فیلم دونی|دانلود فیلم

سینمای ایران Archives - فیلم دونی|دانلود فیلم

توضیحات
---
  • تاریخ : ۴ام اردیبهشت ۱۳۹۷
  • موضوع : دسته‌بندی نشده
  • بازدید : 1 views

اولین نمایش فیلم «همه می دانند» در افتتاحیه جشنواره کن ۲۰۱۸ است.
به گزارش عصر ایران پریسا بخت آور همسر اصغر فرهادی با انتشار عکسی در صفحه اینسناگرامش از آخرین مراحل آماده سازی فیلم همه می دانند خبر داد.
بخت آور اشاره کرده است که اصغر فرهادی در استودیویی در شهر پاریس مشغول انجام آخرین مراحل صداگذاری فیلم جدیدش است.
اولین نمایش فیلم همه می دانند در افتتاحیه جشنواره کن ۲۰۱۸ است که با حضور زوج بازیگر مطرح سینمای جهان پنه لوپه کروز و خاویر باردم در کشور اسپانیا ساخته شده است.

نوشته فیلم جدید اصغر فرهادی در آخرین مراحل صداگذاری اولین بار در بانی‌فیلم پدیدار شد.

  • تاریخ : ۴ام اردیبهشت ۱۳۹۷
  • موضوع : دسته‌بندی نشده
  • بازدید : 1 views

فیلم سینمایی «تگزاس» به کارگردانی سید مسعود اطیابی و تهیه‌کنندگی ابراهیم عامریان یک میلیاردی شد.
به گزارش ایسنا، طبق اعلام پخش‌کننده فیلمیران؛ این فیلم تنها با ۳۰ سالن اکران خود را آغاز کرده است.
«تگزاس» به کارگردانی مسعود اطیابی و تهیه کنندگی ابراهیم عامریان با بازی : حمید فرخ نژاد – پژمان جمشیدی – سام درخشانی -گابریلا پتری است.
سایر عوامل فیلم عبارتند از : نویسندگان: بابک کایدان-میثم کایدان /مدیر فیلمبرداری: داود رحمانی /تدوین: موحد شادرو /طراح صحنه و لباس:محسن غلامی / آهنگساز:امیر توسلی /طراحی و ترکیب صدا : حسین ابوالصدق /صدابرداران: محمود خرسند-سهیل متولی / طراح گریم:محسن دارسنج /طراح جلوه های ویژه: حسن نجفی -علی فرشچی /مجری طرح: مریم رحیمی /برنامه ریز و دستیار اول کارگردان: علیرضا شمس شریفی /عکاس: سید حسام الدین اطیابی /مدیر تولید ایران: مجتبی متولی /مدیر تولید برزیل: امیر رحیمی /منشی صحنه: نرگس مشایخی/مدیر تدارکات: منیزی علن /طراح تیتراژ : پژمان ابوالقاسمی/امور مالی: حمیدرضا اسماعیلی/ روابط عمومی: نگین موسوی/مدیر تبلیغات: میثم معراجی .
در خلاصه داستان فیلم آمده : هیچوقت یه ایرانی رو تهدید نکن ، حتی تو تگزاس!

نوشته «تگزاس» یک میلیاردی شد اولین بار در بانی‌فیلم پدیدار شد.

  • تاریخ : ۴ام اردیبهشت ۱۳۹۷
  • موضوع : دسته‌بندی نشده
  • بازدید : 1 views

بانی فیلم – گروه سینمای ایران: گسترش تعداد فعالان فضای مجازی و افزایش شمار کسانی که در صفحات فیس بوک، اینستاگرام و… حضوری روزانه دارند، الزاماتی برای شناسایی بیشتر و واکاوی نحوه و نوع فعالیت این دسته از افرادی به وجود می آورد که به دور از هر گونه نظارتی از سوی مراجع قانونی مشغول فعالیت هایی در فضایهای مجازی هستند.
با نگاهی گذرا به دایره فعالیت این افراد و مشاهده صفحاتی که غالبا محتوای دارای ارزشی نیزندارند، می توان شاهد بود که بیشتر این صفحات و اصطلاحا «پیج»ها با سوءاستفاده از موضوعات ملتهب و اغلب ممنوعه، تلاش در جذب کاربران بیشتر و در نتیجه درآمدهای افزون تری دارند.
این سوژه و اهمیت پرداخت به آن در قالب نقد و بررسی مستندی به نام «اینستاگرامر»، موضوع نشستی در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران شد.
به گزارش ایسنا، یک استاد ارتباطات در نشست نقد و بررسی مستند اینستاگرامر، گفت: من نمی‌دانم که چه اتفاقی می‌افتد و سرنوشت هویت شبکه‌ای چه چیزی است؟! اینستاگرامرها و کسانی که در این شبکه‌ها عضو می‌شوند، ذره‌ذره وجودشان را می‌فروشند تا لایک شوند و بعد از مدت‌ها کار آن‌ها ارزش اقتصادی نیز پیدا می‌کند. من نمی‌دانم که چه اتفاقی می‌افتد و سرنوشت هویت شبکه‌ای چه چیزی است؟! اینستاگرامرها و کسانی که در این شبکه‌ها عضو می‌شوند، ذره‌ذره وجودشان را می‌فروشند تا لایک شوند و بعد از مدت‌ها کار آن‌ها ارزش اقتصادی نیز پیدا می‌کند.
نشست اینستاگرامر با حضور مسعود کوثری، استاد ارتباطات، سیدمحمدمهدی خویی، استاد علوم اجتماعی و سینا کیان‌پور کارگردان مستند اینستاگرامر دیروز دوم اردیبهشت‌ در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران برگزار شد.
در ابتدای مراسم، مستند اینستاگرامر که درباره زندگی اینستاگرامرها نمایش داده شد و زندگی و حرف‌های آن‌ها به تصویر کشیده شد.
سپس مسعود کوثری با اشاره به این مستند اظهار کرد: این مستند به موضوع تازه‌ای پرداخته است و مستند سرراستی بود و حرف‌های خود را زده بود و اینستاگرامرها حرف‌های خود را در آن به راحتی زده بودند. تمام این افراد اتفاقی در اینستاگرام عضو شده‌اند اما به تجاری بودن آن رسیده‌اند.
او ادامه داد: گره این مستند تکه آخر آن بود که می‌گوید تکلیف ما چیست و یک نوع تناقض دیده می‌شود. افرادی که در این مستند شرکت دارند، یا برای تبلیغ به اینستاگرام آمده‌اند که بعد به کاربرد تجاری آن پی می‌برند. آن‌ها افرادی هستند که زندگی‌شان نمی‌چرخد و از این طریق کسب درآمد می‌کنند؛ یا در آخر به پوچی می‌رسند. در واقع این واکنشی است که افرادی که به اینستاگرام می‌آیند، دارند.
وی ادامه داد: این تناقض نکته جالبی در مستند برای من بود به‌دلیل این‌که افرادی را نشان می‌دهد که در اینستاگرام عضو می‌شوند و بعد از مدتی افرادی حاضرند که از طریق آن‌ها کالاهای خود را تبلیغ کنند و به آن‌ها پول بدهند. من نمی‌دانم که چه اتفاقی می‌افتد و سرنوشت هویت شبکه‌ای چه چیزی است. برخی از افراد که کاربر اینستاگرام هستند ترجیح می‌دهند به سایه امن خود برگردند و در آن مسیر گام بردارند.
این استاد ارتباطات با اشاره به معایب این شبکه اجتماعی بیان کرد: اینستاگرامرها و کسانی که در این شبکه‌ها عضو می‌شوند، ذره ذره وجودشان را می‌فروشند تا لایک شوند و بعد از مدت‌ها کار آن‌ها ارزش اقتصادی نیز پیدا می‌کند. این مسائل شوک بزرگی به این افراد می‌دهد و سرنوشت‌های مختلفی را پیدا می‌کنند. این سرنوشت‌ها و واکنش‌ها خروجی این خودفروشی است که ضرورتا به وجود می‌آید. اینستاگرام یک شوخی است که گاهی تبدیل به جنگ واقعی خواهد شد و پیدایش حالتی در جامعه است که باعث به هم ریختن گفتمان‌ها می‌شود و افرادی را با عقاید مختلف بلاتکلیف می‌کند. به نظرم جایی که ما وارد می‌شویم یک نوع سیالی به گفتمان‌های سفت و سختی که داریم، می‌دهد و به نوعی در ارزش‌های‌مان تجدیدنظر می‌کنیم.
سیدمحمدمهدی خویی نیز در ادامه این نشست اظهار کرد: من ادعا می‌کنم که رویکرد اصلی اقتصاد سیاسی حاکم، نوعی از اقتصاد سیاسی نئولیبرالیسم است.
این استاد علوم اجتماعی با طرح این پرسش که سوژه مدنظر یک گفتمان نئولیبرال چیست؟، گفت: سوژه در این مقام هویتی است که معنای مطلوب و مرجع یک گفتمان را پیش می‌برد.
او با اشاره به دو شاخه اصلی برای سوژه نئولیبرال، بیان کرد: سوژه، امکان رهایی و آزادی فردی را می‌دهد و به این مساله می‌رسد که ساختار و نظام‌ها را متهم نکند بلکه زیبایی درونی خود را پیدا کند. در این منطق ساختار تولیدکننده نابرابری، بی‌عدالتی، مفاهیم سیاسی خصلت ثانویه خواهند داشت. بنابراین افراد باید زیبایی درونی خود را پیدا کنند و ساختارها و مسائلی را که در نظام ساختاری نابرابری تولید می‌کند، رها کنند و به بازآفرینی درون خود بپردازند.
محمدمهدی خویی با اشاره به این‌که مفهوم رهایی سعدی با مفهوم مصرف ارتباط پیدا می‌کند و سوژه نئولیبرالیسم برای اهداف طبقه متوسط است، گفت: آزادی فردی در این‌که افراد چه کالایی را مصرف می‌کنند، خلاصه می‌شود و اینستاگرام بازنماینده اشکال مصرف است و افراد آن را به نمایش می‌گذارند. در واقع مساله مصرف نیست و سبک زندگی مردم است. این سبک زندگی وقتی با ساختار زندگی تعریف نمی‌شود می‌خواهد گونه‌ای از آزادی و سبک زندگی‌ای که افراد تمایز پیدا می‌کنند را، نشان دهد.
او ادامه داد: ادعای اینستاگرامرها این است که تمایز دارند، اما این افراد شبیه هم هستند حتی منطق نئولیبرالیسم از این افراد استفاده می‌کند و بازار آن‌ها را تحسین می‌کند، به‌گونه‌ای که به هر یک از آن‌ها وظیفه تبلیغ می‌دهد. بنابراین این مساله اشتباه است که این افراد ادعای تمایز و فردیت دارند. در واقع کلیت سبک زندگی به واسطه اینستاگرامرها نمایندگی می‌شود و بعد از مدتی در منطق اقتصادی قرار می‌گیرند که به آن‌ها سودی را واریز می‌کنند. آن‌ها برسازنده توده‌های یک شکلی هستند که نظام سیاسی را داخل سرنوشت خود نمی‌دانند. این افراد سبک زندگی کارگری و فرودست را هم نخواهند دید.
خویی ادامه داد: اینستاگرامرها نمودهای بارز منطقی هستند و یک سبک زندگی را بازنمایی و تکثیر می‌کنند و این مساله تکثیر حقیقت را می‌سازد.
او با اشاره به سوژه دوم نئولیبرال اظهار کرد: ادغام ایدئولوژی و خواست بازار، سوژه دوم نئولیبرال‌هاست. در منطق آن‌ها اصلی‌ترین حرف که منطق اجتماعی را می‌سازد، بازار است. در سرزمینی که ادعای ایدئولوژی دارد، وقتی ایدئولوژی با خواست بازار تناقض پیدا می‌کند، نشانه‌های ایدئولوژیک را حفظ کرده و معنای دیگری را ایجاد می‌کند که همان خواست بازار است. در اینستاگرام می‌بینیم چه سبک زندگی‌های عجیبی به وجود می‌آید.
این استاد علوم اجتماعی ادامه داد: منابع هویت‌یابی طبقه متوسط زیاد شده که با هم تناقض دارند و این تناقض‌ها به درون افراد راه پیدا می‌کنند. تنها راه‌هایی که می‌توان تناقض را حل کرد، این است که تناقض را موجه کنند که در منطق بازار است یا تناقض را به‌گونه‌ای در درون خود حل کنند. اینستاگرام هم می‌تواند تناقض را موجه کند و اینستاگرامرها قهرمان آن هستند.
او با اشاره به ویژگی نظارت شبکه‌های اجتماعی بیان کرد: شبکه‌های اجتماعی بر تمام اعمال و رفتار افراد نظارت دارند و دیده شدن و تایید شدن افراد توسط لایک اتفاق می‌افتد. همچنین این افراد در اینستاگرام سر بزنگاه‌های سیاسی، کمپین‌های سیاست‌ورزی را ایجاد می‌کنند و از این طریق فعالیت سیاسی انجام می‌دهند.
خویی اضافه کرد: سوژه نئولیبرال رهایی را فردی می‌داند و خواست بازار و ایدئولوژی را ترکیب می‌کند که به نفع بازار تمام می‌شود. در واقع آزادی فردی می‌گوید که با ساختار سیاسی کاری نداشته باشید اما فرهنگ این افراد فردیت را از بین می‌برد و زندگی‌شان شبیه هم می‌شود. این افراد رابطه خود با سیاست را از طریق کمپین‌های سیاسی و خیریه‌ها تامین و تعریف می‌کنند.
مسعود کوثری نیز در ادامه با اشاره به شبکه اجتماعی اینستاگرام اظهار کرد: نظریات چپ که در نقد اقتصاد سیاسی و جهان نئولیبرال هستند، در جای خود درست است اما این نظریات نمی‌فهمند چه اتفاقی می‌افتد. به نظرم بحث اینستاگرام فراتر از این حرف‌هاست و نوعی پیدایش تفکر و افراد جدید است. من از این‌که برچسبی به این روند بزنم، پرهیز می‌کنم و باید صبر کنیم تا ببینیم چه اتفاقی می‌افتد. به نظرم یک به‌هم ریختگی اجتماعی و گفتمانی در افرادی که با اینستاگرام سروکار دارند، می‌بینیم. در واقع این اتفاق بزرگ‌تر از سرمایه‌داری و توطئه سرمایه‌داری است.
سینا کیان‌پور نیز در پایان این نشست با اشاره به مستندی که ساخته است، گفت: اینستاگرام برای تمامی این افراد که در مستند دیدید، ابتدا نوعی ابزار بود اما در حال حاضر به زندگی تبدیل شده است. برخی کشورهای اروپایی کاری به اینستاگرام ندارند اما در روسیه و آمریکا مانند ایران کاربران اینستاگرام زیاد است.

نوشته «اینستاگرامرها» وجودشان را می‌فروشند تا لایک شوند! اولین بار در بانی‌فیلم پدیدار شد.

  • تاریخ : ۴ام اردیبهشت ۱۳۹۷
  • موضوع : دسته‌بندی نشده
  • بازدید : 1 views

کارگاه آهنگسازی ای. آر رحمان آهنگساز اسکاری حاضر در سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر چهارشنبه ۵ اردیبهشت در کاخ جشنواره برگزار می شود.

به گزارش رسیده، کارگاه آهنگسازی ای. آر رحمان آهنگساز اسکاری که در «آن سوی ابرها» جدیدترین ساخته مجیدی مجیدی و فیلم قبلی او «محمد رسول الله(ص)» با او همکاری داشته است، چهارشنبه ۵ اردیبهشت در سالن شماره ۲ چارسو، ساعت ۱۶:۳۰ الی ۱۸:۳۰ برگزار می شود.

زمان کارگاه آهنگسازی ای. آر رحمان ابتدا سه شنبه ساعت ۱۷ تا ۱۹ اعلام شده بود که به دلیل تاخیر در ورود این آهنگساز به ایران، زمان آن تغییر پیدا کرد.

افرادی که از طریق بات تلگرامی باشگاه به نشانی@fiff_bot در این کارگاه ثبت نام کردند می توانند در این کلاس آموزشی حضور داشته باشند.

سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر ۱۹ تا ۲۷ آوریل ۲۰۱۸ (۳۰ فروردین تا ۷ اردیبهشت ۱۳۹۷) به دبیری سیدرضا میرکریمی در تهران در حال برگزاری است.

نوشته جزییات کارگاه ای. آر رحمان در جشنواره جهانی فیلم فجر اعلام شد اولین بار در بانی‌فیلم پدیدار شد.

  • تاریخ : ۴ام اردیبهشت ۱۳۹۷
  • موضوع : دسته‌بندی نشده
  • بازدید : 1 views

 

کارگردان اختتامیه سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر جزییات این مراسم را تشریح کرد و از اجرای ویژه استاد شهرام ناظری و حافظ ناظری در مراسم خبر داد.

به گزارش رسیده، محمد حمیدی مقدم که کارگردانی اختتامیه سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر را برعهده دارد درباره جزییات این رویداد گفت: آیین اختتامیه جشنواره، روز پنجشنبه ششم اردیبهشت از ساعت ۱۸:۳۰ در تالار وحدت برگزار می شود.

وی با اعلام اینکه مراسم به لحاظ دکور متفاوت و دارای سه بخش اصلی ابتدا، میانه و پایانی است، بیان کرد: این مراسم که شبیه به یک پرفورمنس است با ساختار و شخصیت جشنواره و وجهه جهانی آن کاملا همخوانی دارد و سعی کرده ایم در طراحی صحنه و سایر المان ها نوعی وحدت را رعایت کرده ایم.

حمیدی مقدم همچنین خاطرنشان کرد: پیش از آغاز مراسم شرایط پذیرایی و ورود مهمانان در نظر گرفته شده و مراسم استقبال از مهمانان خارجی با برنامه ریزی و طبق نظم برگزار می شود. همچنین تلاش کرده ایم شرایط حضور تعداد بیشتری از سینماگران ایرانی را در کنار مهمانان خارجی جشنواره فراهم کنیم.

وی با اشاره به یک بخش ویژه ای برای اختتامیه جشنواره درنظر گرفته عنوان کرد: بخش اصلی اختتامیه به اجرای ویژه موسیقی توسط شهرام و حافظ ناظری مربوط می شود.

این کارگردان درباره زمانبندی اختتامیه گفت: بخش اصلی اختتامیه توضیحات دبیر جشنواره و اهدای جوایز در ۶۰ الی ۷۰ دقیقه و بخش اجرای موسیقی نیز ۵۰ دقیقه طول می کشد و در مجموع ۲ ساعت زمان کلی اختتامیه سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر خواهد بود.

نوشته اجرای ویژه شهرام ناظری و حافظ ناظری در اختتامیه جشنواره جهانی فیلم فجر اعلام شد اولین بار در بانی‌فیلم پدیدار شد.

  • تاریخ : ۴ام اردیبهشت ۱۳۹۷
  • موضوع : دسته‌بندی نشده
  • بازدید : 1 views

حبیب کاوش در نامه تازه ای در پاسخ به صحبتهای عبدالله اسفندیارى درباره نامه قبلی خود، نکات دیگری را مطرح کرد.

به گزارش بانی فیلم،حبیب کاوش خطاب به عبدالله اسفندیارى نوشت:

به نام خدا

عبدالله عزیز!علت آشفتگی ات را نفهمیدم بارها متن خودم و خودت را خواندم،من درشتی و یا خدای نخواسته توهینی به شما نکردم،مگر نظرتان اشاره به”دیکتاتوری دلسوزانه”باشد آنهم خودت به زبان ما انداختی و خدا را شکر اخیراً هم بسیار فاضلانه تشریح اش کردی و با گذار از دوران کلاسیک و افلاطون و…”دیکتاتوری دلسوزانه” را به “حکیم حاکم” ترجمه کردی!من ضمن تشکر و قدر دانی از این ترجمان دقیق و منطقی عرض میکنم که عذر تقصیر میطلبم. نادانی مزمن آغشته به کبر سن را کاری اش نمیتوان کرد، مگر حکیم! بزرگی کند.اما من دوست تر دارم به جای حکیم عبدالله اسفندیاری همان آقای عبدالله اسفندیاری خطابتان کنم و جسارتاً پیشوند حکیم را حدف کنم آنچنانکه معمولاً از فردوسى، صناعى و خیام حذف مى کنیم.پس آقا عبدالله! من دچار کبر سن شده ام، شما چرا دچار فراموشی شده اید من قبل از دوران طلایی! شما هم فیلمک هایی ساخته بودم حتی “آب” را پیش از انقلاب و به آنگاه که شما احتمالا به عنوان آموزگار حق التدریسی در آموزش و پرورش به شغل شریف انبیاء مشغول بودید،ساخته بودم.دیگر بی انصاف چرا این گذشته لاغر و نحیف ما را کتمان میکنی؟

اما فدایت شوم حق با شماست من فیلم “آتش پنهان” را به زمان صدارت شما ساختم اماچگونه؟خاطرتان هست؟

در سینما بر عکس نهادهای دیگر دوبار انقلاب به وقوع پیوست. بار اول در همان بیست و دوم بهمن معروف بود و با جمله طلایی حضرت امام که”ما با سینما مخالف نیستیم،ما با فحشا مخالفیم”،که سینما به سرعت شکل گرفت و نضج پیدا کرد و در این سالها یعنی تا سال شصت و دو تقریبا صد فیلم ساخته شد، که مشابه بیشتر آنها ساخت شان در سینمای ایران هرگز و دیگر میسر نشد و به تاریخ پیوست و…سپس انقلابی دیگر به سال شصت و دو و به هنگام صدارت شما اتفاق افتاد که سینما به مرور قبله اش از مردم جدا و به سمت جشنواره هاتنظیم شد.سینماى “گلخانه اى”!شرح و تفسیراش را به اندازه وسع ام در گذشته داده ام و چنانچه لازم آید در آینده تکرارش هم خواهم کرد ان شاءالله. در انقلاب شما؟! عناصر نامطلوبی چون حقیر با پیشینه ساخت فیلمک های پیش پا افتاده و داستان پرداز”آب”، “پرواز در قفس”، “فصل خون”و “دادشاه” که به دلائلى که هنوز هم بعد از این همه سال حداقل براى شخص خود من روشن نشد مغضوب واقع شده و به اصطلاح ممنوع کار گردید.بسیاری از جمله حقیر تا سال شصت و هشت به هر دری زدیم!اما اجازه کار پیدا نکردیم!شاهدش هم فیلمنامه های اینجانب در شش سال آن زمان آرشیو ارشاد است که با چه دلایل عجیب و غریبی به اصطلاح-رد-میشد.

حال سوال اینجاست که چطور بعد از شش سال ممنوع کاری آنهم با آن شدت که حتی کارت کارگردانی که به راحتی برای همه صادر میشد برای من هرگز صادر نشد-بازهم برابر اسناد خود ارشاد- چطور این بنده توانستم فیلم “آتش پنهان” را آنهم با وام بانک صادرات که البته آنزمان به دلیل مسایل ارزی تقریبا به همه پرداخت میشد،بسازم.  که تا ریال آخر آن وام هم همراه با بهره های متعلقه و دیرکردها پرداخت شد.همینجا گفتنى است از این راز سر به مهر که برابر قرار، نزدیک به سی سال است در سینه من حبس است و جز من و آن صاحب نیروی توانا که البته به ضرب انتخاب موضوع فلسطین، آنهم اولین بار و با سرمایه شخصی، قدرت خارج کردن موقتی حقیر ، از لیست سیاه آن دوران حکمای حاکم را پیدا کرد کسی مطلع نشد و نیست و ان شاءالله این راز با من به گور خواهد رفت.اما تعجبم اینست دوست خوب و دانایم آقای اسفندیاری عزیز که به طور تصادفی و خیلی اتفاقی ،البته کم و بیش،از آن راز مطلع شدند و الحمدالله تاکنون هم آنرا سر بسته و سر به مهر در سینه حفظ اش کرده اند چرا و چگونه میگویند که حقیر به لطف حاکم آن دوران طلایی!؟ بهترین فیلمم را به قول ایشان البته،ساخته ام؟امید که همین اشاره ها برای یاد آوری ایشان کافی باشد.آنهم فیلمی بی هیچ پشتوانه تفکری و اداری!از ناحیه ارشاد و فارابى. این فیلم آنقدر غریبانه ساخته شد که گویی “آتش پنهان” را در اسراییل ساخته باشم.طوریکه آقای معاون بعد از تماشای فیلم با تعجب از من پرسیدند:شما کی به لبنان رفتید؟چقدر صحنه ها واقعی و طبیعی درآمده اند!ارز که کم نیاوردید؟!که عرض شد:کسی پاسخی به تقاضاهای ما نداد! همه این صحنه ها که شما فکر میکنید که در لبنان ساخته شده به همت بچه هاهمگی در تهران فضا سازی شده است.چه بگویم؟ یا با که میتوان گفت که ساخت “آتش پنهان” به سبک محاسبه سفرهای فضایی اینشتن، حقیر رو پیر و فرسوده کرد. … بگذریم. مهربان!از آقای شمقدری گفته ای و مناصب من !

من ضمن تایید مواضع قبلی ام به قول شما در مصاحبه ها و بیانیه ها ى آن زمان، اما باز هم فکر میکنم دچار خلط مبحث شده ای!من هیچوقت به ویژه در دوره آقای شمقدری منصب دولتی نداشته ام و ان شاءالله تا آینده هم نخواهم داشت وبه شهادت تاریخ هیچ نوع فیلمی هم در آن دوره نساخته ام اما چرا جزو صنف بوده ام آنچنانکه گاه عضو شورای مرکزی، زمانی در شورای داوری،به گاهی عضو و حتی سخنگوی شورای صنفی و یا اکنون عضو ساده شورای مرکزی جامعه صنفی هستم و چنانچه عمر یاری کند عضو و مدافع تشکل های صنفی باقی خواهم ماند.گو اینکه دیری است صنف و صنف کاری در سینمای ایران مرده است و به عوض تعدادی انگشت شمار به جای صنف میدان داری میکنند که فعلا موضوع این مقال نیست.

اما نکته آخر که به شدت دلم را سوزاند!

عین فرموده تان:در حالی که اگر فیلمسازی بلد هستند به جای پرداختن به حاشیه ها به فیلمسازی بپردازند!

عبدالله عزیز!چرا به من توصیه میکنى مرد! چرایى نساختن فیلم را از خودت، منظورم از همان حکمای حاکم-بپرس!که چرا من؟فقط منهم نه!چرا ما فیلم نمیسازیم؟ فراموشتان شده چه کارگردانها،بازیگران،نویسندگان و فیلمبردارانى را به گاه حکومت تان به قربانگاه به اعتراف اخیرتان – تشخیص کورکورانه باید ها و نبایدها- قربانیشان نکردید تا افکارتان پیاده شود؟ که سینما را از مردم بگیرید و به جشنواره های غربی تحویل اش دهید؟ که موفق هم شدید الحمدالله. کمدهای فارابی پر از جوایز جور و واجور است. به قبرستانها سری بزنید که خیل قربانی های خود را به خاک خفته ببینید! و یا به آنانکه مردگان متحرک اند! به آنانکه جسم شان تابوت تفکرات شان هست!چرا دور؟به خیل کارگردانها نگاه کنید که مثلاً جزو کانون کارگردانان اند که به جای فیلم ساختن فقط آه میکشند و حسرت میخورند!به بازیگران،نویسندگان و…و…به سینمایی که ساختید نگاه کنید آیا هویتی بر آن میبینید؟هر سالی که میگذرد و به جشنواره فجر که میرسیم موجی از فیلمهای ریز و درشت میآیند بعضی سوار موج میشوند و سال بعد جز چند فیلم قابل اعتناء،  بقیه دیگر هیچ! و باد هوا!بی هیچ افقی!روز مرّگی مطلق…به جشنواره ای که پایه گذارش بودید نگاه کنید!آیا در پی اینهمه سال هیچ تعریف مشخصی پیدا کرده؟آیا میتوان همانند جشنواره های کن و یا اسکار و یا…از آن توقع تعریف و هویت خاصی داشت؟اما تکثیر چرا؟هی تکثیر میشود!حالا کودک به کودک و نو جوان!؟ حالا ملی به بین المللی!؟ آیا در جهان، جشنواره ای به بی هویتی جشنواره بین المللی خودمان سراغ دارید؟آیا جشنواره ملی یا بین المللی ما با تعریفی که جهان -چه غرب و چه شرق-از ایران امروز دارد تناسبی دارد؟

…خودت هم میدانی ما بحث های زیادی را در گذشته در اطراف این بی هویتی با هم داشتیم و یادش به خیر، در حضور نفر سومی که بسیار محترم هست و با دانش، افتخار داده بود و در بحث ما شرکت کرده بود تو همرا من بودى!پس دلم را نسوزان!حداقل بیشتر از این نسوزان!ما سینه سوخته “حکیم حاکم”هستیم حکیم! دل مسوزان

 

نوشته حبیب کاوش دوباره دست به نامه نگاری زد اولین بار در بانی‌فیلم پدیدار شد.

  • تاریخ : ۴ام اردیبهشت ۱۳۹۷
  • موضوع : دسته‌بندی نشده
  • بازدید : 0 views

بانی فیلم-گروه سینمای ایران: الیور استون که لحظاتی پیش در پردیس چارسو حاضر شده بود،از همکاری با عکاسان رسانه ها و مطبوعات خودداری کرد و اجازه عکاسی به هیچکس را نداد.

به گزارش بانی فیلم، الیور استون که به عنوان مهمان ویژه سی‌وششمین جشنواره جهانی فیلم فجر به ایران آمده است، عصر امروز وارد پردیس چارسو شد تا به تماشای فیلم «انقلاب خاموش» بنشیند.در همین حال خبرنگاران و عکاسان رسانه ها برای انجام گفت و گو و عکسبرداری به سمت او رفتند که وی حاضر به همکاری نشد و اجازه عکاسی نداد. برخورد عجیب این فیلمساز معترض و ضدسیستم آمریکایی موجب شد تا عکاسان نتوانند تصویر کاملی از او ثبت کنند؛ بویژه اینکه او در کنار رضامیرکریمی دبیر جشنواره -که در تصویر همراه استون با چهره ای خندان دیده می شود_ و چهره هایی چون رضا کیانیان، فاطمه معتمدآریا و … به سرعت وارد سالن نمایش فیلم شد.این بداخلاقی و بی حوصلگی از سوی کارگردان «قاتلین بالفطره» در حالی بود که تعداد قابل توجهی از نیروهای محافظ نیز اطراف او دیده می شدند.

همین رفتار موجب شد تا بعد از ورود استون به سالن نمایش فیلم، اغلب خبرنگاران پشت در بمانند.

ظاهرا روز گذشته نیز در جریان برگزاری آخرین کارگاه بخش «دارالفنون» که با حضور این کارگردان سرشناس در پردیس چارسو برگزار شد، به دلیل ازدیاد جمعیت به خاطر حضور کارگردان آمریکایی و استقبال بالا، امکان مساعدی برای عکاسی وجود نداشته است.

گویا ازدحام جلسه دیروز یکی از دلایل اصلی دلخوری امروز استون بوده است.

عکس:مارال امیرکیان(بانی فیلم)

نوشته دلخوری الیور استون در راهروهای چارسو! اولین بار در بانی‌فیلم پدیدار شد.

  • تاریخ : ۴ام اردیبهشت ۱۳۹۷
  • موضوع : دسته‌بندی نشده
  • بازدید : 2 views

نشست نقد و بررسی فیلم سینمایی «فِراری»با حضور علیرضا داوودنژاد کارگردان،کامپوزیا پرتوی نویسنده، ترلان پروانه بازیگر و کوروش جاهد منتقد، یکشنبه ۲اردیبهشت ماه در فرهنگسرای ارسباران برگزار شد.
به گزارش رسیده،در ابتدای این نشست ترلان پروانه بازیگر فیلم سینمایی «فِراری»در ارتباط بانقش خاص خود در این فیلم سینمایی گفت: به شخصه من بازی خاصی نکردم و شخصیتی که ساختیم بیشتر رفتارهای شخص گلنار بود و ترلان پروانه نقش خاصی را ایفا نمی کرد . کاری بسیار سخت و تجربه ای فوق العاده را درکنار بزرگان کسب کردم ‌.
وی افزود: از سختی های کار می توان گفت که بیشتر کار در یک‌ماشین می گذرد و ‌شما نمی توانید اَکت خاصی داشته باشید. همچنین در آلودگی های شهر تهران ما با کثیف ترین ماشین کار را جلو می بریدم که چندین بار باعث مریضی من نیز شد.‌‌
کامپوزیا پرتوی نویسنده این اثر درخصوص ایده نگارش فیلمنامه این فیلم سینمایی توضیح داد: یک شب با آقای داوودنژاد درکنار هم نشسته بودیم که آقای داوود نژاد به من گفتند شنیدید که فلان ماشین توسط فلان شخص وارد شده است و‌من گفتم که بله در جریان هستم،آقای داوودنژاد گفتند که این موضوع را می خواهم کارکنم و از من خواستند که این موضوع را بنویسم.
وی ادامه داد: هرمطلبی که در فیلم دیدید نگاه آقای داوود نژاد بود که من سعی کرده بودم به آن نزدیک‌شوم. وقتی بیشتر به ایده داوودنژاد فکر کردم، آن ایده برای خودم هم دغدغه شد. اینکه ایده یا سوژه یک فیلم برای نویسنده نیز دغدغه باشد، بسیار مهم است، چرا که کیفیت فیلمنامه را بسیار بالا می برد. یکی از اتفاقات بسیار خوب فیلم «فِراری» تمرین‌های پی در پی بازیگران بود، به صورتی که آن قدر متن فیلم را تمرین کرده بودند که شخصیت‌ها در آن‌ها نهادینه شده بود.
در ادامه این نشست تعدادی از افراد حاضردر جلسه درخصوص لهجه های بازیگران این فیلم نظرات مخالف و موافقی را ارائه دادند.
علیرضا داوودنژاد کارگردان این فیلم سینمایی در پاسخ به سوال برخی از حضار مبنی بر نشان دادن اختلاف طبقاتی در جامعه در این فیلم گفت: من مخالف اختلاف طبقاتی موجود در جامعه و وجود افرادی که صاحب مال و ثروت و دارا بودن ماشین هایی مانند فراری نیستم، ولی سوالم این است که این ثروت چگونه به دست می آید؟اگر شما با تفکر، تامل، شناخت، علم،فن، ابداع، خلاقیت، ساخت و ساز و تولید به ثروت رسیده باشید نوش جانتان،اما اگر با دروغ،ریاکاری،زد و بند،دزدی،اختلاس،پولشویی،نزول و قاچاق به ثروت رسیده اید بحث آن چیز دیگری است.
وی افزود: تفاوت این دوقشر که در رسیدن به ثروت باهم متفاوت هستند در رفتارهای آن ها هم کاملا قابل مشاهده است،افرادی که با زحمت به ثروت می رسند کارهای با سلیقه و خوب را هم از خود به جای می گذارند و برعکس افرادی که با راه های دیگر به ثروت رسیده اند مطرب بازی و شیش و هشتی را درکارهایشان می توان دید. مانند فیلم هایی که در حال حاضردر سینمای ما بسیار موفق است و ترویج هم‌می شود.
وی ادامه داد: اصولا زمانی که رابطه سینما با زندگی قطع شود، سینما به سمت تقلید و کپی برداری از سینما و سریال های خارجی می رود و آرام آرام قافیه را به نمونه های اصلی می بازد. کانال های ماهواره ای فیلم های ایرانی را نشان می دهند و بعد یک سری از کالاهارا تبلیغ می کنند و بعد کالاهارا به فروش می رسانند! این شبکه ها فیلم های ما را می دزدد و درکنار آن کالای خودراهم تبلیغ می کنند!! این همان طبقه ایست که به آن اشاره کردم، چون به آن طریق پولدار شده است به این روش هم برخورد می کند. دختر بچه حاضر در این فیلم هم دست پرورده چنین سبکی از زندگی است و این دخترمحصول دورانی است که دیگر ربطی به دوران جنگ ندارد.
کارگردان فراری در پایان افزود: من در این فیلم می خواستم نشان دهم که طبقه ای که با روش های نامناسب به ثروت می رسد هیچ اثری از آرمان و فرهنگ به جای نمی گذارد و همه را به باد می دهد. اگر بخواهیم تولید کننده باشیم باید نیروی انسانی متخصص،خوش قریحه و خلاق داشته باشیم، این نیروهاباید در مدارس پرورش پیدا کنند ودرحال حاضر در مدارسمان دیگر خلاقیتی وجود ندارد و این از مدرسه ادامه پیدا می کند تا فرد وارد جامعه می شود،چه طور می خواهیم با وجود نپرداختن به آموزش و پرورش و شرایط فعلی به این‌نیروهای مولد دست پیدا کنیم؟با این وضعیت آموزش چه طور توقع داریم با کشورهای دیکر رقابت کنیم؟ آموزش و پرورش و معلمان خیلی مظلوم هستند. نمی شود ملتی را نساخت اما مملکت را ساخت. ساخت مملکت نیاز به ساخت ملت دارد.ترلان پروانه در پایان درباره علت دیده نشدن فیلم «فِراری»گفت:ما حقیقتی را در این فیلم بیان می کنیم که تلخ است و در جامعه وجود دارد. درحال حاضرپاک کردن صورت مسئله راحت ترین راه حل موجود در جامعه ما شده است. به نظرم نسبت به دیده نشدن «فِراری»هم این اتفاق افتاد.

نوشته دختر «فِراری» محصول دورانی است که دیگر ربطی به دوران جنگ ندارد اولین بار در بانی‌فیلم پدیدار شد.

صفحه 1 از 127
12345678910 بعدی 203040...«