمایت های ویژه، در رقابتی نابرابر رشد کنند. ما تعداد زیادی سالن سینما در سال های قبل از انقلاب داشتیم که در اختیار بخش خصوصی بود، ولی بعد از انقلاب این سینماها مصادره شدند و در اختیار نهادهای دولتی قرار گرفتند. خود این مساله به نوعی ایجاد رانت برای گروهی خاص کرد و بدل به فرصتی برای ویژه خواران در امر اکران شد. از آن طرف هم نهادها و مراکز دولتی از طریق بودجه هایی که در اختیار داشتند، افرادی خاص را ساپورت می کردند که بتوانند فیلم تولید کنند. حاصل این روند شرایطی است که امروز به آن رسیده ایم. یعنی در بخش تولید تقریباً می توان گفت بخش خصوصی وجود ندارد، کاملاً از نفس افتاده و مکانیزم اکران هم دست دولت یا مراکز و نهادهای شبه دولتی است، جمیع این موارد ایجاد رانت می کند.
نعیمی ادامه داد: بسیاری از فیلمسازان و تهیه کنندگان به ظاهر مطرح ما عملا کارگزار و مجری نهادها و مراکز دولتی هستند و در غیاب این حمایت ها امکان حیات حرفه ای ندارند و حذف می شوند.در تیتراژها اگر دقت کنید، بخوبی افشا می کند و نشان می دهد که اینها پول از کجا دریافت می کنند؛ از سازمان سینمایی و بنیاد فارابی، حوزه هنری، وزارت اطلاعات، موسسه اوج و… . در شرایطی که ما وجود داریم، منابع دولتی که پول به فیلمسازان می دهد، الی ماشاا… است یعنی تقریباً تمام نهادها حتی نهادهایی که شرح وظیفه هنری ندارند، به نوعی براساس ارتباطاتی که دارند و روابطی که فیلمسازان خودی با آنها برقرار می کنند، بودجه بدون حساب و کتاب را وارد عرصه فیلمسازی کرده اند. نتیجه این می شود که با چنین آشفته بازاری مواجه می شویم. امروز خیلی از این سرمایه گذاری ها در سینما می شود یا هدفمند نیست یا اهدافی را دنبال می کند که با ذات واقعی سینما در تعارض است. به همین خاطر ما به چنین اغتشاشاتی برمی خوریم.
کارگردان «بی وفا» درباره اینکه چقدر با این مسائل درگیر بوده است، افزود: من هیچ وقت تأمین سرمایه و شکل تولید فیلم هایم هیچ نسبتی با مراکز و نهادهای دولتی نداشته است. اگر دقت کنید در این لیستی هم که از چهار نهاد دولتی، مرکز گسترش، بنیاد سینمایی فارابی، رسانه های تصویری و حوزه های هنری منتشر شده، در این سالها من بابت هیچکدام از فیلم هایم حمایتی دریافت نکرده ام و تا امروز تمام فیلم هایم – هر چند به دشواری و با سختی و مرارت- به شکل مستقل و با سرمایه بخش خصوصی تولید شده اند.
نویسنده فیلم های «مستانه» و «خصوصی» در پایان اظهار داشت: متاسفانه هر کسی در نهادهای مسئول و سازمان سینمایی آمده همین روند را ادامه داده است. فقط آنهایی که از نظر خودشان شایستگی داشته و خودی بوده اند را صدا کرده و بودجه را در اختیارشان گذاشته اند. کاری نکرده اند جز اینکه همین روند نادرست را ادامه داده و اوضاع را بد و بدتر کنند. در کل هر مسئولی در هر دولتی آمده، همین روند را ادامه داده و حتی می شود گفت سال به سال بدتر و بدتر هم شده است. البته باید به این نکته اشاره کنم تنها در یک دوره مدیری سرکار آمد که در حد توان و بضاعتش تلاش می کرد به نوعی در برابر این روند مقاومت و جریان بخش خصوصی را تقویت کند که مرحوم سیف اله داد بود. آن مرحوم هم به محض اینکه شروع کرد به مواجهه با این معضل و پاسخ مثبت ندادن به خواسته های شاه نشین های سینما، مورد هجمه و انتقادات و حملات شدیدی قرار گرفت و اتهامات سنگینی به او زدند. تنها مدیری که در تمام این ۴۰ سال بعد از انقلاب در این باره خواست حرکات مثبتی را کند، همان مرحوم سیف اله داد بود.
***
اصغر یوسفی نژاد:
دست به دست هم داده سینمای ایران را به این حال و روز در آورده ایم!

اصغر یوسفی نژاد اعتقاد دارد: تمام جریانات منجر به فاصله گرفتن سینما از فرهنگ شده اند و سیاستگذاران مان فقط در ظاهر سنگ فرهنگ را به سینه می زنند.
کارگردان «اوِ (خانه)» درباره اینکه چه راهکاری برای مقابله با عوامل یا نقاط ضعفی در صنعت و تولید سینمای ایران وجود دارد که اجازه به وجود آمدن و رشد رانت خواران را می دهد، به بانی فیلم گفت: در جریان هستید که فیلم من در جریان اصلی اکران نبود و در گروه هنر و تجربه اکران شد. خب به نظرم شرایط با تمام کم و کاست و امتیازاتش برای همه فیلمسازان در این گروه یکسان بوده و بحث رانت خواری و این مسائل در هنر و تجربه وجود ندارد و آنرا تجربه نکرده ام. اما در سینمای ایران در این باره یک سری حرف ها را می شنوم. بر اساس آنچه می دانم اگر رانتی وجود داشته باشد بیشتر به همسان بودن عرضه و تقاضا برمی گردد، یعنی ما فیلم تولید می کنیم، هزینه برای فیلم هایمان می گذاریم و طبیعتاً برای ادامه کارمان دوست داریم که بازخورد مالی داشته باشد و بتوانیم فعالیت سینمایی مان را ادامه بدهیم، ولی عرضه فیلم ما مناسب نیست طبیعتاً این روند، ناسالم می شود و این عدم سلامت به وجود می آید. هر کسی تلاش می کند که از معدود فرصتی که برای عرضه و نمایش هست به نفع فیلم خودش استفاده کند. فکر نمی کنم روحیه افراد باشد که رانت را به وجود می آورد. این در واقع حاصل یک جریان سیستماتیک است.
او ادامه داد: احساس می کنم بین اینکه ما عرضه زیادی داریم یعنی تعداد فیلمهای تولیدی مان بیش از اندازه است و در مقابل سالن های نمایش و امکانات نمایش کم داریم، همین مشکل ساز می شود. از یک طرف دلایل دیگریهم مطرح است. منابع تصویری و جنب ههای سرگرمی برای تماشاگران زیاد است، بنابراین آنطور که باید و شاید در سالن ها حضور پیدا نمی کنند و این هم خود یک مسئله و معضل است. برای منی که کار بعدی ام را انجام می دهم خب بحث نمایش و شرایط اکران فیلم هم یکی از نگرانی های اساسی هست. آنقدری که برای مسائل و حاشیه های نمایش فیلم نگران هستم، برای نمایش نگران نیستم. اینکه آیا فرصتی برای عرضه فیلمی که می سازیم، خواهیم داشت یا خیر؟!
این کارگردان سینما درباره اینکه بعضی از فیلمسازان و تهیه کنندگان از کجا بودجه های کلان می آورند و از این راه به سینما ضربه می زنند، افزود: دو موضوع را در این بحث دخیل می دانم؛ یکی بحث پولهای دولتی است که توسط افراد خاص وارد سینما شده که اینها دستشان باز است و از عوامل درجه یک استفاده می کنند و کارهای پرخرج ارائه می دهند. هر چند شاید فیلم هایشان فروش چندانی نداشته باشد، ولی چون بازگشت سرمایه برایشان دغدغه نیست. معمولاً این فیلم ها ساخته می شوند و عرض اندامی هم می کنند و به سرعت هم پرونده هایشان بسته می شود. اخیراً روندی که به وجود آمده، تب به اصطلاح فیلم های کمدی و طنزاست که بشدت پا گرفته اند. نه همه اینها، اما غالباً آثار فاخری نیستند،ولی از بازخورد مالی خوبی برخوردارند. این دسته فیلمها برای اینکه بتوانند به حیات خود ادامه دهند، از افرادی استفاده می کنند که برای مردم جذاب اند. مخصوصاً چهره های کمدی که سهم عمده ای در فروش دارند و بنابراین تقاضای مالی بالایی ه ممطرح می کنند و توازن دستمزدها و همه چیزهای دیگر را به هم زده اند.
یوسفی نژاد درباره اینکه نهادهای مسئول و سازمان سینمایی برای رفع این مشکل چه کار کرده اند، اظهار داشت: یکی از ضلع های این ماجرا سازمان سینمایی است. سازمان سینمایی کننده کار نیست، اما یک سری مجوزهایی را بر اساس اولویت هایش تشخیص می دهد باید صادر می کند و به نوعی صرفا از دور بر این ماجراها نظاره گرند. این مسئولان طبیعتاً متأثر از بازار هستند و بیلان کاری برایشان خیلی مهم است. اینکه سینما رونق داشته باشد و سالن های سینما از گردش مالی خوبی برخوردار باشند و به نوعی این صنعت سر پا بماند. این چرخه معیوب است که موجب می شود آنها باید و شایدِ وظیفه شان را در قبال جریان فرهنگی سینما انتظار انجام ندهند و نمی توانند حمایت زیادی کنند، چون فیلمسازها اکثریت شان نه دنبال جریان فرهنگی اند و نه تماشاگر از این نوع آثار اقبال می کند. به نظرم همه دست به دست هم داده ایم سینمای ایران را به این حال و روز در آورده ایم و به قول معروف می گویند؛ همه چیزمان به این شرایط می آید!

نوشته مدیران در خواب، رانت خواران در طمع نان و آب! اولین بار در بانی‌فیلم پدیدار شد.

  • تاریخ : ۲۹ام تیر ۱۳۹۷
  • موضوع : دسته‌بندی نشده
  • بازدید : 0 views

بانی فیلم، گروه سینمای جهان – وصال روحانی: موفقیت فراوان اقتصادی قسمت دوم فیلم کارتونی «شگفت انگیزها» (یا «فوق العاده ها») نشان داده که اگر فیلمی خوب باشد و مردم نشانه های یک کار جذاب را در آن دیده باشند حتی پس از مدتی فراموشی می تواند از نو مطرح شود. توفیق «شگفت انگیزها۲» که فاصله زمانی اکران آن تا قسمت اول ۱۴ سال است، جدیدترین سند در زمینه صحت این ادعا است و یک بار دیگر نامدارانی مثل هالی هانتر، کریگ تی نلسون و ساموئل ال جکسون با صحبت به جای کاراکترهای اصلی این انیمیشن پرتحرک و جذاب توانسته اند پایه این موفقیت ها را بگذارند و هنر صداپیشه گی خود را وسیله این مهم قرار بدهند. در این میان هالی هانتر هنرپیشه زن پرتجربه آمریکایی و مقوله ایالت تگزاس این کشور مثل فیلم نخست به جای هلن پار (یا الاستی گرل) صحبت کرده و او از اعضای خانواده پار است که جملگی قهرمانانی کمیک بوکی هستند و هر دو فیلم پیرامون آنها حرکت می کند.
یک تحول میلیاردر
هانتر هنرپیشه ای معمولی نیست و بازی در فیلم های معروفی مثل «خبر پراکنی»، «بزرگ کردن آریزوها»، «۱۳»، «تصادف» و «شرکت» را در کارنامه اش دارد و تک اسکار عمرش را ۲۵ سال پیش بازی در «پیانو»، فیلم غیرمتعارف جین کمپیون نیوزیلندی بدست آورد و سال پیش در فیلم موفق «مریض بزرگ» هم جلب نظر کرد تا ثابت شود در پیری هم فردی قابل تکیه است. این بار هلن پار جلوتر از باب پار (با صدای کریگ تی نلسون) ابتکار عمل را در دست می گیرد و مقابل چشم های وی یک غول میلیاردر وسایل ارتباط جمعی به نام وینستون دیور (باب اودن کرک) تلاشی بزرگ را آغاز می کند تا خانواده پار را که سالها است کارهای اجتماعی قهرمانانه می کنند، صاحب مراحل و مراتب قانونی و نام و اوصاف شان را ثبت کند و در این راه از هلن پار (یا الاستی گرل) می خواهد دست به یک سری سفر در سطح کشور بزند و براساس آن دیدگاه عمومی را نسبت به این قهرمانان اجتماعی و منجی های مردم را که به سبب برخی مسائل متزلزل و منفی شده، ترمیم و بهتر و متعالی تر کند و این سبب می شود باب پار یعنی پدر خانواده همراه با فرزندانش در خانه بماند. این پایان ماجرا نیست و یک آدم بد تازه به نام اسکرین اسلیور سر برمی آورد و قصد محو کردن تمامی اعضای خانواده پار و حامیان آنها را دارد و به همین دلیل است که فیلم جدید «شگفت انگیزها» توانسته مثل ورسیون نخست مردم را به دنبال خود بکشاند و یکی از شش فیلم پرفروش سال جاری جهان باشد.
بعد از آن فترت طولانی
هالی هانتر که قسمت اول این کارتون اولین مرتبه صداپیشه گی وی را در یک انیمیشن موجب شد، در دل تابستان ۲۰۱۸ درباره دلایل موفقیت فیلم دوم می گوید: اینکه براد برد کارگردان فیلم اول به رغم ۱۴ سال دوری از این پروژه تصمیم به ساخت قسمت دوم گرفت و اکثر اعضای گروه تولید فیلم اول را از نو گرد آورد، از دلایل اصلی بود که من و سایرین را نیز جذب پروژه کرد و البته برای همه ما جالب بود که ببنیم بعد از آن فترت طولانی جایگاه شگفت انگیزها چیست و به کجا رسیده است. اینکه به صحنه یک پروژه موفق برگردید، همیشه احساس خوبی را به هنرمندان می دهد و مردم نیز با در ذهن داشتن خاطرات فیلم اول به سوی قسمت دوم می شتابند. در زمان ساخت فیلم اول من به سبب ناآشنایی با حرفه صداپیشه گی در فیلم های انیمیشنی با چیزهای تازه عجیبی مواجه شدم اما این بار قضیه فرق می کرد زیرا نه فقط صداپیشه گی بلکه زیرا ساختار این فیلم و اصل قضایا را می شناختم و فقط واریاسون ها و تغییراتی به فراخور شرایط روز روی فیلم انجام شد. در قسمت اول اصلاً نمی دانستیم چه مخلوقاتی از طریق تلاش ما پا به عرصه می گذارند اما این بار در مسیری آشنا و البته مفرح حرکت می کردیم.
در این میان کاراکتر الاستی گرل که در فیلم نخست نیز فردی پارز بود، در فیلم دوم براساس مسوولیت های محوله از آن هم شاخص تر شده است و از نظر هانتر که ۳۴ سال پیش در «خون ساده» اولین فیلم بلند برادران کوئن نیز شرکت داشت، وضعیت جدید این کاراکتر همانند این است که وی با گذشته خود رودررو شود و با نگاه به شرایط پیشین، تجلی شخصیت را به شفافیت تصویر یک آینه پیش روی خود حس و لمس کند.
مادر شکست ناپذیر
هانتر می افزاید: الاستی گرل با صدای من و بر پایه تصاویر کارتونی فیلم دختری بلند پرواز بود که یک نوع حس شکست ناپذیری در وجودش بود ولی حالا یک مادر شده و وظایف خانوادگی و اجتماعی اش چند برابر شده است. قصه هر دو فیلم به ما می گوید که باب پار سری آتشین و خلق و خوی تندی دارد ولی هلن پار آرامتر و فکورتر است و اوضاع را تحت تسلط خویش می گیرد.
برای هلن پار مایه افتخار است ک «دیور»ها به این نتیجه رسیده اند که باید او را به این سو و آن سو بفرستند زیرا او نه فقط ضررهای کمتری را موجب می شود بلکه قادر است نظرهای مثبت بیشتری را برانگیزد و تقویت جایگاه این قهرمانان کمیک بوکی را تحقق بخشد. او نماد و جلوه بلند پروازی های قهرمانانه این خانواده شگفت انگیز است. چیزی که کل این دو فیلم بر پایه آن بنا نهاده شده است.
منبع: Movie Line

نوشته «شگفت انگیزها۲» ؛حرکت در مسیری مفرح و آشنا اولین بار در بانی‌فیلم پدیدار شد.

  • تاریخ : ۲۹ام تیر ۱۳۹۷
  • موضوع : دسته‌بندی نشده
  • بازدید : 0 views

در حالی تاریخ اکران جدیدترین فیلم اصغر فرهادی در کشورها و فستیوال‌های خارجی به تازگی اعلام شده است که همچنان اظهار نظری رسمی درباره‌ی وضعیت اکران این فیلم در ایران مطرح نشده است.

به گزارش ایسنا، اصغر فرهادی خرداد ماه و در اولین نمایش فیلمش در جشنواره‌ی «کن» گفته بود:«همچنان اولویت من ساخت فیلم در ایران است و فیلم‌هایم را نیز تا جایی که بشود سعی می‌کنم در ایران نمایش دهم. درباره این فیلم هم نمی‌دانم چه اتفاقی می‌افتاد و فیلم دوباره تدوین می‌شود یا خیر. من کار خودم را می‌کنم و اگر امکان نمایش آن فراهم شود بسیار خوشحال می‌شوم. میل قلبی من نمایش فیلم در ایران است.»

این در حالی است که تاکنون از سوی مسوولان سینمایی وزارت ارشاد،اظهار نظر رسمی درباره‌ی وضعیت اکران این فیلم منتشر نشده است و خبرنگار ایسنا پیگیر وضعیت اکران فیلم «همه می‌دانند» در ایران از سوی مسوولان است.

فیلم «همه می‌دانند» به تازگی اعلام شده است که در ادامه اکران عمومی‌اش در کشورهای فرانسه ،بلژیک، سوئیس (بخش فرانسه زبان) در کشورهای آرژانتین، اسپانیا، آلمان و ایتالیا نیز تاریخ اکرانش قطعی شد.

طبق اعلام پخش کننده بین‌الملل این فیلم، «همه می دانند» از تاریخ ششم سپتامبر (۱۵ شهریور ماه) در آرژانتین، از چهاردهم سپتامبر (۲۳ شهریور ماه) در اسپانیا، از بیست و هفتم سپتامبر (۵ مهر ماه) در آلمان و از هشتم نوامبر (۱۷ آبان ماه) در ایتالیا نمایش عمومی‌اش را آغاز خواهد کرد.

‌همچنین تاریخ نمایش «همه می دانند» در چند ماه آینده در فستیوال ها، به این شرح است:

فستیوال فیلم سارایوو (۱۰ تا ۱۷ آگست همزمان با ۱۹ تا ۲۶ مرداد ماه)

فستیوال کپنهاگ پیکس (۲۷ سپتامبر تا ۱۰ اکتبر همزمان با ۵ تا ۱۸ مهر ماه)

– فیلم افتتاحیه فستیوال فیلم آنتالیا (۲۸ تا ۳۰ سپتامبر همزمان با ۶ تا ۸ مهر ماه)

فستیوال مورلیا در مکزیک (۲۰ تا ۲۸ اکتبر همزمان با ۲۸ مهر تا ۶ آبان ماه)

فستیوال فیلم استکهلم (۷ تا ۱۸ نوامبر همزمان با ۱۶ تا ۲۷ آبان ماه)

«همه می‌دانند» پیش‌تر در فستیوال‌های کن، مونیخ، ارمنستان، کارلووی واری، نیو هوریزن (لهستان) به روی پرده رفته است.

در خلاصه داستان فیلم «همه می‌دانند» آمده است: کارولینا برای دیدار با خانواده‌اش از آرژانتین به زادگاهش اسپانیا بازمی‌گردد. در این سفر که پیش‌بینی می‌شد به تجدید دیدار اعضای خانواده خلاصه شود، رویدادهای غیرمنتظره‌ای به وقوع می‌پیوندد که بر روند زندگی کارولینا تاثیر می‌گذارد.

علاوه بر «پنه‌لوپه کروز»، «خاویر باردم» و «ریکاردو دارین» بازیگر مطرح آرژانتینی، ادوارد فرناندز»، «باربارا لنی»، «الویرا مینگز»، «ایما کوئستا»، «روژه کاسا مایور» و «رامون باره‌آ» از دیگر بازیگران اصلی هشتمین فیلم بلند فرهادی هستند.

«خوزه لوییس آلکاینه» مدیر فیلمبرداری، «کلارا نوتاری» مدیریت هنری،‌ «سونیا گرانده»طراح لباس، هایده صفی یاری تدوین‌گر و «دانیل فونترودونا» مدیر صدابرداری این فیلم هستند.

نوشته ابهام در اکران جدیدترین فیلم اصغر فرهادی در ایران اولین بار در بانی‌فیلم پدیدار شد.

صفحه 1 از 89
12345678910 بعدی 203040...«