فیلم دونی|دانلود فیلم

سینمای ایران Archives - صفحه 40 از 323 - فیلم دونی|دانلود فیلم

توضیحات
---
  • تاریخ : ۲۸ام مرداد ۱۳۹۷
  • موضوع : دسته‌بندی نشده
  • بازدید : 10 views

فیلمبرداری فیلم سینمایی «بازیچه» به تازگی به پایان رسیده است.
به گزارش بانی فیلم، «بازیچه» عنوان فیلم سینمایی جدید محمدعلی سجادی است که فیلمبرداری آن به تازگی و در سکوت خبری به پایان رسیده و هم اکنون فیلم مراحل تدوین خود را پشت سر می گذارد. تمامی لوکیشن های این فیلم در تهران قرار داشته اند.
آرمان درویش، ساناز سعیدی، رضا مولایی، آناهیتا درگاهی، (با هنرمندی) رویا تیموریان و رضا بابک، (با حضور افتخاری) ستاره اسکندری بازی سازان اصلی این فیلم سینمایی هستند. میثم فخرایی، سارا عابدی، نیکی میرزایی (نوزاد) دیگر بازی سازانی هستند که در این فیلم به ایفای نقش پرداخته اند.
در خلاصه داستان «بازیچه» آمده: مهرداد با سودابه، خواهر دوست و همکارش سیامک، ازدواج می کند و او را به خانه‌ قدیمی‌شان می‌برد تا در کنار مادرش سر کنند که در ادامه با حوادثی روبرو می‌شود… .
محمدعلی سجادی سال گذشته نیز فیلم سینمایی «طلاقم بده بخاطر گربه ها» را مقابل دوربین برد. «تمرینی برای اجرا»، «مخمصه»، «تردست»، «شوریده»، «جنایت»، «اثیری» و «رنگ شب» دیگر ساخته های سینمایی این کارگردان طی یکی – دو دهه اخیر هستند.
عوامل اصلی «بازیچه» عبارتند از: تهیه کننده، نویسنده، تدوینگر و کارگردان: محمدعلی سجادی، مدیر فیلمبرداری: روزبه رایگا، سرمایه گذاران: محمدعلی سجادی، بنیاد سینمایی فارابی، امور تولید: مصطفی سجادی، یار کارگردان: میثم فخرایی، برنامه ریز: بابک اعطاء، منشی صحنه: سیما باقری، طراح صورتگری: عباس عباسی، یاران صورتگر: هادی هاشمی، لیلا شنگله، صدابردار‌ همزمان: امیرعاشق حسینی، یاران صدابردار: شاهین سا ثابت، مهدی فیض مندیان، طراح صحنه و تنپوش‌ها: جهانگیر میرزاجانی، یاران صحنه: رسول علیزاده، علی شیرمحمدپور، محمود محمدی، یار تنپوش: ماندانا قلی‌پور، عکس: مصطفی پیرهدی، تصویربردار پشت صحنه: سپهر سجادی، مدیر تدارکات: وحید دمنده، گروه تدارکات: جعفر حسین زاده، محمدجعفر عزلتی، رضا جاهد، یاران فیلمبردار: یار نخست: مجید نعیمی، رحیم کمره‌ای، علی رمضانی، محمدامین شهسواری، علی نوروزی، مسئول دوربین: حسین عسگری، مسئول برق: ناصر ابزاربر، فیلمبرداری: یاسر خزایی، ابودر فرمانی، مسئول هنروران: جواد حصاری، سواری‌ها: امیرحسین کاهه، حجت عزیزی، شکرا… جهانشناس، محمود خانی، موسی رحمتی، حسین ابراهیمی، سلمان کاظمی، مهدی اقلیمی پور، فرج طلوعی.

نوشته محمدعلی سجادی «بازیچه» را در سکوت خبری کلید زد اولین بار در بانی فیلم پدیدار شد.

  • تاریخ : ۲۸ام مرداد ۱۳۹۷
  • موضوع : دسته‌بندی نشده
  • بازدید : 1 views

عزتT استعدادی در حد نابغه بود…
پرویز نوری – چه کسی می تواند جای او را پُر کند؟ کدام بازیگری دیگر به وجود خواهد آمد که بتوان آن قدر عمیق و باور کردنی و غریب نقش «مش حسن» فیلم «گاو» را مجسم سازد؟ واقعاً چه بازیگری سراغ دارید که به آن قدرت و توانایی در قالب «عباس آقا قصاب» کمدی درخشان داریوش مهرجویی «اجاره نشین ها» ظاهر شود؟
فقدان عزت اله انتظامی یعنی خشتی از ساختمان سینمای ایران کنده شدن، یعنی بازیگری که دیگر نظیرش به دنیا نخواهد آمد. عزت است که در هر نوع نقشی نشان داده تبحر و مهارت بی مانند داشته است. یادمان باشد در چه نقش هایی بازی کرده، از «آقای هالو» گرفته تا «بانو» و از «هامون» گرفته تا «روسری آبی»، اوج هنر بازیگری را به اثبات رسانده و در نهایت کم تر چهره ای چون او را می شود سراغ گرفت تا این حد قدرت داشته باشد در شخصیت محوله مستغرق شود.
عزت را از همان زمان های دیرین می شناختم و یک روز در راهروهای تلویزیون به من برخورد، زمانی که داشتم سریال «هزار و یک شب» را می ساختم و با لبخند خاص و نگاه گیرایش به من گفت: «باریکلا به تو! داری کاری می کنی نه مثل خیلی ها که دایم دارند فقط حرف می زنند».
عزت برایم بزرگ ترین بازیگری است که دیگر تکرار نخواهد شد. یادم می آید روزی که فیلم «خانه خلوت» او را طی جشنواره فجر در سینما شهر فرنگ نشان می دادند. بازی اش در آن فیلم فوق العاده بود. از سالن که بیرون آمدیم با هم بودیم و کنار گوشش گفتم: «محشر بود. عالی و بی نظیر بازی کرده ای». با همان لبخند خاص گفت: «همینو بنویس!»
عزت اله انتظامی انسانی متمایز بود. شخصیتی که نظیرش کم تر به دنیا می آید. شوخ طبع، مهربان، با خلوص و متواضع بود. با استعدادی در حد یک نابغه.
با یادش همیشه.
***
انتظامی بازیگر بزرگ سینمای ایران بود

محمد حقیقت – درگذشت عزت‌اله انتظامی بازیگر بی همتای تاریخ سینما و تئاتر ایران را به خانواده محترم او و جامعه هنری ایران تسلیت می‌گویم.
از عزت‌اله انتظامی در مطبوعات فرانسه با لقب ژان گابن سینمای ایران یاد شده است.
او تنها بازیگر ایرانی است که سازمان یونسکو در سطح جهان از او تجلیل کرده بود.
سازمان فرهنگی یونسکو که مقر آن در پاریس است در سال ۲۰۰۶ از مقام هنری عزت‌اله انتظامی تجلیل کرد.
***
عشق تو هنرت بود

محمدعلی کشاورز – عزت سینمای ایران رفت و من خوب می دانم که یک عمر با عزت زندگی کردن یعنی چه؟
عشق تو هنرت بود و در این سال ها هر لحظه عاشقانه زیستی.تو رفتی به جایی امن تر، فارغ از دلواپسی های ما در این روزهای تب آلود و من ماندم با داغ تو و جای خالی دوستی که شصت و شش سال با او رفاقت کردم.نقش های تو تا ابد در حافظه ما تو را جاودانه می کند.
وقت دلتنگی صدای تو را با آن لحن طنازانه به یاد می آورم و تو را تصور می کنم که این بارهم از پس نقش آخرت به خوبی برآمدی.
سفرت به سلامت عزت عزیزم…
***
انتظامی نگاه خوش بینانه ای به زندگی داشت

مسعود جعفری جوزانی – عزت به نظر من خوب زندگی کرد و هر لحظه زندگی اش برای جامعه هنری مفید بود. به هر حال زندگی شکننده و گذراست. مهم این است تا هستیم بتوانیم در این جهان تغییری ایجاد کنیم. مهم این است که چیزی از خودمون به یادگار بذاریم تا کسانی که بعد از ما هستند با آنها زندگی کنند. عزت همه این کارها را کرد.
عزت زندگی زیبایی داشت، از همه لحظات زندگی اش بسیار خوب و درست استفاده کرد. هرگز نبرید. نگاه خوشبینانه ای به زندگی داشت. کنار ما و ملت ایران ماند. زیر بمباران، در تمام گرفتاری ها، با تحریم ها، عزت هم جزئی ملت شد. در واقع همین امر ارزش او را خیلی مضاعف می کند.
عزت می دانست با قهر هیچ چیزی درست نمی شود و همیشه معتقد بود با آشتی جهان می تواند ادامه پیدا کند. در واقع با زندگی همیشه روی آشتی داشت و هر لحظه آن را غنیمت می دانست.
عزت از زندگی بهترین استفاده را کرد. هم برای خودش و هم دیگران.
عزت لحظات و نوستالژی خاصی برای ما و ملت گذاشت، مگر می شود آیندگان وی و آثار وی را فراموش کنند.
زندگی با عزت تر، زیباتر و سازنده تر از این کجا می توانید پیدا کنید؟
خوش به سعادتش فقط، همین را فقط می توانم بگویم.
تا دیدار…
***
انتظامی واقعاً اسطوره بازیگری بود

پرویز پورحسینی – مرحوم عزت ا… انتظامی واقعاً اسطوره بازیگری بود. این هنرمندان دیگر در سینمای ایران تکرار نخواهد شد. من با مرحوم عزت ا… انتظامی در فیلم های «کشتی آنجلیکا»، «هزاردستان» و «روز فرشته» همبازی بودم.
فقدان او را به خانواده اش و جامعه هنری سینمای ایران تسلیت می گویم.
***
انتظامی دیگر جایگزین ندارد

رضا رویگری – مرحوم عزت ا… انتظامی روی نقش هایش منضبط و بسیار حساس بود. اگر سناریو را نمی خواند و ایرادهای آن را برطرف نمی کرد، کار را شروع نمی کرد. انسان خوب و فوق العاده بازیگر منضبط و قوی بود. حالا که عزت ا… انتظامی از بین ما رفتند معلوم نیست که چه کسی جایشان را خواهد گرفت.
من با مرحوم عزت ا… انتظامی در «اجاره نشین ها» و «خانه خلوت» همبازی بودم. روحش شاد.
***
فقط روی بازیگری متمرکز بود

حبیب اسماعیلی – مرحوم عزت ا… انتظامی، یک نسل برای تئاتر کشور کار کرد و پایه گذار تئاتر بود و بعد از آن با فیلم «اجاره نشین ها» به کارگردانی داریوش مهرجویی وارد سینمای ایران شد. تا به امروز که چند دهه از آن سال می گذرد، بازیگرانی بودند که ماندگار بودند. خیلی بازیگرانی را داریم که چند سالی کار می کنند و بعد از یک مدت از صحنه دور و یا فراموش می شوند. یکی از کسانی که در چند دهه حتی تا آخرین لحظات پابرجا بود و نمی توانست کار کند، استاد عزت ا… انتظامی بود. حرفه اش را خیلی دوست داشت و به جز بازیگری به کار دیگری فکر نمی کند. عزت ا… انتظامی همان طور که با لفظ استاد بازیگری از او یاد می کنیم، یکی از بازیگران بسیار ارزشمندمان بود. او مثل چندین بازیگر بزرگ دیگر که از این دنیا رفتند و یک سری دیگر از بزرگان در قید حیات سینمای ایران از جمله جمشید مشایخی، محمدعلی کشاورز و علی نصیریان حضور دارند که این هنرمندان بزرگ از دوره ای شروع به کار کردند که برای نسل جدید و نسل بعد از انقلاب الگو محسوب می شوند.
یکی از شاخصه های بازیگری مرحوم انتظامی این بود که به دو مقوله بسیار اشراف داشت. او جدا از اینکه بازیگر بسیار خوبی بود، فیلمنامه و تدوین را خوب می شناخت. خیلی از بازیگران بودند بلافاصله بعد از یک فیلم در سینما به کارگردانی روی آورند که البته این موضوع ایرادی ندارد. فکر می کنم استاد انتظامی از آن دسته بازیگرانی بود که فقط روی بازیگری متمرکز شد و اشراف خیلی خوبی روی بازیگری اش داشت. هر فیلمی بازی کرده جزو فیلم های ماندگاری شد. جایشان خالی است. ما خیلی از هنرمندان بزرگ را از دست داده ایم و کمتر توانستیم جایگزین خوبی در سینمای ایران داشته باشیم. خیلی متأسف شدم و روز جمعه بسیار تلخ و بدی بود. بویژه که بلافاصله هم خبر درگذشت مرحوم سید ضیاءالدین دری را شنیدیم. کارگردان مهجور و موقری بود و کارهای شاخصی داشت. امیدوارم در زمانی که در دوران حیات هستند برایشان ارزش قائل باشیم. مرحوم عزت ا… انتظامی و سید ضیاءالدین دری در دوران حیات شان از آنها تجلیل به عمل آمده و حق شان بود. به نوبه خودم به خانواده محترم شان و اهالی جامعه سینمای ایران تسلیت عرض می کنم. استاد بسیار ارزشمندی را از دست دادیم سخت است، بتوانیم جایگزینی را در سینمای ایران برایشان پیدا کنیم.
***
انتظامی، بازیگری که هرگز دچار تکرار و کلیشه نشد

عزیزالله حاجی مشهدی(منتقد فیلم و مدرس سینما) – عزت الله انتظامی، بازیگر پرتوان سینما و تئاتر در حالی صحنه پربار زندگی و عرصه هنر بازیگری خود را ترک کرده است که طی ۵ دهه گذشته،یادگارهای ارزنده ای از اجراهای به یادماندنی او در صحنه نمایش و به ویژه با حضور موفق در بیش از ۵۰ فیلم سینمایی(از فیلم گاو داریوش مهرجویی-۱۳۴۸ تا راه آبی ابریشم-محمد بزرگ نیا-۱۳۸۹) و همچنین چند مجموعه درخشان تلویزیونی؛ باقی مانده است.
انتظامی به عنوان بازیگری خلاق؛ با وجود ایفای نقش های پرتنوع در قالب شخصیت های بسیار متفاوت؛ هرگز دچار تکرار و بازی های کلیشه نشد و در هر نقش تازه خود ؛ به خوبی جلوه های آشکاری از بازی ها و اجراهای بی نقص و تاثیر گذاری را به تماشا گذاشته است.
***
راهِ طولانی و‌دشواریست تا عزّت‌مند شدن
الهام پاوه نژاد –
یازدهم اردیبهشت ۱۳۸۹.
دخترم روزی که با هم برای گرفتن امضای گرانقدرش برای لوح تقدیرهای خانه تأتر به خانه‌ش رفتیم خاطرت هست؟
بعد آن دیدارِ مثلِ همیشه شیرین و مثلِ همیشه پربار و آموزنده‌ش به تو گفتم:الان کودکی و هنوز نمی‌دانی و نمی‌شناسی بسیاری از ظرائف و خصلت‌های یک انسان بزرگ را، نه فقط یک هنرمند بزرگ بودن …
راهِ طولانی و‌دشواریست تا عزّت‌مند شدن تا عزّت هنر و سینمای کشوری شدن……
بابا عزٌت جان بسیار دلتنگت خواهیم شد… بسیار….
تلخ‌ترین ۲۶ مرداد تابستان داغ و سخت ۹۷.
تسلیت به وطن که چنین بزرگی را از دست داد.

نوشته نوشتارهایی درباره آقای بازیگر اولین بار در بانی فیلم پدیدار شد.

  • تاریخ : ۲۷ام مرداد ۱۳۹۷
  • موضوع : دسته‌بندی نشده
  • بازدید : 1 views

دبیرکل کمیسیون ملی یونسکو ـ ایران به مناسبت درگذشت عزت سینمای ایران، استاد عزت الله انتظامی پیامی منتشر کرد.

به گزارش روابط عمومی کمیسیون ملی یونسکو ـ ایران، متن پیام حجت‌الله ایوبی (رئیس سابق سازمان سینمایی وزارت ارشاد) بدین شرح است:

«مردی پر از آرزوهای بلند… سرشار از عشق به وطن… یک جهان ادب و احترام… سرشار از تبسم و شیرین چون عسل… امروز رخ از جهان فرو کشید.

او رفت و داغ رفتنش همیشه می ماند بر دل دوستداران سربلندی ایران. او هست هر جا که به نام ایران و به نام سینمای ایران محفلی برپاست؛ آنجا که به احترام بلند می شود دست جوان سینماگر ایرانی. آنجا که خوانده می شود به احترام نام ایرانی برنده در جشن و جشنواره ای. هر جا که تصویری زیبا و متمدنانه از ایران هست می‌توان از “عزت الله انتظامی” همچنان سراغ گرفت…

روحش شاد»

 

در ادامه بازخوانی خاطره دبیرکل کمیسیون ملی یوسکو- ایران از تجلیل با شکوه از آقای بازیگر ایران در یونسکو را می‌خوانید:

«شش سال پیش در حال خواندن همین خاطره برای استاد انتظامی

 

آقای بازیگر ایران

 

شخصیت هنری ایران انتخاب شد. حالا دیگر این قد و قواره شخصیت آقای بازیگر ایران بود که خودش را بر شکل و شمایل پنجمین دوره هفته فرهنگ های خارجی پاریس تحمیل می کرد. همه چیز باید در بالاترین حد ممکن باشد. این اولین توصیه من به همکاران است. سالن شماره دو یونسکو بهترین جایی بود که می‌توانست پذیرایی آقای بازیگر ایران باشد. دست به کار شدیم. با وساطت آقای جلالی سفیر ایران در یونسکو، همه چیز با سرعت برق ردیف شد. سالن شماره دو با گنجایش حدود ٧٠٠ نفر برای برگزاری مراسم بزرگداشت و سالن ١٢٠ نفره سینمای یونسکو هم برای پخش سه فیلم اجاره شد. همه چیز خیلی سریع نهایی شد. قرار شد همزمان در خانه فرهنگ خودمان هم نمایشگاه عکس و آفیش فیلم های مربوط به آقای انتظامی برپا شود. مانده بود هماهنگی با خود آقای بازیگر. سینمای یونسکو هم در برابر آقای بازیگر ایران تسلیم میشود؛ فیلم های گاو، ناصرالدین شاه آکتور سینما و گاو خونی قرار شد در سانسهای مختلف در سینمای یونسکو اکران شود. همه چیز بر محور آقای بازیگر ایران برنامهریزی شد. آقای گلمکانی هم می آمد تا درباره عزت الله انتظامی سخنرانی کند.

آن سوی خط صدایی مهربان و یک دنیا صفا و صمیمت را احساس کردم. پیر سینمای ایران احوال پرسی گرمی کرد. بُغض گلویش را گرفته… با صدای بغش آلودش گفت که من قابل این حرف ها نیستم و کمی مکث و سپس این هق هق گریه هایش بود که دلم را میلرزاند. لقب “آقای بازیگر” واقعا شایسته این مرد بزرگ است. برنامه های رایزنی به انجمن خانه های فرهنگ اعلام شد. رایزن ایتالیا مسئول دوره ای فیسپ (هفته فرهنگ های خارجی از سوی موسسه مراکز فرهنگی خارجی در پاریس موسوم به فیسپ) از این که دید سالنهای یونسکو در اختیار ایران قرار گرفته در شگفت بود.

در زمان کم باقی مانده باید همه چیز تدارک دیده می شد. عکس، فیلم، آفیش ها. در همین ایام، رئیس مرکز موسیقی سازمان صدا و سیما هم در پاریس به سر می برد، به محض شنیدن این خبر بسیار خوشحال شد و همان جا با تهران تماس گرفت و به مجید انتظامی پسر آقای بازیگر سفارش داد تا آهنگی برای بزرگداشت پدر بسازد. خود عزت الله انتظامی هم دست بکار شد. آفیش ها و فیلم ها به کمک خود ایشان آماده شد. مهرجویی در آخرین روزها از شرکت در برنامه انصراف داد و به پیشنهاد خود آقای انتظامی هوشنگ گلمکانی نویسنده کتاب آقای بازیگر جای او را گرفت. مانده بود تهیه بلیط که با کمک دفتر «ایران ایر» و شش بلیط اهدایی «آل ایتالیا» همه چیز ردیف شد. پاریس آماده استقبال از عزت الله انتظامی است…

 

خبر به سرعت برق در ایران و فرانسه پیچید. روزنامه ها و سایت های مختلف دست بکار شدند. تقاضاهای مختلف رادیو و تلویزیون ایران برای مصاحبه نشان از موفقیت خبررسانی می داد. در خبرها روی یونسکو خیلی تاکید می شد. برگزاری برنامه در یونسکو و در چارچوب هفته فرهنگ های خارجی بسیار مورد توجه رسانه های داخلی قرار گرفت. به ویژه این که با همت دکتر جلالی، مدیرکل یونسکو هم با دیدن زندگینامه آقای بازیگر اعلام کرد که خودش یا فرستاده ویژه ای از سوی او در برنامه شرکت خواهند کرد. هیچ فکر نمی کردیم از این اقدام تا به این حد استقبال شود. به ویژه این که کمی پیش تر که در تهران بودم تقریبا هیچ کدام از مسئولین فرهنگی کشور برنامه را جدی نگرفته بودند.

تقریبا یک هفته قبل از آغاز برنامه با ژان کلود کریر و همسرش نهال تجدد ملاقاتی داشتم. از برنامه بزرگداشت عزت الله انتظامی بسیار خوشحال بود. می گفت که عاشق این مرد است. اولین بار در کارگاهی که برای هنرمندان تئاتر در تهران برگزار کرده بود با عزت الله آشنا شده بود. می گفت در بین کارآموزان پیرمردی خوش چهره و مهربان را دید که مانند دانشجویی در برنامه شرکت می کرد. بعد فهمید که او عزت الله انتظامی معروف است. مشکل ژان کلود این بود که روز ٢٨ سپتامبر را باید در قرقیزستان حضور داشته باشد و از این که نمی توانست در یونسکو باشد بسیار متاسف بود. در نهایت قرار شد متنی بنویسد و همسر ایرانیاش “نهال تجدد” متن را بخواند…

روز سه شنبه بیست و پنجم سپتامبر کاروان حدودا ۴٠ نفره هنرمندان، قدم در خاک فرانسه گذاشت. تنها دو روز بعد از برنامه بزرگداشت آقای انتظامی برنامه بزرگ دیگری داشتیم که قرار بود در سالن شماره یک یونسکو برگزار شود. روز شنبه مصادف با ٨٠٠ امین سالگرد تولد مولانا بود و ما در تدارک شب مولانا دراین سالن ١٧٠٠ نفره بودیم. برنامه ای که ماه ها از ما وقت و انرژی گرفته بود و حالا دیگر همه چیز برای اجرای آن آماده بود. نمایش حسین مسافر آستانه پس از چند ماه تلاش خلاصه در دقیقه نود برای اجرا آماده شد. محمد رحمانیان هم که متنش را نوشته، گروه را همراهی می کرد. گروه موسیقی سعید ذهنی که موسیقی تئاتر از آنِ اوست، کنسرت کوتاهی را برای روز بزرگداشت هم تدارک دیده بود. خلاصه همه میهمانان آمدند…

دومین باری بود که عزت الله انتظامی را در فرانسه می‌دیدم. شش سال پیش برای فستیوال بزرگ تراولینگ تهران شهر رن دعوت شده بود و در ضیافت شام با هم آشنا شدیم. شش سال از آن برنامه با شکوه می گذشت. اینک پس از شش سال انتظامی کمی پیرتر و شکسته‌تر به نظر می رسد. در دفتر کارم با احترام نشست از برنامه ها تشکر کرد، با خود کلیپ ها و عکس‌ها و تعدادی آفیش هم آورده… در این جلسه بارها چشم هایش پر از اشک شد. موقع خروج از اتاق گفت مانده ام که بعد از این بزرگداشت چه کنم؟ کارم سخت تر می شود…

خلاصه روز مراسم فرا رسید، دیگر همه چیز آماده بود. برای افطاری هم آقای ابراهیمان دست به کار شد و مانند همیشه آرام و کم خرج و بی سر و صدا برای بیش از ٨٠٠ نفر ساندویچ نان و پنیر و گوجه فرنگی تدارک دید. دو روز قبل روی دو چرخ فرودگاه فقط جعبه های زولبیا و بامیه بود که روی هم چیده شده بودند. زولبیاهای آن روز، زینت سفره امروز بود.

نیم ساعت قبل از شروع مراسم، در راهروی منتهی به سالن شماره یک، جمعیت موج می زد. صحنه زیبایی بود. برای ما که این گونه برنامه ها را کم ندیدیم، صحنه ها عادی و طبیعی است ولی آثار شگفتی را در چهره میهمانان به خوبی می شود، دید. همراه آقای انتظامی زنگ زد. پر از تشویش و نگرانی است. با اضطراب می گوید در خدمت آقای انتظامی در تاکسی هستیم ایشان پیاده نمیشوند. خیلی هم عصبانی هستند خصوصا از اینکه متنش ترجمه نشده. ظاهرا حاضر به صحبت با هیچ کس نبود. خیلی نگران شدم. بعد از چند دقیقه دوباره زنگ زد. خبر خوبی بود «ایشان پذیرفتند و از تاکسی پیاده شدند به سوی درب ورودی می آیند». با عجله به سوی در شتافتم. دیدم تا نیمه راه بیشتر نیامد. مرا که دید دیگر طاقت نیاورد. سعی می کرد تا آنجا که می توانست خودش را نگه دارد. تقریبا فریاد می زد که می خواهید مرا از لابلای جمعیت ببرید مگر می شود. من باید آخر برنامه ظاهر شوم. راست می گفت. ما واقعا غافلگیر شده بودیم و نمی دانستیم چه باید کرد. خصوصا که روز قبل محمد رحمانیان، حسین مسافر و علی راضی در حضور خود ایشان برگزاری مراسم را کارگردانی کرده بودند و تصور همه این بود که ایشان باید از ابتدا در مراسم حضور داشته باشد. آقای جلالی هم حیرت زده می گفت آخه ما صحبت هایمان را با فرض حضور ایشان و خطاب به خود آقای انتظامی تنظیم کردیم. نماینده مدیر کل هم می خواهد ایشان را مورد خطاب قرار دهد.

خلاصه قرار شد دوباره برگردد. دوباره همه همراهانش برگشتند این بار در خودروی خودم و ما هم حیران و سرگردان به داخل جمعیت آمدیم. به محض گشوده شدن درب سالن، در یک چشم به هم زدن همه صندلی ها پر شد. سالن ٧٠٠ نفری پر از جمعیت بود. مهتاب نصیرپور، مجری است و محمد رحمانیان هم با مهارت متن می نویسد و به خانمش می ‌دهد. برنامه تجلیل از آقای بازیگر ایران آغاز شد. به صحنه فراخوانده شدم. سالن پر از جمعیت است. با این که دلم خیلی شور می زد باید چیزی هم می گفتم. صحنه تکراری صحبتهای کوتاه بنده و آقای جلالی و معاون یونسکو. سفیر هنوز نیامده و ظاهرا در ترافیک گیر کرده…

به پشت صحنه آمدم. به محض ورود با کمال شگفتی دیدم که عزت الله انتظامی هم در اتاقی که به سالن اصلی مشرف بود نشسته و آرام و قرار ندارد. آقای امینی هم از این که موفق شد آقای بازیگر را تا چند قدمی سن بیاورد جا داشت که خیلی خوشحال باشد. حالا دیگر جو کمی آرام تر شد…

ظاهرا آقای انتظامی وقتی از لای پنجره یواشکی سالن و جمعیت را دید دلش آرام گرفت. با خیال راحت تر به داخل سالن برگشتم و نشستم کنار نماینده ارشاد که مبهوت جمعیت و نظم برنامه ها بود. برنامه ها یکی پس از دیگری به خوبی اجرا می شد. کلیپهای زیبا درباره آقای بازیگر، صحبت و سخنرانی آقای گلمکانی نویسنده کتاب آقای بازیگر و خلاصه گروه موسیقی که در میان تشویق حاضرین به روی صحنه رفتند و برنامه‌ای زیبا را اجرا کردند. دیگر غیبت آقای انتظامی برای سالن قابل تحمل نبود. همه منتظر بودند، این جا بود که عزت الله انتظامی با کت و شلوار مشکی با یقه سه سانتی، موهای به نسبت بلند و سفید، با وقار و متانت به درون سالن پای گذاشت. با ورودش غوغایی به پا شد. همه تمام قد ایستاده و فریاد می کشیدند. کف و صوت و فریاد و هیجان. اشک در چشمانم حلقه زد. “عزت الله” روی صحنه بود و جمعیت یکسره تشویقش می کرد. خیلی طول کشید تا بتواند سخنرانی اش را آغاز کند. این گونه شروع کرد “خدایا به من کمک کن این کامپیوتر خراب، (اشاره به مغزش) مرا یاری کند.” تمام متنش را اجرا کرد. تمام ژستهایش حساب شده بود. او در حقیقت یک نمایش را اجرا کرد. چقدر خوب و مسلط. تازه می فهمیدم که که این دو سه روز که خود را در هتل حبس کرده بود داشت متنش را تمرین و بهتر بگویم اجرا می کرد. آن جا که گفت هنر آمده است تا آدم درست کند همه کف زدند و آنجا که گفت از سنگلج تا یونسکو خودش گریست و سالن برای چندمین بار تشویقش کرد.

انتظامی متنش را خواند. راحت شد. چهره اش به کلی دگرگون شد. دوباره رسمی ها و این بار به همراه سفیر روی صحنه رفتیم و هدایای مختلف به ایشان تقدیم شد. فلاش، کف و فریاد همه نشان از شبی موفق و رخدادی بزرگ خبر می داد. بزرگداشت عزت الله انتظامی برگزار شد.

در راهرو عزت الله را چون نگینی محاصره کردند. زن و مرد و پیر و جوان چون نگینی او را در برگرفته اند. با حوصله و خوشرویی به همه پاسخ می داد. یکی می گفت الهی فدایت می‌خندید می گفت بلند نگو زیر گوشم بگو. گاهی پیرمردی هم سن خودش می آمد گویی پس از سی سال تاره همدیگر را دیده بودند. همدیگر را بغل می‌کردند و هر دو گریه می کردند، از این صحنه ها پی در پی تکرار می شد.

او شایسته این همه احترام بود. چون خودش برای مردم، بیش احترام قائل است و مردم این را احساس می کردند. هنگامی که شنیدم آقای انتظامی پس از ۴٠٠ اجرای نمایش و دهها فیلم سینمایی برای ظاهر شدن در مقابل مردم این همه وسواس به خرج می دهد در شگفت بودم. برایم معمایی بود که خواندن یک متن آن هم برای آقای انتظامی چرا این قدر دشوار است؟… چرا انتظامی متنش را چند بار برای همراهانش قبل از اجرا می خواند؟… کی باور می کرد که عزت الله انتظامی در کنار متن فارسی اش نوشته بود «این جا سرم را بلند کنم». جای دیگر نوشته «با تکان دست». او برای لحظه لحظه ملاقاتش با مردم سناریو نوشته بود. ژستهایش را هم تعیین کرده بود. چرا که مردم برایش محترم‌اند؛ خیلی محترم. برای همین او “آقای بازیگر ایران” می شود.

بعد از مراسم دیگر می خندید و می خنداند. آن شب بعد از مراسم در رستوران گلستان گفت و گفت و خندید. پیر مرد دیگر خودش شده بود. راحت شده بود. انتظامی می گفت لحظه‌ای که روی سن رفتم روی سر جمعیت خدا را دیدم. رسانه‌های ایران لحظه به لحظه گزارش می‌کردند. همه جا سخن از آقای بازیگر ایران بود.

آقای بازیگر شاد و خرسند ما را ترک کرد. از همان فرودگاه تهران ادامه بزرگداشت شروع شد. معاون هنری وزیر و خبرنگارها با گل به استقبالش رفتند. از فردای همان روز نهادهای دولتی و خصوصی شروع کردند به بزرگداشت گرفتن برای عزت الله انتظامی. همه چیز خوب برگزار شد. خلاصه هیچ فکر نمی‌کردیم از این مراسم تا این حد استقبال شود. گویی رایزنی فرهنگی با این اقدام ایران را از خواب بیدار کرده بود. گویی عزت الله انتظامی پس از چند دهه سفر طولانی تازه به کشور بازگشته بود…

همکاران هر روز با یک پرینت جدید به اتاقم می‌آیند و خبر مصاحبه و یا تجلیلی دیگر در تهران را به من نشان می دهند. همه خوشحال‌اند، اگر چه دیگر در خبرها و مصاحبه‌ها کسی یادی از شماره شش ژان بارت نمی کند ولی ژان بارت باز هم در تب و تاب است. همه دارند برای شب مولانا و شب سفید آماده می شوند. گروه نمایشی حسین مسافر آستانه در ژان بارت مشغول تمرین اند. آقای آیت پیمان با مهربانی و صفایی وصف نشدنی گروه را همراهی می کند.

کارمندان محلی سفارت در حسرت یک خواب کامل‌اند. خسته ولی پرنشاط. چه خوب شد که آنها شرکت در جلسه های مختلف را بلد نیستند. گزارش نویسی، تلفن، اینترنت، گمانه زنی، زیرآبی رفتن، زیرآب زدن، عکس گرفتن و پچ و پچ را بلد نیستند. چکامک و چکاوک میهمانان را همراهی میکنند. خبر تهیه می‌کنند. همه برای اجرای یکی از زیباترین برنامه های رایزنی فرهنگی آماده می شوند. کسی به ساعتش نگاه نمی‌کند. کسی به دنبال اضافه کاری نیست. خانم بچه ها منتظر نیستند. نگاه ها پر از مهر است. برنامه ای بزرگ در پیش است…

به نقل از « حجت الله ایوبی، ۱۹۷۲ روز در شماره ششم ژان بارت، چاپ دوم ۱۳۹۴، تهران، نشر ثالث»

 

نوشته خاطره‌ حجت‌الله ایوبی از عزت‌الله انتظامی و یک تجلیل باشکوه اولین بار در بانی فیلم پدیدار شد.

  • تاریخ : ۲۷ام مرداد ۱۳۹۷
  • موضوع : دسته‌بندی نشده
  • بازدید : 1 views

فیلمبرداری سکانس های باقی مانده «مشت آخر» از سر گرفته می شود.
به گزارش بانی فیلم، فیلمبرداری فیلم سینمایی «مشت آخر» به کارگردانی مهدی فخیم زاده و تهیه کنندگی سیدحامد حسینی که به دلیل سانحه تصادف فخیم زاده به مدت چند هفته متوقف شده بود قرار است از امروز دوباره در شمال کشور آغاز شود.
فخیم زاده با تأیید این خبر به بانی فیلم گفت: «فیلمبرداری چند سکانس از فیلم باقی مانده که با همراهی اعضای پشت دوربین و گروه بازیگران این سکانس ها از امروز در شمال کشور مقابل دوربین می رود. پس از اتمام فیلمبرداری نیز بلافاصله مراحل تدوین و صداگذاری آغاز خواهد شد تا فیلم هر چه زودتر آماده نمایش شود».
در «مشت آخر» با نام قبلی «مشت در وقت اضافه»، گوهر خیراندیش، احمد نجفی، رامین راستاد، گلناز خالصی، حمیدرضا قلی خانی، سیاوش معمارزاده، آتنا مهیاری همراه با خود مهدی فخیم زاده به ایفای نقش می پردازند.
این فیلم یک کمدی اکشن اجتماعی و خانوادگی است.
این نوزدهمین فیلم فخیم زاده در مقام کارگردان است که نگارش فیلمنامه آن را نیز خودش برعهده داشته‌ است.
علیرضا زرین دست به عنوان مدیر فیلمبرداری، عباس بلوندی طراح صحنه و لباس، عباس رستگارپور مدیر صدابرداری و محمد گل افشار به عنوان طراح گریم با این فیلم همکاری دارند.
آخرین ساخته مهدی فخیم زاده در سینما فیلم «هم نفس» با بازی رویا نونهالی، مریلا زارعی، ناصر آقایی و خود وی بود که سال ۸۲ روی پرده رفت.
این کارگردان در کارنامه سینمایی خود ساخت آثار شاخصی چون «مسافران مهتاب»، «همسر»، «ساده لوح»، «خواستگاری»، «بهار در پاییز» و… را نیز دارد.
فخیم زاده در تلویزیون نیز مجموعه های پرمخاطبی چون «تنهاترین سردار»، «ولایت عشق»، «خواب و بیدار»، «حس سوم»، «بی صدا فریاد کن»، «قتل در ساختمان ۸۵» و «فوق سری» را کارگردانی کرده است. او در جشنواره سی و دوم فیلم فجر برای بازی در فیلم سینمایی «آذر، شهدخت، پرویز و دیگران» به کارگردانی بهروز افخمی کاندیدای دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد شد.
اولین نمایش «مشت آخر» به احتمال فراوان در جشنواره سی و هفتم فیلم فجر خواهد بود.

نوشته سکانس های پایانی «مشت آخر» مقابل دوربین می رود اولین بار در بانی فیلم پدیدار شد.

  • تاریخ : ۲۷ام مرداد ۱۳۹۷
  • موضوع : دسته‌بندی نشده
  • بازدید : 0 views

جمال شورجه فیلم ضد استعماری خود را با نام «احمد بای» در کشور الجزایر کلید زد.
به گزارش بانی فیلم، فیلمبرداری فیلم تاریخی و ضد استعماری «احمد بای» به کارگردانی جمال شورجه و با حضور وزیر فرهنگ الجزایر و رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در شهرک سینمایی CADC الجزیره پایتخت الجزایر آغاز شده است.
این پروژه محصول مشترک بین کشورهای ایران و الجزایر است.
جمال شورجه پیش از این از تلاش برخی گروه‌های تکفیری برای سنگ‌اندازی در تولید این فیلم ضداستعماری خبر داده بود.
تمام بازیگران این فیلم الجزایری هستند و فقط با یکی از بازیگران فرانسوی مذاکراتی صورت گرفته است. برخی از اعضای گروه پشت دوربین این فیلم نیز از میان عوامل ایرانی انتخاب شده اند.
با قطعی شدن بازیگران و عوامل پشت دوربین تولید این پروژه چند روز قبل با حضور مقامات الجزایری آغاز شده است. تهیه کننده این فیلم نیز از کشور الجزایر است.
احمد بای نام یکی از سرداران استقلال الجزایر در زمان رویارویی با حمله فرانسوی هاست.
این فیلم از لحاظ تولید یکی از سخت ترین کارها محسوب می شود و اولین کار بزرگ تاریخی سینمای الجزایر محسوب می شود.
با حسن ایوبی برای مونتاژ و حمید رسولیان برای جلوه های ویژه میدانی این فیلم سینمایی و همچنین چند تن از عوامل و متخصصین ایرانی مذاکراتی صورت گرفته است.
برخی از عوامل پشت دوربین «احمد بای» عبارتند از: کارگردان: جمال شورجه، تهیه کننده: دکتر سمیره حاج جیلانی، مدیر هنری: مجید میرفخرایی، مدیر فیلمبرداری: تورج منصوری، مدیر چهره پردازی: کامران خلج، برنامه ریز و دستیار اول کارگردان: دکتر شادی زیدان از لبنان، مدیر صدابرداری: احمد صالحی.

نوشته «احمد بای» در الجزایر مقابل دوربین رفت اولین بار در بانی فیلم پدیدار شد.

  • تاریخ : ۲۷ام مرداد ۱۳۹۷
  • موضوع : دسته‌بندی نشده
  • بازدید : 1 views

رییس جمهور: انتظامی بازیگر محبوب صاحب سبک و پرتلاش سینما و تئاتر بود
بانی فیلم، گروه سینمای ایران: باور خرافی اینکه مرگ وقتی بیاید به این راحتی دل نمی کند، صبح جمعه گذشته گویی ابعاد واقعی خودش را با درگذشت دو هنرمند سینمای ایران نشان داد. در حالی که تنها چندروز از درگذشت منوچهر عسگری نسب، کارگردان سینمای ایران و محمد عبادی دوبلور گذشته، صبح دیروز برای خیلی از ما با دو خبر تلخ دیگر همراه بود. درگذشت عزت الله انتظامی و ضیاالدین دری. درباره مرحوم دری همکارانمان در گروه تلویزیون مطالبی تهیه کرده اند. خبر درگذشت انتظامی هرچند غم انگیز و ناراحت کننده بود، اما انتشار اخبار مختلف از بیماری او طی چهار – پنج سال اخیر و حضور کمرنگ اودر عرصه بازیگری خبر از کهولت سن و بازنشستگی اجباری هنرپیشه عاشقی می داد که از نسل طلایی بازیگران سینمای ایران بود. نسلی که پیشتر داود رشیدی را نیز از دست داده بود. نسلی که البته هنوز با بزرگانی تکرار نشدنی و در قید حیات همچون علی نصیریان، محمدعلی کشاورز و جمشید مشایخی به یاد آورده می شود که عمرشان دراز باد.
عزت الله انتظامی بامداد جمعه ۲۶ مرداد در سن ۹۴ سالگی در بیمارستان باهنر تهران درگذشت.این بازیگر پرآوازه متولد سال ۱۳۰۳ در تهران بود و طول فعالیت هنری خود در ۵۶ فیلم سینمایی و بیش از ۷۰ نمایش تلویزیونی به عنوان بازیگر یا کارگردان به ایفای نقش پرداخت.
استاد مسلم بازیگری و آقای بازیگر سینمای ایران عزت ا… انتظامی نه تنها خودش پیر سینما و تئاتر بود، بلکه فرزند برومندی چون مجید انتظامی را هم به سینما هدیه داد که ماندگارترین موسیقی های سینمای ایران را نواخته است.
عزت سینمای ایران همیشه عزت سینمای ایران است. مهاجری از تئاتر به سینما آمده که در هر اثری نمود خاص و منحصر به فردی پیدا کرده و حک شده در یادهایمان؛ مگر می شود از کنار شاه نقش هایش گذشت؟! مگر می شود از حضور پر صلابت نقش های کوتاهش چشم پوشی کرد؟!
«گاو»، «بیتا»، «حاجی واشینگتن»، «هزاردستان»، «خانه خلوت»، «کمال الملک»، «اجاره نشین ها»، شیر سنگی»، «هامون»، «بانو»، «ناصرالدین شاه آکتور سینما»، «روسری آبی»، «روز واقعه»، «گاوخونی»، «دیوانه ای از قفس پرید»، «حکم»، «چهل سالگی»، «مینای شهر خاموش»، همه و همه را وقتی به یاد می آوریم هم صدا و هم تصویرش در ذهنمان منقوش می شود و احساسمان را لبریز می کند.
هنر جاوید است و هنرمند راستین همچون آقای بازیگر جاویدان. هنرمندی که به نهایت سطوح بازیگری رسید.
مراسم تشییع استاد عزت اله انتظامی، مراسم وداع با این هنرمند فقید ساعت ۹٫۳۰ صبح روز یکشنبه ۲۸ مرداد از تالار وحدت به سوی قطعه هنرمندان بهشت زهرا(س) برگزار می شود.
در پی درگذشت انتظامی، تعدادی از اهالی سینما در خانه این هنرمند حضور یافتند. علی نصیریان، امین تارخ، ایرج راد، علی دهکردی، رضا کیانیان، پرویز پرستویی، منوچهر شاهسواری، اکبر زنجانپور،، اکبر قدمی، مازیار میری،شکرخدا گودرزی، هنگامه قاضیانی و جمع دیگری از جمله این چهره ها بودند. هر چند به خبرنگاران و عکاسان اجازه حضور در داخل منزل و عکاسی داده نشد، ولی تجمع آنان مقابل ساختمان قابل توجه بود.
سیل پیامهای تسلیت به مناسبت درگذشت عزت الله انتظامی
با انتشار خبر غم انگیز درگذشت عزت الله انتظامی، آقای بازیگر سینمای ایران، سیل پیامهای تسلیت از سوی مقامات، چهره ها و بسیاری از هنرمندان و مردم در فضای رسمی رسانه ای و صفحات مجازی منتشر شد.
به گزارش بانی فیلم، حسن روحانی رئیس جمهور نیز در پیامی با تسلیت درگذشت عزت الله انتظامی هنرمند توانا و پیشکسوت کشورمان، تصریح کرد که این بازیگر محبوب، صاحب سبک و پرتلاش سینما و تئاتر، با خلق آثاری فاخر و به یاد ماندنی، نقشی ممتاز در اعتلای هنر ایران عزیز ایفا کرد.در پیام حسن روحانی آمده است: «درگذشت هنرمند توانا و پیشکسوت کشورمان مرحوم عزت الله انتظامی موجب اندوه و تأثر شد.این بازیگر محبوب، صاحب سبک و پرتلاش سینما و تئاتر، با خلق آثاری فاخر و به یاد ماندنی، نقشی ممتاز در اعتلای هنر ایران عزیز ایفا کرد.اینجانب درگذشت این هنرمند محبوب را به خانواده محترم انتظامی، جامعه فرهنگی و هنری کشور، و همه علاقمندان به هنر تسلیت می‌گویم و از درگاه ایزد منان برای ایشان رحمت الهی و برای عموم بازماندگان، صبر و سلامتی مسئلت دارم.»
سید عباس صالحی، وزیرفرهنگ و ارشاد اسلامی در پیام خود نوشت:«خبر درگذشت هنرمند پیشکسوت، آقای بازیگر مرحوم عزت الله انتظامی موجب تاثر و تاسف عمیق شد. این هنرمند فرهیخته و مردمی، قریب به هفت دهه از عمر پرثمر خویش را وقف ایفای نقش‌های گوناگون و متنوع در عرصه تئاتر و سینمای ایران نمود و با خلق خاطراتی به یادماندنی در ذهن همه ایرانیان هنردوست، چهره ماندگار هنر این سامان شد.مردمی که با خنده‌های او شاد شدند و با اشک های او گریستند از عزت الله انتظامی جز ادب، وقار و احترام ندیدند و هنرمندانی که در این عرصه همنفسی با او را تجربه کردند، همواره به نیکی و بزرگی از عزت سینمای ایران یاد می‌کنند.بی تردید فقدان این بزرگ‌مرد ضایعه‌ای برای هنر معاصر ایران خواهد بود.اینجانب فقدان این هنرمند مردمی را به عموم هموطنان، اصحاب فرهنگ و هنر و اهالی تئاتر و سینما، بویژه خانواده آن مرحوم و فرزندان برومند و هنرمند وی صمیمانه تسلیت گفته و از درگاه ایزد متعال رحمت واسعه و علو درجات برای آن عزیز از دست رفته آرزومندم.»
محمد جواد ظریف وزیر امور خارجه با صدور پیامی درگذشت انتظامی را تسلیت گفت. در پیام ظریف آمده است: «خبر درگذشت هنرمند پیشکسوت و محبوب مرحوم استاد عزت الله انتظامی موجب تاثر گردید. این ضایعه بزرگ را به خانواده آن مرحوم، جامعه هنری کشور و مردم شریف و هنر پرور ایران تسلیت گفته، رحمت الهی برای آن فرهیخته ارجمند که عمری را در راه هنر متعهد، فاخر و مردمی سپری کرد از خداوند بزرگ مسالت می نمایم.»
سید حسن هاشمی وزیر بهداشت نیز در پیامی، درگذشت عزت الله انتظامی- بازیگر سینما و تلویزیون- را تسلیت گفت و نوشت:«انا لله و انا الیه راجعون
آقای بازیگر هم به دیار باقی شتافت. این رسم جهان است؛ یک روز می‌آییم و یک روز می‌رویم.خوش بر احوال آنان که با عزت زندگی می‌کنند و با عزت می‌روند.درگذشت فقید سعید، عزت‌الله انتظامی را به خانواده محترمش، به‌ویژه هنرمند گران‌قدر جناب آقای مجید انتظامی و دوستان و دوستداران آن زنده یاد تسلیت عرض می‌کنم».
رییس سازمان سینمایی نیز عزت الله انتظامی را در همه عمر، شریک سختیها، روایت گر شادی‌ها، همراه وهمدم همه لحظات هم میهنانش عنوان کرد.محمد مهدی حیدریان در پیامی این ضایعه را تسلیت گفت و نوشت:«انا لله و انا الیه راجعون
انسانی شریف، مردی بزرگ، هنرمندی توانا ومردمی، جهان خاکی رابه سوی منزل گاه ابدی خویش ترک کرد.همه عمر، شریک سختیها، روایت گر شادی‌ها، همراه وهمدم همه لحظات هم میهنانش بود.چه بسیار بجای مردم گریست، تا بدانند شریکی بر الامشان وجود دارد.وچه سخاوتمندانه خنداند بی ترس از ملامت دیگران، تا بدانند امید معبر آینده است.خدای مهربان جزای مهربانیهایش را مزید فرماید. روحش را قرین عزیزان درگاهش منزلی ابدی، و به خانواده محترم بویژه پسر بزرگوارش و جامعه شریف هنری، صبر واجر عنایت فرماید».
معاون امور هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز در پیامی درگذشت استاد عزت الله انتظامی؛ بازیگر تئاتر و سینمای ایران را تسلیت گفت. سید مجتبی حسینی در این پیام نوشته است:«عزت الله انتظامی هنرمند ارزشمند و بازیگر تئاتر و سینمای ایران خاطرات ماندگاری را در چند دهه روی صحنه نمایش و در برابر دوربین برای ما به یادگار گذاشت. انتظامی از تماشاخانه ها و تئاترهای لاله زار راهی را آغاز کرد و با حضور مستمر و فعال برای پیشرفت تئاتر و سینمای ایران تلاش کرد. تئاتر و سینمای ایران گوهر گرانبهایی را از دست داد اما نام آقای بازیگر همیشه در فرهنگ و هنر ما زنده و پاینده است.درگذشت استاد انتظامی را به خانواده گرامی اش، جامعه هنری و دوستداران تئاتر و سینما تسلیت می گویم. یادش گرامی باد».
علیرضا تابش مدیرعامل بنیاد سینمایی فارابی نیز در پیامی در این باره نوشت:«انا لله و انا الیه راجعون
در نهایت تالم و اندوه فراوان، یکی دیگر از مردمی‌ترین هنرمندان این سرزمین، دعوت حضرت حق را لبیک گفت و آخرین نقش ماندگار خود را در تاریخ هنرهای نمایشی این مرز و بوم به یادگار گذاشت.همچو نامش، عزت مندانه، سالیان سال، با نقش‌ها و آثاری جاودان برای هنر و فرهنگ این مملکت، افتخار و اعتبار بجا گذاشت و همیشه برای مردم شادی آفرید.هنردوستان ایرانی هیچگاه کلام و اشارات نافذ «آقای بازیگر» را در حمایت از نیازمندان فراموش نخواهند کرد چرا که باور داشتند و دارند واژه هنرمند، یگانه عیار عیان او بود.مصیبت فقدان استاد عزت الله انتظامی را به خانواده محترم و دوستداران و اهالی شریف سینمای ایران تعزیت و تسلیت عرض نموده، از درگاه پروردگار لطیف، علو درجات و آرامش ابدی مسئلت می‌نمایم».
محمود دولت‌آبادی در پیام خود نوشت:«درگذشت هنرمند تئاتر، عزت الله انتظامی را تسلیت می‌گویم. به همسر همراهش بانو فلور و به فرزندان و دیگر بازماندگان. همچنین تسلیت دارم برای هنرمندان هنر نمایشی و دوست‌داران تئاتر و سینمای کشور.عاقبت منزل ما وادی خاموشان است- حالیا غلغله در گنبد افلاک انداز.
آمرزیده باد او».
ابراهیم حقیقی طراح وگرافیست سرشناس نیز طرحی از انتظامی در اینستاگرام خود منتشر کرد و نوشت«نود و چهار سال عمر با عزت عزت الله انتظامی».
علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی نیزدر پیامی ضمن تسلیت درگذشت بازیگر پیشکسوت عزت الله انتظامی به جامعه هنری و فرهنگی کشور، وی را شخصیتی مورد احترام‌ همگان‌ توصیف کرد و نوشت:«ایشان طی سالها فعالیت در عرصه بازیگری، نقش آفرینی ها و آثار ماندگاری از خود برجای گذاشتند و از سرآمدان این حرفه قلمداد می شدند و به دلیل دارا بودن اخلاق و منش شایسته، همواره مورد احترام‌ همگان‌ بود.هنرمندی ایشان در طرازی ممتاز و الگویی برای تلاش و دستیابی به موفقیت در عرصه هنر بود.اینجانب ضمن عرض تسلیت به مردم شریف ایران، بویژه جامعه هنری و فرهنگی و خانواده محترم ایشان، برای مرحوم عزت الله انتظامی رحمت و مغفرت و برای بازماندگان صبر و اجر از درگاه خداوند مسئلت می کنم».
پرویز پرستویی نیز با انتشار تصویری از خود در کنار انتظامی در فیلم «دیوانه از قفس پرید» نوشت «عزت سینمای ایران رفت، روحش شاد و یادش گرامی.تسلیت به سینمای ایران». او در پست دیگری بخشهایی از بازی او را نیز در فیلم های مختلف به اشتراک گذاشت و نوشت «کی قراره جای شما رو پر کنه؟ هیچکس».
بهرام رادان نیز با انتشار تصویری مشترک از خود و انتظامی در فیلم «گاوخونی» نوشت:«بدرود عزت خان، آقای بازیگر شما تا ابد جاودانه اید».
سالار عقیلی نیز با انتشار تصویری از انتظامی در اینستاگرام خود نوشت:«رفتی و رفتن تو آتش نهاد بر دل.عزت سینمای ایران، مرد بی تکرار تاریخ سینمای ایران، روحت شاد و یادت گرامی باد».»
عبدا… اسکندری، مهدی فخیم زاده،تهمینه میلانی، مهدی کرم پور،حمید فرخ نژاد، شادمهر عقیلی، محمدرضا گلزار، محمدرضا هدایتی، اشکان خطیبی، پوریا پورسرخ، مهدی سلطانی، مهناز افشار، رامبد جوان،بهنوش طباطبایی، و… نیز از جمله هنرمندانی بودند که درگذشت آقای بازیگر را در صفحات شخصی شان تسلیت گفتند.
این خبر در همان ساعات اولیه انتشار در رسانه های خارج از کشور نیز بازتاب داشت. بی بی سی در مطلبی با عنوان «من عزت انتظامی، بچه سنگلج» درباره این بازیگر نوشت. در بخشی از اینم مطلب آمده:«فیلم حکم، تنها همکاری انتظامی با مسعود کیمیایی بود؛ فیلمی در ژانر گانگستری و نوآر که انتظامی در آن نقش گانگستری به نام رضا را بازی می کرد. انتظامی در مورد همکاری اش با کیمیایی در فیلم حکم به بی بی سی فارسی گفته بود: «در روزنامه ها خواندم که آقای کیمیایی برای فیلم حکم مرا انتخاب کرده است. ما با هم سلام و علیک داشتیم و من از کارهایش خوشم می آمد و برایش احترام قائل هستم. به هر حال ایشان سبک کار خود را همیشه انجام می داد. وقتی مرا خواستند و رفتم دفترشان یک وحشت و ترسی مرا گرفته بود. اینکه با کارگردانی دارم کار می کنم که تا الان کار نکرده بودم و سر پیری اصلا نمی توانم راه بروم. کارگردانی که با هنرپیشه های بزرگ سینمای ایران کار کرده بود.یکی از حسرت های زندگی انتظامی این بود که نتوانست با بهرام بیضایی کار کند: آقای بیضایی استاد من بوده و به کارش علاقمند هستم. با بیضایی کار نکردم، ولی شاگردش بودم. در دانشگاه که تئاتر چین را درس می داد و من بلد نبودم جواب بدم. یاد بهرام به خیر. همیشه برایش احترام قائل هستم». این  خبرگزاری همچنین در فراخوانی از مخاطبانش خواسته فیلمی از عزت‌الله انتظامی که بیشتر از همه می‌پسندند و با آن خاطره دارند و نقش از او که در یادشان ماندگار شده را در فایلی صوتی ارسال کنند.

نوشته آقای انتظامی؛ غم این جمعه هرگز از یادمان نمی رود اولین بار در بانی فیلم پدیدار شد.

  • تاریخ : ۲۷ام مرداد ۱۳۹۷
  • موضوع : دسته‌بندی نشده
  • بازدید : 3 views

بانی فیلم، گروه سینمای ایران: جواد طوسی در مورد فیلم سینمایی «پشت دیوار سکوت» جدیدترین اثر مسعود جعفرى جوزانى گفت: هر تماشاگر، می‌تواند مبلغ «پشت دیوار سکوت» در اکران عمومی باشد.
جواد طوسی منتقد و نویسنده سینمایی در مورد فیلم «پشت دیوار سکوت» گفت: کارنامه هنری و سینمایی مسعودجعفری جوزانی به ما می‌گوید که او انسان دغدغه مند و ریشه‌داری است و بر اساس شناختی که از او دارم، معتقدم پایمردانه به اصول و عقاید خود پایبند بوده و آن تبارشناسی فردی، فرهنگی و اجتماعی را همواره در دستورکارش قرارداده است.‌ حفظ روح ملی، دغدغه اصلی جعفری جوزانی است و این را به صور مختلف در آثار ش نمودار کرده.
وی همچنین گفت: حتی فکر می‌کنم آن دورانی که جوزانی تحصیلات آکادمیکش را در سرزمینی که همواره سنگ «دموکراسی» را به شکل ویترینی و متظاهرانه به سینه زده، شیفته و مرعوب این محیط و تفکر فریبنده‌اش نشده است. به عبارتی، او تکنیک غربی را صرف انعکاس هر چه بهتر هویت و روح شرقی می‌کند.
نگاه دغدغه‌مند جعفری جوزانی
طوسی در ادامه افزود: جوزانی در یک شرایط حساس تاریخی ـ اجتماعی وارد جامعه خودش می‌شود و مبتنی بر نگاهی دغدغه‌مند، آثار خودش را مرحله به مرحله به نمایش می‌گذارد. آثاری که از همان فیلم‌‌های کوتاه اولیه، اعم از زنده و انیمیشن، همه به آن ریشه‎های ملی و عرفانی تکیه دارند.
تعلق خاطر فیلمساز به جایگاه تاریخ‌ساز و انکارناپذیر مولانا
وی همچنین گفت: این تعلق خاطر یک فیلمساز به شاعری در جایگاه تاریخ‌ساز و انکارناپذیر مولانا و استفاده از یک بیان موجز تصویری دراین وام‌گیری ادیبانه در تجربه‌های آغازین جوزانی کاملا مشاهده می‌شود. او در اولین فیلم بلندخود، «جاده‌های سرد» به رابطه انسان با طبیعت می‌پردازد و از تنازع بقا به نگاهی مردم شناسانه و انسانی می‌رسد؛ بدون اینکه بخواهد از لهجه، کلام و ادبیات بومی استفاده ابزاری و توهین آمیز کند. درواقع، جوزانی در این مواجهه عینی با محیط بکر انتخابی‌اش، در برابر همه آن آدم‌ها و مناسکی که دارند در آن جامعه نسبتاً بدوی تجربه می‌کنند، سرتعظیم فرو می‌آورد. متقابلا او از طریق فردیتی چون آقای موسوی که در شکل ظاهری‌اش نقص عضو دارد، کنش‌مندی عارفانه‌ای را به نمایش می‌گذارد. یکی از حلقه‌های تکرار شونده در آثار جوزانی که به یک ترجیع‌بند تبدیل می‌شود، همین نگاه مبتنی بر عرفان است که هیچ موقع رنگ و بوی گوشه‌نشینی ندارد و در یک «دل ای دل ای» کردن و «مولا مولا» و «انالحق» گفتن روبنایی و شفاهی خلاصه نمی‌شود؛ حتماً باید کنشگری و عملگرایی اجتماعی داشته باشد.
جعفری جوزانی در آثارش یک ناظر تاریخی است
این منتقد سینمای ایران در ادامه سخنانش افزود: در مسیر بعدی، نوع مواجهه جوزانی را با متن تاریخ می‌بینیم؛ تاریخی که ضایعات و تلفات خود را دارد. ولی افراد منتخب جوزانی هیچ‌گاه نگاه منفعلانه و ساکن نسبت به این رخدادها و حوادث درحال‌ تکرار ندارند. در آثار جوزانى، یک ناظر تاریخی آگاه می‌بینیم که گویی از تمام این رخدادها و کشمکش‌های پایان ناپذیر عبور می‌کند تا با تلخکامی به ما بگوید گوش شنوایی نیست و لعبتکان و بازی خوردگان تاریخ نمی‌خواهند عبرت بگیرند. از زاویه دید ناظر دلنگرانی چون مسعود جعفری جوزانی، نقبی به گذشته‌های نه چندان دور زده می‌شود، حوادث، تقابل‌ها، رابطه انسان متفکر و دلسوز و روشنفکر با افراد و اقشار فاقد هویت فردی و منزلت اجتماعی زمینه‌ساز درگیریها و ضایعاتی می‌شوند که با تراژدی گره می‌خورند؛جوزانی همه اینها را در نمایشی موجز و هنرمندانه با تکیه بر قصه و روایت پایه‌ریزی می‌کند و نهایتاً در افق دید واقع‌بینانه و در عین حال آرمانی‌اش، حالتی سایه روشن را به نمایش می‌گذارد.
«شیر سنگی»، «در مسیر تندباد» و مجموعه ماندگار «در چشم باد»
وی با اشاره به مصادیق این نوع نگاه گفت: تجلی عینی این زاویه دید جعفری جوزانی را در فیلم‌های «شیر سنگی»، «در مسیر تندباد» و مجموعه تلویزیونی ماندگار «در چشم باد» می‌بینید که چگونه افراد برگزیده او از طریق یک موقعیت فردی «راوی» می‌شوند و این راوی در متن تاریخ طی طریقی پرکشش دارد و نهایتاً انگار حدیث نفس گذشته و حال این سرزمین را عیان می‌کنند.
اسطوره‌های بر حق جوزانی
این منتقد سینمای ایران در ادامه سخنانش تأکید کرد: آعلی یار «شیرسنگی»، بیژن ایرانی «در چشم باد» و آن خلبان به شهادت رسیده «پشت دیوار سکوت» که در رؤیاهای دختر حق‌طلبش ستاره ظاهر می‌شود، همه به عنوان اسطوره‌های بر حق جوزانی، ریشه محکم در این خاک پهناور و خونین دارند. در «پشت دیوار سکوت» به عنوان آخرین فیلم جوزانی، ساحت اسطوره را در مناسبات جامعه پرهیاهو و هویت باخته معاصر و در مرز میان واقعیت و رؤیا و فانتزی می‌بینم. خلبانی پیوندخورده با آن رخداد و دفاع مقدس هشت ساله، قابلیت آن را داردکه وجه دیگری از قهرمان‌گرایی را در جامعه بی‌قهرمان این زمانه رقم بزند. شما این حس و شمایل قهرمان‌گرایانه را در یک رابطه عاطفی و عاشقانه میان یک دختر و پدرش می‌بینید. درواقع، جوزانی نمی‌خواهد این اسطوره تاریخی را در سایه و یک فلاش‌بک ذهنی قرار دهد.
کانون خانواده نقطه گریزناپذیر نگاه دغدغه‌مند مسعود جعفری جوزانی
وی افزود: ستاره می‌خواهد برای پدر از دست رفته‌اش، حضوری نامیرا قائل شود و این را عملا در رؤیاها و زندگی روزمره‌اش به نمایش می‌گذارد؛انگار پدر هویتمندش محرک او در آن حضور و جولاندهی اجتماعی‌اش است. این سهیم ‌شدن کانون خانواده در برخورد و درک درست شرایط عینی، اجتماعی، فرهنگی و تاریخی معاصر، نقطه آرمانی نگاه دغدغه‌مند فیلمسازی چون مسعود جعفری جوزانی است که در یک هم‌آوایی و هم‌سرایی نهایی متجلی می‌شود.
طوسی در ادامه اظهار داشت: ولی در عین حال، شما در مسیری که فیلم «پشت دیوار سکوت» طی می‌کند، همه گونه آدمی می‌بینید. آدمی که واقع‌بین است و حوزه فرهنگی را مدیریت می‌کند (بهزاد فراهانی) ولی از واقعیت تلخ زمانه هم می‌گوید. او نمی‌خواهد محافظه‌کار باشد، ولی این محافظه‌کاری از شرایط بیرونی جامعه به او تحمیل می‌شود. با این حال، او آدمی خنثی و منفعل نیست و برای رفع مشکل آموزشی یک نوجوان، قدم مثبت بر می‌دارد.
وکیل «پشت دیوار سکوت» چالش دارد و بحث می‌کند
جواد طوسی وکیل دادگستری در ادامه سخنانش تأکید کرد: وکیل «پشت دیوار سکوت» بر خلاف بسیاری از فیلم‌های سینمایی و سریال‌های تلویزیونی یک حضور دافعه‌آمیز صرف ندارد. او با آن بازپرس پرونده، بحث می‌کند و حتی برای مسیر بهتر پرونده، ارائه طریق می‌کند. در همان یکی دو سکانسی که مرتبط با دادسرا و دستگاه قضایی است، جوزانی بر خلاف بسیاری از کارگردان‌ها که از مشاور حقوقی استفاده نمی‌کنند؛ با بنده تماس گرفت و گفت برای هر چه بهترشدن دیالوگ‌های این صحنه، که بین بازپرس و شاکی و متهم و وکیل ردوبدل می‌شود، چه نکاتی را پیشنهاد می‌کنی؟ که مواردی پیشنهاد و عمل شد. این نشان می‌دهد که آقای جوزانی یک صاحت یک سویه ندارد. این سعه صدر و نگاه روشن‌بینانه، برایم قابل ستایش است.
«شازده کوچولو» متن ماندگار «آنتوان دوسنت اگزوپری»
وی در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به نگاه تحلیل‌گر مسعود جعفری جوزانی در حوزه عرفان گفت: در «پشت دیوارسکوت» چند مفهوم عرفانی با هم در آمیخته می‌شود. یک وجه نمایشی این قضیه از طریق تک‌گویی‌های «ستاره» به عنوان راوی اصلی فیلم و وام‌گرفتن از قصه «شازده کوچولو»ی «آنتوان دوسنت اگزوپری» نمودار می‌شود. وجه دیگر برگرفته از «منطق الطیر» عطار است. من چند بیت قسمت انتهایی «منطق الطیر» را می‌خوانم، شما مصادیق آن را در رابطه‌های فردی و اجتماعی و حضور تجمع‌یافته آدمهای «پشت دیوار سکوت» در ذهنتان مرور کنید، تا ببینید چقدر با رفتار و ناسبات شخصیت‌های اصلی و وجه تأویل‌پذیر فیلم، همخوانی دارند:
ما به سیمرغی بسی اولی تریم زانکه سیمرغ حقیقی گوهریم
محو ما گردید در صد عز و ناز تا به ما در خویش را یابید باز
محو او گشتند آخر بر دوام سایه در خورشید گم شد و السلام
درست مترادف این بیت آخر را شما در مولانا می‌بینید:
آفتاب آمد دلیل آفتاب گر دلیلت باید از وی رخ متاب
بیان سهل و ممتنع و نگاه بی‌تکلف «پشت دیوار سکوت»
طوسی همچنین گفت: ببینید چقدر این مفاهیم عرفانی یک وجه زمینی و اینجایی پیدا می‌کنند و کاملاً می‌تواند با رفتارشناسی «ستاره» و مجموعه‌ای که آن حضور اجتماعی را پوشش می‌دهند، همدلی و همراهی داشته باشد. به عقیده من، این بیان سهل و ممتنع و نگاه بی‌تکلف در جای جای فیلم مشاهده می‌شود.
وی افزود: شاید بتوان گفت بخشی از این شیوه بیانی، ادای دین جوزانی است به تاریخ سینما و فیلمساز مورد علاقه‌اش جان فورد که بازتاب قبلی‌اش را در بعضی از میزانسن‌های «شیر سنگی» و «در مسیر تندباد» و سریال «در چشم باد» شاهد بودیم. یک وجه دیگر این ادای دین به سینما را در استفاده از یکی از فیلم‌های شاخص نئورئالیسم، «معجزه در میلان» ساخته «ویتوریو دسیکا» در ترکیب فانتزی و واقعیت و آرمانگرایی می‌بینیم.
انگیزه و انرژی در مسیر کاری جعفری جوزانی
این نویسنده سینمایی در ادامه تصریح کرد: حسن ختام گفته من، باز به آن ترجیع بند و عناصر تکرارشونده در آثار مسعودجعفری جوزانی بر می‌گردد که مبتنی بر یک نگاه عدالت خواهانه و دغدغه‌مندی است که از یک آرمان‌خواهی تبعیت می‌کند و در عین حال، آن را پیشنهاد می‌دهد. امیدوارم این انگیزه و انرژی و روحیه ملی در مسیر بعدی فعالیت او همچنان تداوم داشته باشد.
هر تماشاگر می‌تواند مبلغ «پشت دیوار سکوت» به دیگران باشد
وی افزود: یک نکته را لازم می‌دانم یادآوری کنم؛ تماشاگران این فیلم می‌توانند مبلغان آن در نمایش عمومی باشند. در کنار این حجم انبوه فیلم‌های فاقد هویت که بخش اعظم اکران عمومی سینماهای ما را اشغال کرده‌اند، «پشت دیوارسکوت» می‌تواند یک الگوی مناسب و پیشنهاد اصیل و اینجایی باشد. من اصلاً مخالف سرگرم‌سازی نیستم، ولی به جرأت می‌توانم بگویم آن شرایط بی‌هویت و از هم‌گسیخته نیمه اول دهه ۵۰ که نمونه‌هایش را در «شمس‌الله ظفر» و «مامان جونم عاشق شده» و … می دیدیم، به‌نوعی دیگر در حال تکرارشدن است. آن‌زمان در کنار آن همه نوار متحرک، لااقل فضایی برای نفس کشیدن سینمای فرهنگی با عنوان «موج نو» بود.
چگونگی «پشت دیوار سکوت» در صف‌آرایی منطقی و متعادل اکران
جواد طوسی منتقد و نویسنده سینمای ایران در پایان سخنانش تأکید کرد: ولی الان فیلم‌هایی مانند «پشت دیوار سکوت» چگونه می‌توانند در صف‌آرایی منطقی و متعادل اکران قرار بگیرند؟ امیدوارم سیاستگذاران فرهنگی ما اگر گوش شنوایی هست؛ برای رفع این معضل که دارد به یک بحران جدی تبدیل می‌شود، چاره‌ای بیندیشند و از این حالت انفعالی بیرون بیایند. تردیدی نیست که مسیر متعالی سینمای ما در شرایطی تحقق می‌یابدکه توازن و تعادل در چرخه تولید سالانه در دستور کار قرار گیرد. «عدالت فرهنگی» یعنی تولید مناسب فیلم‌هایی از جنس «پشت دیوار سکوت»، در کنار سینمای سالم سرگرمی‌ساز. برای عینیت بخشیدن به این عدالت، می‌باید فرصت‌های تاریخی را به سهولت از دست نداد و از میز و مسئولیت محوله به‌درستی استفاده کرد تا بعدها در پیشگاه تاریخ شرمنده و روسیاه نباشیم.

نوشته هر تماشاگر می‌تواند مُبلغ «پشت دیوار سکوت» باشد اولین بار در بانی فیلم پدیدار شد.

  • تاریخ : ۲۷ام مرداد ۱۳۹۷
  • موضوع : دسته‌بندی نشده
  • بازدید : 2 views

من بازیگرم هرگز به خودم جرات ندادم کارگردانی کنم
بانی فیلم، گروه سینمای ایران: عزت الله انتظامی در طول سالهای انتشار روزنامه بانی فیلم بارها در مقابل خبرنگاران روزنامه پاسخگوی سوالات شد. بارها نیز تصویر انتنظامی روی صفحه یک روزنامه نقش بست. در طول این گفت و گوها چه بسیار خاطرات و نکات جالب که مطرح نشد و فرصتی برای بازگویی مطالبی شنیدنی از سوی آقای بازیگر فراهم آمد. به هر حال تجربه ۴ دهه حضور در تلویزیون، شش دهه حضور در سینما و چند دهه خاک صحنه خوردن می تواند زمینه ساز ایجاد تجربه ها و خاطرات تلخ و شیرین فراوانی شود.
آنچه در ادامه می خوانید، مروری است بر گفت وگوهای منتشر شده از این چهره فقید عرصه بازیگری در گفت و گو با بانی فیلم.
آتش سوزی در تئاتر سعدی و دستگیری در جریان کودتای ۲۸ مرداد
– کار هنری ام را از تئاترهای لاله زار آغاز کردم و مانند یک طلبه آموختم. در زمان جنگ جهاین دوم (سال های ۲۰ و ۲۱) به دلیل علاقه ام به کارهای نمایشی در تماشاخانه کشور مشغول به کار شدم و در کارهای مختلف شرکت داشتم. البته بدون دریافت هیچ دستمزدی کمک می کردم. در یک مسابقه پیش پرده خوانی آقای پرویز خطیبی از بین عده زیادی متقاضی من را انتخاب کردند، با پیش پرده خوانی وارد صحنه شدم و رل های کوچک بسیار زیادی بازی کردم تقریباً در تمام تئاترهای لاله زار کار کردم. عبدالحسین نوشین که از اروپا بازگشت، کلاسی تشکیل داد و من در آن کلاس شرکت کردم و با گروه او کار کردم تا زمانی که نوشین پس از تیراندازی به شاه به زندان برده شد و گروه به تئاتر سعدی در خیابان شاه آباد رفت و در آنجا کار تئاتر می کردیم تا اینکه کودتای ۲۸ مرداد اتفاق افتاد و کودتاکنندگان تماشاخانه تئاتر سعدی را به دلیل داشتن افکار چپ آتش زدند و بازیگران را هم به زندان بردند. بعد از چهار- پنج ماه که از زندان آزاد شدم به آلمان رفتم و در آنجا به کلاس های بازیگری شبانه رفتم. روزها کار می کردم بعدازظهرها از ساعت شش تا ۱۲ شب سر کلاس بودم.
بازگشت از آلمان
پس از سه سال، به تهران بازگشتم که حدود سال ۳۶ و ۳۷ بود و همه چیز آرام شده بود، تئاتر و سینما فعال شده بودند و دوبله هم راه افتاده بود. من در آن زمان با آقای مصطفی اسکویی نمایشنامه «هیاهوی بسیار برای هیچ» اثر شکسپیر را کار کردم و در اجرای «خانه عروسک» از همسرشان خانم مهین اسکویی نیز بازی کردم. سپس با گروه های تئاتری هنرهای زیبا همکاری کردم، همچنین در تلویزیون سابق ایران به صورت زنده تئاتر اجرا می کردیم، تا سال ۴۴ که تالار سنگلج افتتاح شد و کار صحنه ای را شروع کردم تا سال ۴۷ و ۴۸ که بازیگر در سینما را هم آغاز کردم… و اینکه فکر می کردم، به اینجا می رسم؟! نه؛ فقط کار می کردم و تنها یاد می گرفتم. در سن ۴۷ سالگی مجدداً به دانشگاه رفتم و درس خواندم.
بعد از فیلم «گاو»
– وقتی بعد از فیلم «گاو» مجدداً به دانشگاه می روم حتماً هدفی دارم و هدفم هم پیشرفت در کارم بود و خداوند هم کمکم کرد و توانستم تا اینجا برسم. این جوایز و تقدیرها ارزش زیادی دارند، اما هیچگاه فکر نمی کردم کارهایم چنین مورد توجه قرار گیرند و من فقط کارم را می کردم و می خواستم نتیجه آن خوب باشد.
خاطره از سمندریان
روز اولی که سر کلاس دانشکده هنرهای زیبا حاضر شدم، حمید سمندریان استاد همان کلاس بود. اومد تو و از دیدن من جا خورد، پرسید: عزت اینجا چکار می کنی؟ گفتم اومدم درس بخونم و سمندریان گفت پاشو پاشو برو بیرون که ما هم باید بیاییم از تو یاد بگیریم…
دوره مهم آموزشی در در لاله زار و تئاترهای زنده تلویزیون
– بازی در تئاترهای لاله زار و تئاترهای زنده تلویزیونی دوره آموزشی بسیار مهمی بود که می شود گفت یک دوره پیش دانشگاهی را برای من شکل داد و این دوره ها برای بازی من در جلوی دوربین سینما به کار آمد. کم و بیش نقش هایی که به بازیگران محول می شود متناسب با شرایط شخصیتی آنها مثل سن، فیزیک و اینگونه چیزهاست. وظیفه بازیگر هم این است که هر نقشی به او می دهند، تجزیه و تحلیل و بعد آن نقش را به نحو احسن ارائه کند.
تفاوت شاه «کمال الملک» و «ناصرالدین شاه آکتور سینما»
– هر پرسوناژ ویژگی های منحصر به فردی دارد که بازیگر باید آنها را در اجرا عیان کند. برای مثال من نقش ناصرالدین شاه را، هم در فیلم «کمال الملک» بازی کردم و هم در فیلم «ناصرالدین شاه آکتور سینما» اما شاه کمال الملک با «ناصرالدین شاه آکتور سینما» کاملاً متفاوت بود و فکر می کنم بازیگران ایرانی هنرمندان موفقی هستند چون چنین طیف گسترده ای از نقش را می توانند ارائه کنند.
سخت گیرتر شدن با بالا رفتن سن
– در سینما هم فیلمنامه های زیادی به من پیشنهاد می شود که آنها را می خوانم و در نظر می گیرم که آیا نقش ها متناسب وضعیت جسمانی من هستند یا خیر، مثلاً در فیلم «ستاره» های آقای جیرانی روی ویلچر نشستم، از طرف دیگر با بالا رفتن سن آدم سخت گیرتر می شود سطح توقع بالاتر می رود و دائم از خودم سوال می کنم که حالا باید چه کار کرد؟! و خیلی هم سعی ندارم که حتماً در هر کاری حضور داشته باشم، بیشتر مطالعه می کنم یا برای سناریوهایی که می دهند بخوانم یادداشت می نویسم و راهنمایی می کنم…
برای کارگردان شدن باید دستیار کیمیایی و بیضایی شد
کارگردان شدن این نیست که یک جوان ۴ سال در دانشگاه درس بخواند و شروع به فیلمسازی کند. این جوان باید دستیار بهرام بیضایی، مسعود کیمیایی و در کل بزرگان سینما شود، فن و تجربه بیندوزد و بعد کم کم خودش وارد عرصه شود. با دانشکده رفتن کسی کارگردان نمی شود. تحصیلات خیلی خوب است ولی کافی نیست. من که از سیزده سالگی فعالیت هنری کرده ام هنوز به خودم جرات نداده ام کارگردانی کنم. هر بار هم که از من خواسته شده گفته ام نه! امکان ندارد! این جایگاه و تخصص من نیست! من بازیگرم.
شب های تمرین «هالو»
این خانه که الان موزه شده، هر گوشه اش برای من خاطره است. شب هایی که این جا مثلاً «هالو» را تمرین می کردم که مال چهل و چند سال پیش است. اینجا پر از درخت بود. می آمدم تمرین می کردم. دیالوگ ها را حفظ می کردم و اینکه باید با چه لحنی بیان شان کنم. یادداشت بر می داشتم و الان اگر سناریوهایی که کار کردم را نگاه کنید پر از یادداشت هایم است. حتی توسل می کردم. پشت سناریو می‌ نوشتم پروردگارا کمکم کن.
علاقه زیاد به فیلم «حکم»
فیلم «حکم» را خیلی دوست داشتم. در عین اینکه نگران بودم که البته همیشه و در همه فیلم هایم نگرانم، انگار که دارم اولین فیلمم را بازی می کنم، شیفته کاراکتر رضا معروفی شده بودم. تا حالا چنین نقشی را بازی نکرده بودم. فیلمی را که با کیمیایی کار کردم از همه بیشتر دوست دارم. رضا معروفی همانی بود که باید باشد.از این «حکم» که با کیمیایی کار کردم و اولین همکاری من با او بود خیلی می ترسیدم.می گفتم این کیمیایی است. کارگردان بزرگی در سینماست و کلی سابقه و اعتبار دارد الان من چه کار تازه ای می توانم در فیلمش انجام بدهم.حتی فیلم که تمام شده بود جرات نمی کردم بروم ببینم. یک شب رفته بودم تئاتر ببینم آقای کیمیایی هم آنجا بود. با هم رفتیم به منزلش. گفت فیلم را می گذارم ببینی. «حکم» را دیدم. کیمیایی گفت عزت فیلم چطور بود؟ گفتم عالی بود. واقعاً خیلی خوشم آمد. من فقط یک بار با کیمیایی کار کردم و واقعاً از این همکاری راضی بودم.من نقش هایم را انتخاب می کنم و نقش رضا معروفی را خیلی دوست داشتم. ضمن اینکه دلم می خواست با کیمیایی هم کار کنم. آن هم در نقشی که امکان تازه ای را برای من فراهم کند. دوست ندارم خودم را تکرار کنم.
دفاع با افتخار از فیلم ها
تماشاگر از زمانی که پیش پرده در لاله زار می خواندم مرا می‌ شناسد. من را بزرگ کرده و آورده جلو. تماشاگر من را مجبور کرده که درست انتخاب کنم.باید کاری کنم که او می پسندد. چیزی را ارائه بدهم که ندیده. نه اینکه بیایم فیلمی بازی کنم که برای تماشاگر حرفی برای گفتن ندارد. خیلی ها هستند که فیلم های من را کنار هم دیده اند و من خجالت نمی‌ کشم که این ها را بازی کرده ام.تلاش کرده ام در ۵۲ فیلمی که بازی کرده ام آبرویم را به خطر نیندازم. این دغدغه و وسواس من اصلاً به این معنی نیست که حتماً باید نقش اول به من بدهند. یک رل کوچک هم اگر جای کار داشته باشد بازی می کنم.
نقش کوتاهی درخشان در «خانه ای روی آب»
بهمن فرمان آرا سر فیلم «خانه ای روی آب» به من نقش کوتاهی داد گفتم همین خوب است. می دانستم که در همین نقش کوتاه می شود درخشید. برایم مشهود بود که تماشاگر با دیدن من در این نقش سر ذوق می آید و به لحاظ حسی با آن درگیر می شود.
رد سناریوهای غیر قابل باور
بعد از «چهل سالگی» پیشنهاد زیاد داشتم اما هیچ کدام را نپسندیدم. همین اواخر سناریویی برای من آوردند. قصه درباره کاراکترهایی بود که مرده اند و بعد از قاب بیرون می آیند. از کارگردان پرسیدم این ها که مرده اند چه جوری حرف می زنند. گفتم در فیلم های «گاوخونی» و «روز فرشته» من مرده بودم ولی در روایت حضور داشتم جوری که تماشاگر هم آن را باور می کرد. این سناریو اصلاً باورپذیر نیست و وقتی خودم آن را باور نمی کنم فکر می کنم بعداً تماشاگر هم آن را نمی پذیرد. باز کارگردان جوان دیگری پیش من آمد و گفت نقشی در فیلمم هست که اگر آن را بازی کنید برای من خیلی باارزش است. گفتم خب این نقش چه ارزش و اعتباری برای من دارد؟ به من چه چیزی اضافه می کند؟ یا امکان تبلور چه قابلیت تازه ای را فراهم می کند؟ نقش پیشنهادی این فیلمساز هم خوب نبود و به دلم نچسبید.
آبروی بازیگر در گروی فیلم
تماشاگر ما فردا بیشتر از امروز می فهمد و انتظارش هم بالاتر می رود. فیلم یک سند است. آبروی آدم است و می ماند و هیچ جوری هم نمی شود پاکش کرد. نسل امروز توقعش بالاست. شما الان با مخاطب باسوادی مواجه هستی که فیلم های سینمای جهان را می بیند. دانشش به روز است. این نسلی که با ابزارهای مدرن سر و کار دارد، دائم در اینترنت است و باسواد است را نمی شود به راحتی راضی کرد. اگر فضای سینما خوب نباشد. اگر فیلم خوب ساخته نشود اصراری ندارم که بازی کنم.من به مردم مدیون هستم و در هیچ شرایطی نخواسته ام اعتمادشان را مخدوش کنم.
فیلم آشغال بازی نکردن
من در طول زندگی ام نخواسته ام تن به هر کار و نقشی بدهم. سریال و تلویزیون که اصلاً اهلش نیستم. در مورد فیلم سینمایی هم من باید به توقع و انتظار تماشاگری که همه این سال ها کارهایم را دنبال کرده احترام بگذارم.الان با وجود سن و سال و بیماری و گرفتاری های موجود، خیلی دلم می خواهد که مقابل دوربین بروم. خیلی تشنه بازی کردن هستم منتها در فیلمی که آن را بپسندم. اینکه بازی کنم صرف اینکه بازیگری کرده باشم اصلاً در مرام من نیست. دوست ندارم تجربه ای که این سال ها اندوخته ام را پای یک کار بی ارزش یا کم ارزش حرام کنم. صریح بگویم آشغال بازی نمی کنم.

نوشته پشت سناریوها می‌ نوشتم پروردگارا کمکم کن! اولین بار در بانی فیلم پدیدار شد.

  • تاریخ : ۲۷ام مرداد ۱۳۹۷
  • موضوع : دسته‌بندی نشده
  • بازدید : 3 views

پردیس سینمایی چارسو به عنوان میزبان سومین جشنواره ملی فیلم سلامت انتخاب شد.
به گزارش رسیده، با نزدیک شدن به ایام برگزاری سومین جشنواره فیلم سلامت، پردیس سینمایی چارسو به عنوان میزبان این جشنواره برای نمایش آثار منتخب در بخش‌های سینمایی، مستند، کوتاه، دانشجویی و تلویزیونی و همچنین برگزاری نشست‌ها و برنامه‌ها انتخاب شد.
سومین جشنواره ملی فیلم سلامت با هدف نمایش آثار ایرانی با محوریت نقش سلامت در زندگی انسان و با شعار «سلامت برای همه؛ اجتماعی شدن سلامت» از تاریخ ۱ تا ۵ شهریور ۹۷ به دبیری دکتر محمد کیاسالار برگزار می‌شود.

نوشته پردیس سینمایی چارسو میزبان جشنواره فیلم سلامت شد اولین بار در بانی فیلم پدیدار شد.